آنچه رسانه ها از زمان کلمباین آموخته اند

[ad_1]

هفته گذشته ، Brianna Keilar ، مجری CNN ، برای دومین بار در کمتر از یک هفته خود را دید که بینندگان را از طریق تشریفات شنیع تلاش و شکست ، برای درک یک تیراندازی دسته جمعی دیگر راهنمایی می کند.

این بار ، 10 نفر در یک فروشگاه مواد غذایی در بولدر ، کولو کشته شده بودند. او فقط چند روز قبل ، با یک بازمانده از عصبانیت در سالن های ماساژ در منطقه آتلانتا مصاحبه کرده بود. در سال 2019 ، خانم Keilar گزارش در مورد تیراندازی پشت به پشت در ال پاسو ، تگزاس و دیتون ، اوهایو. در سال 2018 ، او با بستگان دانش آموزان کشته شده در تیراندازی در Parkland ، Fla صحبت کرد.

روزنامه نگاران صداوسیما مانند خانم کیالار 40 ساله اکنون بخش عمده ای از گزارش های خود را صرف نمایش یک نمایش وحشت بی پایان و منحصر به فرد آمریکایی کرده اند: قتل عام اسلحه تصادفی. وی اولین روزنامه نگار CNN بود که در سال 2007 وارد پردیس ویرجینیا تک شد. و وی در سال 1999 دانشجوی سال اول دانشکده بود و شاهد پخش این شبکه از فاجعه در دبیرستان کلمباین در لیتلتون ، کولو بود.

همه اینها در ذهن خانم کیلار سه شنبه جریان داشت که وقتی او روی آنتن بود ، پس از گزارش خبرنگار درباره ریکی اولدز ، مدیر سوپرمارکت بولدر 25 ساله که به قتل رسید ، مکث کرد. “من فقط تعجب می کنم ، آیا می توانید تعداد دفعاتی را که چنین داستانی را پوشش داده اید بشمارید؟” پرسید ، صدایش گیر افتاد. “آیا شمارش را از دست داده اید؟”

خانم كیلار در حالی كه خاطره پخش احساسی خود را كه به طور گسترده در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد ، در مصاحبه ای گفت: “من فقط این احساس وحشتناك دژاوو را داشتم.” اگر تمام مدت این موضوع را بپوشانید ، ممکن است بی حس شوید. زیرا به نوعی قابل توجه نمی شود. این چیز کاملاً غیرقابل قبول است و باید فوق العاده باشد ، قابل توجه نیست. “

روزنامه نگارانی که از چندین تیراندازی دسته جمعی گزارش داده اند ، می گویند این لحظات ناراحتی ، ناامیدی و برای برخی از افراد احساس بیهودگی در برابر تکرار نوع ناخوشایند دارد. هم اکنون یک کتاب نمایشنامه به خوبی توسعه یافته است که خبرنگاران شبکه و نویسندگان روزنامه ، از جمله بسیاری از خبرنگاران نیویورک تایمز ، هنگام سفر به یک شهر مصیبت زده دیگر ، به آن مراجعه می کنند. با کسانی که قربانیان و فرد مسلح را می شناسند صحبت کنید. در مراسم های مراقبت و تشییع جنازه شرکت کنید اطلاعات را از پلیس و دادگاه ها جمع آوری کنید. گزارش احتمالی حمله را با احتمال بالقوه ای که می توان توجه بیش از حد به عنوان تمجید از مهاجم را در نظر گرفت ، متعادل کنید.

لستر هولت ، مجری برنامه “NBC Nightly News” در مصاحبه ای گفت: “من آن را چک لیست می نامم: شوک ، وحشت ، خشم.” “همه چیز بسیار آشنا است و همه می دانند که چه نقشی را باید ایفا کنند و س questionsالاتی را که باید پاسخ دهند و نحوه بازی این مسائل را می دانند. زیرا متأسفانه ، آنها بسیار قابل پیش بینی هستند. “

آقای هولت ، که از تیراندازی در ال پاسو گزارش داده است. لاس وگاس؛ نیوتاون ، کان. اورلاندو سانتافه ، تگزاس؛ سن برناردینو ، کالیفرنیا ؛ و ساترلند اسپرینگز ، تگزاس – یک لیست طولانی اما به هیچ وجه جامع – گفت که او در نظر دارد خشونت این ماه در کلرادو و جورجیا را با توجه به بازگشت آهسته این کشور از بیماری همه گیر ویروس کرونا در نظر بگیرد.

