آژانس های جاسوسی به عنوان متحدان جدید افغانستان به دنبال متحدین خود هستند

[ad_1]

کابل ، افغانستان – آژانس های جاسوسی غربی رهبران منطقه ای خارج از دولت افغانستان را ارزیابی می کنند و از آنها خواستگاری می کنند که ممکن است مدتها پس از خروج نیروهای آمریکایی در مورد تهدیدات تروریستی اطلاعاتی ارائه دهند، به گفته مقامات فعلی و سابق آمریكا ، اروپا و افغانستان.

تلاش نشان دهنده یک نقطه عطف در جنگ است. در حال حاضر به جای یکی از بزرگترین مأموریت های آموزش نظامی چند ملیتی ، شکار اطلاعات و دارایی های اطلاعاتی است. علی رغم دیپلمات هایی که می گویند دولت افغانستان و نیروهای امنیتی آن قادر به ایستادگی خود خواهند بود ، این اقدام نشان می دهد که آژانس های اطلاعاتی غرب در حال آماده سازی برای احتمال – یا حتی احتمالاً – سقوط دولت مرکزی و بازگشت اجتناب ناپذیر به جنگ داخلی هستند .

پروکسی های خواستگاری در افغانستان به دهه های 1980 و 90 برمی گردد ، زمانی که این کشور تحت کنترل شوروی قرار داشت و سپس به یک درگیری جناحی بین رهبران منطقه تبدیل شد. غرب غالباً از نظر اطلاعاتی به جنگ سالاران مخالف وابسته بود – و گاه از طریق روابط مغایر با جمعیت افغانستان از آنها حمایت مالی می کرد. چنین سیاستهایی غالباً ایالات متحده را وادار می کند تا توجه کارگزارانی را که با وقاحت نقض حقوق بشر مرتکب می شوند ، ببیند.

از میان نامزدهایی که امروز برای جمع آوری اطلاعات در نظر گرفته می شود ، فرزند احمد شاه مسعود ، مبارز مشهور افغان است که در دهه 1980 جنگجویان را علیه شوروی رهبری می کرد و سپس به عنوان رئیس اتحاد شمال در دهه بعد علیه طالبان. این پسر – احمد مسعود ، 32 ساله – چند سال گذشته را صرف تلاش برای احیای کار پدرش با تشکیل یک ائتلاف شبه نظامیان برای دفاع از شمال افغانستان کرده است.

افغان ها ، مقامات آمریکایی و اروپایی می گویند هیچ همکاری رسمی بین آقای مسعود و آژانس های اطلاعاتی غربی وجود ندارد ، اگرچه برخی جلسات مقدماتی را برگزار کرده اند. در حالی که توافق گسترده ای در CIA و DGSE فرانسه وجود دارد که وی می تواند اطلاعات را ارائه دهد ، نظرات در مورد اینکه آیا آقای مسعود ، که به عنوان رهبر آزمایش نشده است ، قادر به فرماندهی یک مقاومت موثر است اختلاف نظر دارد.

جذابیت ایجاد ارتباط با آقای مسعود و دیگر کارگزاران قدرت منطقه ای بدیهی است: دولت های غربی به تعهدات کم حجم طالبان برای جلوگیری از خروج گروه های تروریستی از کشور در سال های آینده بی اعتماد هستند و می ترسند در صورت عدم توافق صلح ، دولت افغانستان شکسته شود . مقاومت دوم ، همانطور که آقای مسعود اکنون قیام مسلحانه خود را می نامد ، شبکه ای است که مخالف طالبان ، القاعده یا هر گروه افراطی است که در سایه آنها بلند شود.

مقامات ارشد سیا ، از جمله ویلیام جی. برنز ، مدیر آژانس ، اذعان کرده اند که پس از عقب نشینی نیروهای آمریکایی ، و کاهش توانایی آنها در جمع آوری اطلاعات در مورد فعالیت های تروریستی ، آنها به دنبال راه های جدید برای جمع آوری اطلاعات در افغانستان هستند.

