با افزایش آزار و اذیت در خیابان ، 4 زن صحبت می کنند

[ad_1]

  • مخاطبانش از ماری کلر پشتیبانی می کنند. هنگام خرید از طریق پیوندهای موجود در سایت ما ، ممکن است در مورد برخی از کالاهایی که برای خرید انتخاب می کنید ، حق کمیسیون دریافت کنیم.

  • هشدار راه انداز – مضامین حمله جنسی ، خشونت و آزار و اذیت.

    هشدار راه انداز – مضامین حمله جنسی ، خشونت و آزار و اذیت.

    اخبار دلخراش این که مدیر بازاریابی سارا اورارد ، 33 ساله ، هنوز مفقود است – با وجود بقایای انسانی در کنت ، اگرچه هنوز هیچ شناسایی مشخص نشده است – این هفته بسیاری از زنان را در سراسر انگلیس مورد آزار قرار داده است.

    همه چیز کمی به خانه نزدیک است. ما همه آنجا بوده ایم. او فقط از خانه دوستان به خانه می رفت. او همه کارها را درست انجام داد. او لباسهای روشن به تن داشت. او راهی را به خوبی روشن انتخاب کرد. او حتی دوست پسر خود را زنگ زد. و با این حال ، او هنوز هم قربانی شد.

    آزار و اذیت خیابانی در حال حاضر 75٪ از زنان در انگلیس را تحت تأثیر قرار می دهد ، اما به نظر می رسد قفل های فعلی در سراسر کشور باعث ایجاد رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه تر شده است.

    آمار Un Women UK در این هفته نشان می دهد که خیره کننده 97٪ از زنان 18 تا 24 ساله مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته اند ، در حالی که 80٪ از زنان در هر سنی گفته اند که آزار و اذیت جنسی را در فضاهای عمومی تجربه کرده اند. این واقعیت خشن است و باید به آن توجه شود. اگر حرف نزنیم تغییر نمی کند. ما باید افراد را از هر جنسیتی تشویق کنیم که درباره امنیت و رضایت گفتگو کنند. و ما باید به داستانهای دشوار ، واقعیتهای دردناک و حقایق صادقانه درباره آنچه بعنوان یک جامعه قادر به مقابله با آن نیستیم گوش دهیم.

    در اینجا چهار زن شجاع مشترک زنان خود هستند.

    برای کسانی که اخبار و رسانه های اجتماعی را در حال حاضر ناراحت کننده می دانند ، لطفاً بدانید که این مقاله داستان های تجاوز جنسی را به اشتراک می گذارد. اگر این امر باعث تحریک شما می شود ، اکنون صفحه را ترک کنید.

    “من احساس عصبانیت ، ویرانی ، خام بودن می کنم. و احساس خستگی می کنم. من از حمل این ترس با خودم هر بار که از درب ورودی بیرون می آمدم بسیار خسته شده ام. “

    کلوئی موگان ، 27 ساله ، محقق و نویسنده

    “من اولین بار 18 ساله بودم که توسط یک غریبه مورد تعرض قرار گرفتم.”

    “من در حال پیاده روی کوتاه از ایستگاه Dalston Kingsland به جاده Ridley ، جایی که اتاق یدکی را اجاره می کردم ، شدم. این فاصله فقط چند صد متر است. ساعت حدود 7 عصر بود و هنوز هم خاموش است. در طول روز ، جاده یک بازار شلوغ را در خود جای داده است ، اما تا ساعت 7 عصر همه چیز بسته بندی شده است و بنابراین جاده تقریبا خالی است.

    “این بود ، به جز گروهی از مردان فقط چند ساختمان از درب ورودی من پایین ایستاده بودند. وقتی به یکی نزدیک شدم در مسیر من قدم گذاشت. او مچ من را گرفت و من را به تنه خود کشاند. وی پرسید آیا می تواند مرا به خانه برگرداند؟ با آگاهی از اینکه از تعداد من بیشمارتر است ، مودبانه رد کردم اما همچنان او مچ دستم را نگه داشت. او سعی کرد مرا ترغیب کند. سعی کردم “نه” من را به “بله” تبدیل کنم. “

    “در آن لحظه ، من می ترسیدم که مورد تجاوز یا کشته شدن قرار بگیرم. من دور شدم نه به این دلیل که کسی مداخله کرد ، بلکه به این دلیل که بعد از اینکه او مرا فشار داد ، دستش روی شکم من نشست و معده گرد شده من را برای بارداری اشتباه گرفت. او مرا رها کرد. “

    “من در لندن تنها بودم ، پس از آن بلافاصله به دنبال حمایت نبودم و چند سال بعد بود که گروهی از مردان در برلین مرا دنبال کردند و این تأثیرات واقعا من را تحت تأثیر قرار داد.”

