آنها به همینگوی نگاه دیگری می کنند ، بنابراین شما هم می توانید ، بیش از حد

[ad_1]

آیا ممکن است در این لحظه ، بر سر ارنست همینگوی چیز دیگری خرابکارانه باشد.

گرچه تأثیر او بر نسل نویسندگان گریزناپذیر است ، اما او به عنوان آواتار مردانگی سمی ، پاپ تپنده نامه های آمریکایی دیده می شود ، و همه را فدای کار ، سرسخت و بی ثبات می کند ، و به طور سریالی همسر خود را برای همسر دیگر دور می کند.

و با این وجود این تناقض باعث شده است که او مورد توجه مستندسازان کن برنز و لین نوویک قرار گیرد ، که با هم در مجموعه های عمیقی مانند “جنگ ویتنام” و “بیس بال” کار کرده اند.

اینکه همینگوی نویسنده ای است که در شکل بسیار کمک کرده است اما پر از پیچیدگی است – یا اینکه یک کلمه الکتریکی دیگر را از لحظه فعلی ما قرض بگیرد ، که “مشکل ساز” است – فقط به نظر می رسد او را بیشتر به یک قرعه کشانده است .

سری جدید سه قسمتی برنز و نوویک در همینگوی ، که پخش آن از روز دوشنبه از شبکه PBS آغاز می شود ، بدون آنکه بخواهد هیچکدام را مرتب کند ، به مرد و نویسنده نزدیک می شود. اعتیاد به الکل ؛ زنانه شدن یهودی ستیزی و نژادپرستی نه چندان ظریف ؛ شیرها و فیلهای بسیار زیاد ، همه چیز آنجاست. اما احترام نسبت به موهبت های ادبی او نیز وجود دارد ، تمایل به یادآوری آنها و حتی معرفی ابعاد جدید ، مانند علاقه آشکار همینگوی به روان بودن جنسیت.

به نظر می رسید برنز و نوویک در یک مصاحبه ویدیویی از خانه هایشان ماه گذشته در چالش احیای همینگوی و اجازه دادن به “اسرار” خود ، همانطور که برنز گفت ، در کنار اسطوره ماندگار این مرد زندگی می کنند خوشحال بودند. آنها همچنین در مورد روابط او با زنان بحث کردند ، اینکه چه بخشهایی از او را در خود می بینند و کتاب همینگوی را که همیشه به آن بازمی گردند. اینها بخشهایی ویرایش شده از مکالمه است.

چرا همینگوی اکنون؟

KEN می سوزد خوب ، می دانید ، ما “اکنون” نداریم. ما در مورد همینگوی از اوایل دهه 80 صحبت می کردیم. پس از تصمیم ما برای انجام جنگ داخلی ، یک تکه کاغذ پیدا کردم که می گفت: “آیا همینگوی ، بیس بال را انجام ده” ، و سپس در پایان چیزها و در نوجوانان در لیست ها نشان داده شد. ما نمی دانستیم که انجام این کار شش سال طول می کشد. ما زمان آن را پیش بینی نمی کنیم. ما فقط می دانیم که هر پروژه ای که روی آن کار می کنیم در زمان حال طنین انداز خواهد شد ، زیرا ماهیت انسان تغییر نمی کند.

اما شما باید آگاه باشید که شاید همینگوی نوعی شخصیت تاریخی نبوده که عموم مردم در سال 2021 مشتاق گذراندن او باشند.

LYNN NOVICK ما از این واقعیت آگاه هستیم که او شخصیتی بحث برانگیز است. و این که افرادی هستند که شخصیت عمومی او را چنان ناامید می کنند که کارهای او را نخوانده اند یا نمی خواهند کار او را بخوانند. اما ما در دوره هایی زندگی می کنیم که تمام این شمایل های گذشته خود را دوباره ارزیابی می کنیم. و هیچ راهی بهتر از این نیست که به ارنست همینگوی نگاه کنید. بعضی از آنها بسیار زشت و بسیار دشوار است. و اگر شما یک زن یا یک فرد رنگین پوست هستید ، یا یهودی هستید ، یا بومی آمریکا هستید ، مواردی در همینگوی وجود دارد که واقعاً بسیار سخت خواهد بود. اما او به عنوان یک شخصیت ادبی و از نظر تأثیرگذاری آنقدر مهم است که به نظر می رسد نادیده گرفتن او فقط از مشکل جلوگیری می کند.