اما سازمان آقای مسعود در مراحل ابتدایی خود قرار دارد ، ناامید از حمایت و مشروعیت است. توسط ده نفر از فرماندهان شبه نظامی که در گذشته با طالبان و شوروی می جنگیدند و چند هزار مبارز واقع در شمال پشتیبانی می شود. آقای مسعود می گوید که صفوف وی توسط افرادی که دولت آنها را خفیف کرده پر شده است و دقیقاً مانند طالبان ، وی فکر می کند که اشرف غنی ، رئیس جمهور افغانستان بیش از حد از استقبال خود استقبال کرده است.

آقای مسعود در مصاحبه ای گفت: “ما آماده هستیم ، حتی اگر به زندگی خودم احتیاج داشته باشد.”

حتی نمادها در حوادث آقای مسعود به دوران جنگ داخلی بازمی گردند: پرچم های قدیمی اتحاد شمال و سرود ملی قدیمی.

اما برای همه سر و صداهای آقای مسعود در تجمعات و تشریفات اخیر ، این ایده که اتحاد شمال ممکن است تغییر نام یابد و رهبران سابق آن – که برخی از آنها سفیر ، معاون رئیس جمهور و فرماندهان ارشد نظامی در دولت افغانستان شده اند – پیروی خواهد کرد تحلیلگران امنیتی گفته اند كه فردی در نیمی از سن خود و با كمترین تجربه جنگ در این مرحله غیرواقعی به نظر می رسد.

لیزا مادوکس ، تحلیلگر سابق سیا که کارهای گسترده ای در مورد افغانستان انجام داده است ، گفت امروز حمایت از هر نوع شورش یا ایجاد جنبش مقاومت چالش های واقعی ایجاد می کند.

“نگرانی این است که ، مقاومت دوم شامل چه مواردی خواهد بود و اهداف ما چه خواهد بود؟” او گفت. وی اظهار داشت: “من می ترسم که مردم پیشنهاد یک جنگ نیابتی جدید در افغانستان را دارند. من فکر می کنم که ما یاد گرفته ایم که نمی توانیم پیروز شویم. “

تحلیلگران امنیتی می گویند ، حتی در نظر گرفتن یک رهبر شبه نظامی اثبات نشده برای اطمینان از احتمال ضد تروریسم در هنگام خروج نیروهای بین المللی ، دو دهه گذشته دولت سازی را تضعیف می کند ، و عملاً با قدرت بخشیدن به نیروهای ضد دولت ، ایده جنگ داخلی قریب الوقوع را به واقعیت مورد انتظار تبدیل می کند . چنین تقسیماتی برای بهره برداری توسط طالبان بسیار زیاد است.

ایالات متحده رابطه پراکنده ای با اتحاد شمال داشت و به همین دلیل جمع آوری اطلاعات در این کشور دشوار بود. فرانسوی ها و انگلیسی ها هر دو در دهه 1980 از مسعود ارشد حمایت می کردند ، در حالی که آمریکایی ها بیشتر در گروه های همسو با سرویس های اطلاعاتی پاکستان تمرکز می کردند. ارتباطات سیا با آقای مسعود و گروه وی تا سال 1996 محدود بود ، زمانی که آژانس شروع به ارائه کمک لجستیکی در ازای اطلاعات درباره القاعده کرد.

یکی از دلایلی که سیا مسعود را کاملاً محکم نگه داشت سابقه عدم اطمینان ، قاچاق مواد مخدر و جنایات مربوط به زمان جنگ در اوایل دهه 1990 بود ، زمانی که نیروهای آقای مسعود کابل را بمباران کردند و غیرنظامیان را مانند دیگر جنگ سالاران قتل عام کردند.

اکنون ، دولت ها و مقامات مختلف متحد دیدگاه های مختلفی درباره آقای مسعود و زنده ماندن حرکت وی دارند. فرانسوی ها که از هواداران فداکار پدرش بودند ، تلاش های وی را امیدی برای ایجاد مقاومت واقعی در برابر کنترل طالبان می دانند.