وی گفت ، “تیراندازی ، متأسفانه بخشی از وضعیت عادی در این کشور است.”

ممکن است روزنامه نگاران گزارش دهنده کلمباین در نظر نگرفته باشند که وقایع مورد پوشش آنها چقدر روتین می شود. دیو کالن برای کتاب خود در مورد تیراندازی ، به تجزیه و تحلیل پوشش رسانه ای پرداخت و دریافت که بلافاصله پس از حمله لیتلتون ، اخبار شبکه بیش از 40 بخش را نشان می دهد ، CNN و Fox News دارای رتبه بندی تاریخی بالایی هستند و تایمز اشاره کرد کلمباین نزدیک به دو هفته در صفحات نخست خود قرار دارد.

آقای کالن ، در مصاحبه ای گفت که او معتقد است خبرنگاران از همان قسمت اول درسهای مفیدی را جذب کرده اند. “در سال 1999 ، همه آنچه را شنیدیم ، به عنوان انجیل در نظر گرفتیم. حدس خیلی سریع به واقعیت تبدیل شد. “

پس از کلمباین ، سازمان های خبری سریعاً آنچه را که آقای کالن “افسانه” در مورد تیراندازی خواند ، رسمیت بخشیدند: این که قاتلان بچه های گوت را مورد انتقام قرار می دادند و انتقام جوک های محبوب را می گرفتند. بیشتر این روایت ناشی از تهیه منابع معیوب بود و آقای کالن گفت که وی می داند روزنامه نگاران اکنون با احتیاط بیشتری به نتیجه گیری زودرس درباره انگیزه های یک مهاجم می پردازند. وی گفت: “ما چیزها را با یک دانه نمک می گیریم.” “در سال 1999 نمکی وجود نداشت.”

گزارشگران آموخته اند كه بيشتر از اينكه مرتكب شوند ، بيشتر بر روي قربانيان تمركز كنند. این یک تغییر بود که در رسانه های اجتماعی به صدا در آمد ، زیرا خوانندگان در توییتر از سازمان های خبری درخواست می کردند تا بیش از آنچه که فرد مسلح در نظر گرفته است ، بیشتر به افرادی که در تیراندازی در آتلانتا کشته شده اند ، و همچنین توجه به جنایات علیه آمریکایی های آسیایی تبار توجه کنند. انگیزه

آقای کالن یک کنفرانس روزنامه نگاری را در سال 2005 به یاد آورد که در آن این ایده را مطرح کرد که خبرنگاران باید از تمرکز بیش از حد روی فرد مسلح خودداری کنند. وی گفت: “من عملاً از صحنه فریاد کشیدم.” “حالا ، وقتی نام یک تیرانداز از یک پرونده قدیمی را در تلویزیون ذکر می کنم ، توئیت های عصبانی مردم را دریافت خواهم کرد. انتظار عمومی تغییر کرده است. “

معمولاً از روزنامه نگاران انتظار می رود هنگام جمع آوری حقایق بی علاقه در مورد یک واقعه غم انگیز ، احساسات خود را کنار بگذارند. اما همیشه این امکان وجود ندارد و آقای هولت گفت که مهم است “گزارش این موارد غیرعادی ، غیر طبیعی”.

آقای هولت ، از “NBC Nightly News” ، گفت: “من فکر می کنم کمی عصبانی بودن خوب است.” “به عنوان یک روزنامه نگار ، ناراحت یا عصبانی بودن از قتل عام ، افرادی که روز خود را می گذرانند ، خرید می کنند ، و توسط یک غریبه قطع می شوند ، یک موقعیت سردبیر نیست. ناراحت بودن از این موضوع اشکالی ندارد. “

گیل کینگ ، مجری “CBS This Morning” ، تجربه ای از احساس “مثل اینکه یک بار دیگر در روده لگد خورده اید” را توصیف کرد.

