آنها همسایه خوب و پیر همسایه بودند. سپس اولین بدن روشن شد.

[ad_1]

این زوج بزرگتر برای اولین بار در یک شب زمستانی در تهران مورد توجه عموم قرار گرفتند ، وقتی پسر کارگردان فیلمشان آنها را پس از نمایش به صحنه دعوت کرد. آنها ضعیف ، و به ظاهر خجالتی بودند ، و مرد جوان به مادرش کمک کرد تا از پله ها بالا برود ، سپس بازوی خود را به دور شانه پدر خود جمع کرد.

پنج سال قبل بود.

اکنون پسر آنها درگذشته است و اکبر خرمدین 81 ساله و همسرش ایران موسوی 74 ساله به اتهام قتل وی و در پیچ و تاب که ایرانیان را شوکه و پرچین کرده است ، قتل یک دختر و دامادی در طول یک دهه. مقامات می گویند ، قربانیان مواد مخدر ، خفگی ، چاقوکشی و سپس تکه تکه شدند.

این زوج به جنایات خود اعتراف کرده اند ، اما اگر آقای خرمدین ، ​​سرهنگ بازنشسته ارتش و خانم موسوی ، خانه دار ، پشیمان شده باشند ، کتمان آن را به خوبی انجام داده اند.

آقای خرمدین در مصاحبه تلویزیونی از بازداشت گفت: “من هیچ قصدی برای هیچ قتل ندارم.” “من افرادی را کشته ام که از نظر اخلاقی بسیار فاسد بودند.”

خانم موسوی دیگر هیچ تحقیرآمیزی ظاهر نشد.

او اندکی پس از دستگیری در مصاحبه تلویزیونی گفت: “ما با هم تصمیم گرفتیم.” شوهرم پیشنهاد داد و من هم قبول کردم. من رابطه بسیار خوبی با شوهرم دارم. او مرا نمی زند و به من فحش نمی دهد. “

قاضی محمد شهریاری ، رئیس دادرسی های جنایی در تهران ، گفت كه محققان معتقدند انگیزه این قتل ها اختلافات خانوادگی بوده است. مقامات به رسانه های ایرانی گفتند که این زوج در حال ارزیابی روانپزشکی هستند.

اگر بگوییم این پرونده از زمان پیدا شدن بقایای پسر این زوج ، بابک 47 ساله ، در یک سطل آشغال در ماه مه ، روح و روان ایرانیان را به هم ریخته است ، کم لطفی خواهد بود.

در حال حاضر ، ایرانیان به دلیل همه گیر شدن همه گیر ، کمبود واکسن ، اقتصادی تحت فشار تحریم ها و احتمال سرکوب اجتماعی بیشتر با در دست گرفتن محافظه کاران تندرو دولت ، مورد آزار و اذیت ایرانیان قرار گرفته بودند. اما اتهامات وارد شده به زوج مسن عصبی را لمس کرد.

برای ایرانیان ، خانه مترادف با حرم مقدس است و والدین مسن ، به ویژه مادران ، به عنوان چهره هایی مقدس مانند احترام می گذارند. و بنابراین آنها با سردرگمی و خشم نسبت به هر پیچ و خم قضیه و رفتار والدین پس از دستگیری واکنش نشان داده اند.

عکس ها در رسانه های ایران نشان می دهد که آقای خرمدین با لباس خواب زندان پوشیده و علامت پیروزی چشمک می زند. وی به مقامات گفت که همه کار را دوباره انجام خواهد داد – و حتی ممکن است در صورت آزادی دو فرزند بزرگسال دیگر خود را نیز بکشد ، بر اساس گزارش های خبری.

این زوج پس از دستگیری کارگران بهداشت در جمع آوری سطل آشغال در 15 مه دستگیر شدند. این کشف در یک مجتمع بزرگ آپارتمانی معروف به نام شهرک اکباتان انجام شد ، جایی که بابک خرمدین ، ​​کارگردان فیلم نسبتاً ناشناخته ، با پدر و مادرش زندگی می کرد . مقامات می گویند ، کارشناسان پزشکی قانونی از یک تکه دست اثر انگشت گرفتند و وی را به عنوان مقتول شناسایی کردند.

مقامات می گویند هنگامی که محققان شب قبل از کشف اعضای بدن ، تصاویر دوربین مداربسته را از آسانسور ساختمان بررسی کردند ، آنها مشاهده کردند که این زن و شوهر کیسه های بزرگ پلاستیکی زباله و یک چمدان دستی را حمل می کنند. مادر درب آسانسور را باز نگه داشت در حالی که پدر چند سفر با کیسه ها انجام داد و آنها را برای مکان تنظیم کرد. در یک لحظه ، فیلم منتشر شده در رسانه های ایران نشان می دهد ، او نگاهی به آینه انداخته و کلاه خود را تعمیر می کند.

مقامات می گویند ، هنگامی که پلیس برای بازجویی از والدین در آپارتمان آنها حاضر شد ، آنها به قتل اعتراف کردند – اما به زودی مشخص شد که پرونده بیشتر است. طی چند روز آینده ، محققان گزارش های افراد مفقود شده را برای دختر آرزو دختر ، که در سال 2018 ناپدید شد ، و همسرش فرامرز ، که در سال 2011 ناپدید شد ، ثبت کردند.

مقامات می گویند این زوج سپس اعتراف کردند که آنها را نیز کشته اند.