آنچه در کار او بیشترین طراوت را حفظ می کند این توانایی بود که باید کاملاً به خواننده اعتماد کند.

می سوزد این چیز زیبایی است. و چیزی که من اغلب به آن برمی گردم این است که این مردی است که در حال بیرون آمدن از یک سنت مدرنیستی است که در آن همه پیچیده هستند. جویس و فاکنر ، آنها واقعاً فوق العاده پیچیده هستند. و همانطور که استیو کوشمن ، محقق ادبیات در فیلم می گوید ، همینگوی جرات کرد که سادگی را جعل کند. آنچه او فهمید این است كه شما می توانید از این جملات به ظاهر ساده استفاده كنید ، و آنها مثل هر پاراگراف طولانی Joycean یا جمله فاكنر باردار خواهند بود. خیلی چیزها زیر سطح بود. و از شما می خواهد که به جستجوی معنی بپردازید. این فقط نحوه سفارش دادن یک وعده غذایی فرانسوی یا شلیک مسلسل نیست ، بلکه در مورد زندگی و مرگ و این س questionsالات اساسی انسان است. و او می گوید ، من قصد ندارم از این طریق شما را راه بیندازم. وقتی کار می کند برای من مسحور کننده است. هیچ چیز بهتر نیست

شگفت آورترین چیز برای من موضوع سیالیت جنسیتی بود که از طریق سریال پخش می شود و به نظر می رسد همه چیزهایی را که فکر کرده ایم درباره همینگوی است ، پشت سر می گذارد – این واقعیت که او مایل بود جنسیت خود را آزمایش کند و تصور کند که یک نقش زن

نوویک من فکر می کنم دنیا برای اولین بار وقتی این خانواده در دهه 1980 پس از مرگ “باغ بهشت” را منتشر کردند ، اشاره ای به این موضوع کرد. اما فکر نمی کنم ما از گفته های وی در مورد او کاملاً استقبال کنیم. حتی وقتی که منتشر شد اکنون چارچوبی برای گفتگو در مورد آن داریم که آن زمان به عنوان فرهنگ نداشتیم. به همین دلیل او هرگز “باغ بهشت” را منتشر نکرده است. برای او موضوع خطرناکی است که بخواهد وارد شود. حتی در یک نسخه خطی منتشر نشده ، حتی در زندگی خصوصی او ، با توجه به اینکه کیست. و سپس مشکلات عظیمی که او با پسرش داشت و او نیز به همان چیزها علاقه داشت وجود داشت. این باعث درگیری آشتی ناپذیر بین آنها شد ، که بسیار ناراحت کننده است.

می سوزد بسیار جالب است که او این کار را از طریق دنبال می کند ، و نه کورکورانه ، یعنی اینکه فکر می کنم آگاهی در آن وجود دارد. به خاطر همدردی اش با شخصیت های زن در داستان هایی مانند “بالا در میشیگان” و “تپه هایی مانند فیل های سفید” ، از او خواسته است که از همه همسرانش کوتاه شود. فکر نمی کنم مثل این باشد ، اوه ، من نمی توانم این را از کیسه خارج کنم. فکر می کنم او دارد به سمت آن حرکت می کند. و او همیشه آن را کشف می کند.

همسران همچنین کل سریال را سوراخ می کنند ، و هنگامی که او از هادلی ریچاردسون به پائولین فایفر به مارتا گلهورن به مری ولز می رود ، بخش بزرگی از ساختار می شود. واضح است که او در زندگی خود همیشه به عنوان لنگر و هم به عنوان فویل به یک زن احتیاج دارد.