وی با استناد به عبارتی كه به استیو هارتمن ، یكی از همكاران CBS نسبت داد ، گفت: “ما تقریباً می دانیم كه این داستان چگونه پیش خواهد رفت”: ما عزادار می شویم ، دعا می كنیم “

وی افزود: “نگرانی من این است که ما در حال حساسیت زدایی هستیم.” “من نمی خواهم به ما حساسیت نشان دهیم.”

و برخی از خبرنگاران مجبورند که آن را تحمل کنند ، و در مورد آن بارها و بارها در جوامع خود گزارش دهند.

کریس واندروین 47 ساله پس از تیراندازی در کلمباین به عنوان خبرنگار جوان در آنجا بود. او برای گزارش از تیراندازی سالن سینما آرورا در سال 2012 بود. و او مجبور شد در حین تیراندازی در بولدر روز دوشنبه تیمی از خبرنگاران را هدایت کند.

آقای وندروین ، مدیر گزارش در KUSA ، وابسته به NBC در دنور ، در مصاحبه ای گفت: “هنگامی كه من در دانشكده روزنامه نگاری تحصیل می كردم ، تصور می كردم كه موارد دیگری را نیز پوشش خواهم داد.”

او درسهای دردناکی را به یاد آورد که او و همکارانش از تیراندازی کلمباین گرفته بودند. چندین خبرنگار که آن واقعه را پوشش می دادند با افراد جامعه از جمله والدین قربانیان ارتباط نزدیک داشتند. وی گفت که این امر به آنها کمک کرد یک س importantال مهم بپرسند: “ما به عنوان روزنامه نگار چه چیزی را می توانیم یاد بگیریم که غم و اندوه را اضافه نکنیم؟”

پس از آرورا ، KUSA اعضای خانواده قربانیان را به ایستگاه دعوت کرد. آنها برای مصاحبه آنجا نبودند. وی گفت: “هیچ داستانی ، هیچ چیز.” “فقط برای کمک به ما در پوشش خود.”

آقای وندروین گفت كه از طریق آن گفتگوها ، ایستگاه تصمیم گرفت كه همان تیر لیوان مسلح را بارها و بارها نشان ندهد. و او گفت که همچنان به نقشی که رسانه های خبری در الهام بخشیدن به قاتلان آینده دارند ، ادامه داد. وی گفت: “من نگران هستم كه در آنجا افرادی وجود داشته باشند كه به دلایل مختلفی ممكن است بخواهند آنها را به رسمیت بشناسند ، و سپس آنها این تأكید شدید را روی فردی می بینند كه مدام تصویر خود را نشان می دهد.”

روز دوشنبه ، آقای وندروین در جلسه ای درباره یک داستان تحقیقی بود که از یک تهیه کننده خبر آمد: در یک فروشگاه مواد غذایی در بولدر تیراندازی شده بود. تجربه گریم سریع شروع شد.

وی گفت: “هر روزنامه نگار داستانهای سختی را پشت سر می گذارد.” “ما با آن تنها نیستیم. فقط جای تأسف است که ما در کلرادو داشته ایم ، تعدادی از این موارد ، که به دلیل عدم اصطلاح بهتر ، آموزش هایی در مورد چگونگی مقابله با این موارد به ما داده اند. اما هنوز هم افتضاح خواهد بود. “

تیم خبرنگاران وی ممکن است در شمار معدودی از افراد رسانه های خبری باشند که پس از قتل عام را پوشش می دهند ، که از نظر وی کار دشواری خواهد بود. گزارشگران ملی پس از کلمباین ماه ها در منطقه اقامت داشتند. وی گفت ، پس از آرورا ، آنها چند هفته در آنجا ماندند. وی مظنون است که چند روز طول خواهد کشید تا خبرگزاری های ملی بولدر را ترک کنند.

وی گفت: “شاید کشور از آنها خسته شده باشد.” “من از آنها خسته شده ام. اگر هرگز مجبور نشدم یکی از این موارد لعنتی را دوباره پوشش دهم ، خوب خواهم شد. “

وی افزود: “اما هیچ چیز تغییر نمی کند.” “این چیزی است که من را آجیل می کند. هیچ تغییری نمی کند. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>