آنها دقیقاً مانند قاتلان زنجیره ای ، طی سالها الگویی را اتخاذ کردند ، آنها به بازجوها گفتند: این زوجین ابتدا قرص های خواب آور را در غذا مخلوط کردند تا قربانیان خود را تسکین دهند. سپس آنها را بسته ، خفه و ضربات چاقو زدند. سرانجام ، آنها اجساد موجود در وان را تکه تکه کرده و بقایای آنها را در سطل های زباله پراکنده در اطراف شهر از بین بردند.

در مصاحبه های تلویزیونی ، والدین گفتند که آنها فرزندان خود را کشته اند زیرا آنها از سبک زندگی خود تأیید نمی کنند. آنها پسر خود را به پرخاشگری جسمی متهم کردند و گفتند که او آزادانه از آنها آزاد می شود و با دوست دختر رابطه برقرار می کند. آنها ادعا كردند كه دختر آنها به مواد مخدر معتاد بوده و مشروبات الكلی می نوشید ، در حالی كه شوهرش سوive استفاده و مواد مخدر می كرد.

دوستان بابک و آرزو می گویند که این توصیفات با افرادی که می شناختند غیر ممکن است.

نیما عباسپور ، کارگردان 46 ساله سینما در تهران که به او در ساخت اولین فیلم کمک کرد ، گفت: “برای ما که بابک را می شناختیم ، این همه باورنکردنی و بسیار عجیب است.” “آنها مانند یک خانواده معمولی به نظر می رسیدند. او مردی قابل احترام و مطبوع بود ، مردی بسیار آرام. “

“آرزو دختری بسیار ساکت بود. او هرگز به کسی صدمه ای نزد و بزرگ شد بسیار مطیع بود و حتی دوست پسر نداشت. “ژاله 47 ساله ، یک همکلاسی و همسایه گفت. ژاله گفت بعد از ناگهانی آرزو ، دوستان هر وقت به مادرش برخوردند از او س aboutال می کردند. وی به آنها گفت دخترش به ترکیه مهاجرت کرده است.

هنوز هفته گذشته ، خانم موسوی در یک نوار صوتی از زندان که توسط خبرگزاری فعالان حقوق بشر ، یک گروه حامی مستقر در واشنگتن منتشر شد ، با گفته قبلی خود در مورد رابطه با همسرش مخالفت کرد. وی گفت شوهرش با او بدرفتاری کرده و او را به تجاوز به آرزو متهم کرده است.

طی یک سال گذشته ، به اصطلاح قتل های ناموسی در ایران خبرساز شده است. یکی شامل یک جوان همجنسگرای 20 ساله بود که توسط برادر و پسر عموهایش کشته شد و دیگری دختر 14 ساله ای که پس از فرار با دوست پسرش در یک دهکده کوچک توسط پدرش گردن زده شد.

در یک جامعه در حال تغییر ، هرچه جوانتر و مترقی تر ایرانی ها تحت تقاضای اعضای بزرگتر خانواده خود سر و کله می زنند ، این قتلها چیزی حساب شده است.

تقاضاهای جدیدی برای اصلاح قانون مجازات ایران مطرح شده است ، که براساس قانون شرع اسلامی پیش بینی کرده است به عنوان سرپرست فرزندان ، پدران و پدربزرگ ها به دلیل قتل خود از مجازات اعدام معاف هستند. حداکثر مجازات آنها 10 سال زندان است.

این بدان معناست که آقای خرمدین و همسرش که به گفته مقامات قرار است به زودی متهم شوند ، می توانند به دلیل قتل دامادشان به مجازات اعدام محکوم شوند ، اما کشته شدن فرزندانشان.

پس از قتل های خرمدین ، ​​قوه قضائیه اعلام كرد كه از پارلمان خواسته است تا قانون جزایی را اصلاح كند تا مجازات اولیای مرد به دلیل قتل افزایش یابد.

در مجتمع مسکونی گره خورده شهرک اکباتان ، که این زوج 40 سال در آن زندگی می کنند ، ساکنان آنها را به یاد می آورند که برای همسایگان از بچه ها مراقبت می کنند ، با مغازه داران چت می کنند و شب ها در باغ ها گردش می کنند.

یکی از ساکنان ، مینو ، مادر 51 ساله دو فرزند ، که فقط نام کوچک خود را به این دلیل گفت که از خانواده می ترسد ، گفت: “ما نمی توانیم درک کنیم که قاتلی در میان ما زندگی می کردند.” “ما ممکن است هر روز از کنار آنها بگذریم و سلام کنیم. این آپارتمان کنار ما خانه ای وحشتناک بود و هیچ یک از ما نمی دانستیم. “

ده ها تن از ساکنان در پست های شبکه های اجتماعی گفتند که آنها از سوار شدن آسانسوری که بدن در آن است خودداری می کنند. و آنها از شهرداری خواستند سطل زباله را که در آن بابک پیدا شده بود برداشته و در آنجا درخت بکارد.

دوستان بابک خرمدین یادآوری می کنند که در آن شب زمستان وقتی پدر و مادرش را روی صحنه دعوت کرد ، گفت فیلمی که او اکران کرده بود یک داستان شخصی بود ، درباره یک مهاجر دلتنگ در لندن که به خانه می رود تا در کنار مادرش باشد.

امیرالی علائی ، 41 ساله ، فیلمبردار ، گفت: “آرزوی او این بود که از طریق فیلم هایش بر جامعه و مردم تأثیر بگذارد.” “اما او برای همیشه به عنوان قربانی یکی از وحشتناک ترین و خشونت بارترین قتل های ایران به یادگار خواهد ماند.”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>