می سوزد شما باید او را داشته باشید و باید او را ترک کنید یا باید با او بد باشید. ادنا اوبراین [an Irish writer who appears in “Hemingway”] در افتتاحیه می گوید: دوست دارم او عاشق شود. اما او همچنین می داند که او مجبور است از همه اینها فرار کند تا بتواند مطالب جدیدی را برای خود فراهم کند.

نوویک شما احساس می کنید که به نوعی نوعی پیشرفت دستگیر شده یا چیزی وجود دارد که او فقط به نوعی در این مکان گیر کرده است و نیاز به داشتن این عاشقانه عالی دارد. و بعد وقتی زندگی عادی یا تنش ها یا مشکلات پیش می آید ، او آنجا نیست. از نظر من جذاب ترین رابطه با مارتا گلهورن است زیرا او می تواند خودش را با او حفظ کند. وقتی آنها دور هم جمع می شوند بسیار هیجان انگیز است ، حتی اگر او در حال تقلب از پائولین باشد. اما در ارتباطات حرفه ای آنها چیز جالب توجهی وجود دارد. و سپس او نمی تواند با آن کنار بیاید.

اگر همینگوی یکی از کهن الگوهای بزرگ ما در مورد این هنرمند باشد ، آیا چیزی وجود دارد که از خود در او تشخیص دهید؟

می سوزد فقط یک چیز. من فکر می کنم که ما یک اصول اخلاقی کاری قوی و نظم و انضباطی داشته و داشته ایم. و راضی نبودن تا زمانی که واقعا تمام شود. و ما از گرفتن صحنه ای که در حال حاضر کار می کند و از بین بردن آن ترس نداریم زیرا اطلاعات جدیدی یاد می گیریم. متن های ما فقط با همان نوع خط کشی و اصلاحاتی که همینگوی انجام داده پر شده است.

نوویک همینگوی شما را از همان کلمه اول کف دست خود دارد. و شما می دانید ، من شخصاً احساس می کنم باید بسیار خوش شانس باشم که هرگز قادر به انجام چنین کاری هستم. بنابراین ما قصه گوی هستیم و وسواس و دوباره کاری که کن درباره آن صحبت می کند در خدمت تلاش برای روایت یک داستان خوب است. و این نمونه ای است که او در بهترین حالت با همه نقص هایش برای ما گذاشت.

بنابراین آیا شما با یک کار مورد علاقه همینگوی از این روند بیرون آمده اید؟

نوویک همان کاری است که در شروع کار مورد علاقه من بود ، که جای تعجب دارد زیرا تقریباً همه موارد را می خوانم یا بازخوانی می کنم. من با “خداحافظی با اسلحه” شروع کردم و با آن پایان یافتم. من عاشق داستان های کوتاه هستم ، اما عاشق غواصی در یک رمان عالی هستم. و این ، یکی از رمان های بزرگ همیشه برای من است. این شعر ناب از همان اولین کلمات است. این برداشت مینیمالیستی کلاسیک همینگوی نیست. این یک داستان حماسی بزرگ است و همه چیزهایی را که باید بدانید به شما می دهد. و حتی اگر می دانم که چگونه پایان می یابد ، بدیهی است ، من عاشق بازخوانی آن هستم ، زیرا هر بار که از آن عبور می کنم چیزهای مختلفی می بینم. زیباست. ویرانگر است حماسی است و برای من بی انتهاست.

می سوزد آنچه او گفت. من قهرمان داستان های کوتاه هستم ، و می توانم 10 مورد را که واقعاً در قایق من شناور هستند ، فهرست کنم ، مانند “برف های کلیمانجارو” و دو قسمت “رودخانه بزرگ دو قلب”. اما اگر رمان مورد علاقه باشد ، باید “خداحافظی با اسلحه” باشد.

کتابهای نیویورک تایمز را دنبال کنید فیس بوک، توییتر و اینستاگرام، ثبت نام برای خبرنامه ما یا تقویم ادبی ما. و به ما گوش دهید پادکست نقد و بررسی کتاب.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>