دیوید مارتینون ، سفیر فرانسه در کابل ، گفت که وی طی سه سال گذشته آقای مسعود را از نزدیک تماشا کرده و وی را برای سفر به پاریس برای دیدار با رهبران فرانسه از جمله رئیس جمهور نامزد کرده است. آقای مارتینون گفت: “او باهوش ، پرشور و فردی با صداقت است که خود را به کشورش متعهد کرده است.”

واشنگتن اختلافات بیشتری دارد و برخی از تحلیلگران دولت فکر نمی کنند که آقای مسعود بتواند ائتلافی موثر ایجاد کند.

هجده ماه پیش ، لیزا كورتیس ، یكی از مسئولان شورای امنیت ملی ، با آقای مسعود به همراه زلمای خلیل زاد ، دیپلمات ارشد آمریكایی كه تلاش های صلح با طالبان را بر عهده داشت ، دیدار كرد. وی او را کاریزماتیک توصیف کرد و گفت که وی در مورد اهمیت ارزشهای دموکراتیک قانع کننده صحبت می کند. وی گفت: “او کاملاً واضح است و در مورد اهمیت حفظ پیشرفت 20 سال گذشته صحبت می کند.”

در افغانستان ، برخی بیشتر به قدرت آقای مسعود در تأثیرگذاری بر مقاومت شک دارند.

سرلشکر میرزا محمد یارمند ، معاون سابق وزیر در وزارت کشور ، گفت: “تجربه عملی نشان داده است که هیچ کس نمی تواند مانند پدرش باشد.” “پسرش در زمان دیگری زندگی می کند و تجربه ای را ندارد که پدرش بالغ شده است.”

برخی دیگر در دولت افغانستان آقای مسعود را آزار دهنده می دانند ، کسی که توانایی ایجاد مشکل در آینده برای منافع شخصی خود را دارد.

حتی اگر نظرات متفاوتی در مورد قدرت سازمانی وی وجود داشته باشد ، توافق گسترده ای وجود دارد که آقای مسعود می تواند به عنوان چشم و گوش غرب عمل کند – مانند پدرش 20 سال پیش.

آقای مسعود ، که در کالج نظامی سلطنتی در Sandhurst در انگلیس تحصیل کرده بود ، در سال 2016 به افغانستان بازگشت. او سه سال آینده را بی سر و صدا پشت سر گذاشت و قبل از اینکه در سال 2019 با برگزاری تجمعات و نصب درایوهای استخدام در کشور ، به طور علنی تر پشتیبانی کند. شمال

در ماه های اخیر ، سخنان آقای مسعود شدیدتر شده است ، و در جریان مراسم اخیر در کابل ، آقای غنی را مورد هجوم قرار داده و تلاش های وی برای تأمین حمایت بین المللی را تهاجمی تر می کند. آقای مسعود علاوه بر ارتباط با ایالات متحده ، انگلیس و فرانسه ، به گفته اشخاصی که از کارهای وی آگاه هستند ، از هند ، ایران و روسیه خواستگاری کرده است. اسناد اطلاعاتی افغانستان نشان می دهد که آقای مسعود در حال خرید اسلحه – از طریق واسطه ای – از روسیه است.

اما اروپا و ایالات متحده کمتر او را به عنوان یک سنگر در برابر طالبان صعودی قلمداد می کنند تا به عنوان یک ناظر بالقوه مهم القاعده و دولت اسلامی. یک نسل پیش ، پدر آقای مسعود صریحاً در مورد تهدیدهای تروریستی در حال رشد در کشور صریح بود. و حتی اگر پسر نتواند همان نیروهای پدرش را فرماندهی کند ، شاید بتواند هشدارهای مشابهی ارائه دهد.

آقای مارتینون به عنوان یک دیپلمات جوان یادآوری می کند که اخبار اخطار مسعود به جهان هنگام سفر آوریل 2001 خود به فرانسه شنیده بود.

آقای مارتینون یادآوری کرد: “آنچه او گفت مراقب باش ، مواظب باش”. “طالبان میزبان القاعده هستند و آنها چیزی را آماده می کنند.”

جولیان ای بارنز از واشنگتن گزارش داد. نجیم رحیم و فاطمه فیضی در تهیه گزارش از کابل همکاری داشتند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>