    “PTSD برای بسیاری از زنان اینگونه است. این همیشه یک رویداد نیست ، بلکه اثر تجمعی آزار و اذیت و ترس از امنیت مداوم شما است. شب دیگر قادر به راه رفتن نبودم و از نظر اجتماعی بسیار عقب افتاده شدم. “

    “من سالها درمان کردم و بعد از برخی از تروما درمانی ها ، دوباره توانستم شبانه راه بروم بدون اینکه هر بار حمله وحشت داشته باشم.”

    “قبل از همه گیری ، احساس می کردم حالم خوب شده است ، اما پس از دوازده ماه قفل مکرر ، رفتارهای اجتناب آمیز من دوباره رخ داده است. اکنون خیابان ها ترسناک ترند. جاده های اطراف من که معمولاً احساس شلوغی می کنند حتی در اواسط روز نیز ساکت و آرام هستند. “

    “در تمام ماه دسامبر ، من نمی توانستم بعد از ساعت 4 بعد از ظهر از خانه خارج شوم. امروز احساس عصبانیت می کنم ، احساس ویرانی می کنم ، احساس خام می کنم. و احساس خستگی می کنم. من از حمل این ترس با خودم هر بار که از درب ورودی بیرون می آمدم بسیار خسته شده ام. “

    آزار و اذیت جنسی در قفل

    “ما به زنان می گوییم که بعد از تاریکی هوا راه نروند ، اما من در نور سرد روز مورد تعرض قرار گرفتم.”

    جورجیا اوبراین ، 27 ساله ، افسر ارتباطات

    “نزدیک به دو سال پیش در یک صبح روشن اوت ، من زود کار را ترک کردم. مشتاق بودم که در کار جدیدم تأثیر خوبی بگذارم. با این حال ، فقط چند قدم از درب ورودی من ، مردی مرا گرفت و به من حمله جنسی کرد. “

    “سرانجام یک رهگذر وارد عمل شد. او با شماره 999 تماس گرفت و مهاجم من دستگیر شد. اما این آغاز شش ماه طولانی زندگی من بود. “

    “آنچه بیشتر من را متعجب کرد این بود که احساس خوشبختی کردم. خوش شانس بود که دامن بلندی که پوشیدم ، هنگام گشودن در میان لباسهای من ، کار را دشوارتر کرد. خوش شانس که وقتی شروع به فشار دادن من به دیوار کرد ، کسی ظاهر شد. “

    “و از بسیاری جهات ، خوش شانس بودم. عامل جنایت در محل دستگیر شد و کل حادثه در دوربین مداربسته گرفتار شد. اما وقتی فکر کردم تمام شده ، دوباره شروع شد. علی رغم شواهد و قرائن قاطع ، وی بی گناه نبود. و بنابراین به محاکمه کشیده شد. “

    وی گفت: “حمله من به سختی 30 ثانیه طول کشید ، اما از دقیقه ها و ساعت ها و روزهایی که در ماه های بعد برایم هزینه داشت ، آزرده خاطر شدم. اجازه نداشتم فراموش کنم. من اجازه حرکت نداشتم. “

    “کینه ایجاد شده است. با نارضایتی از زمان پیاده روی خود را از دست دادم تا از وقوع آن جلوگیری کنم. از اینکه از تأخیر در کار خود ناراضی هستم ، زیرا اظهارنامه تأثیر قربانی من دو ساعت طول کشید. از اینكه اعداد مسدود شده را به شدت با پلیس ارتباط برقرار كنم ، عصبانی شدم كه من یك بار از طریق تماس تلفنی گریه كردم. “

    وی گفت: “هفته پس از تعرض به من ، غریبه ای روی شانه اش ضربه زد و به من گفت كه كوله پشتی من باز است. من را تحت تأثیر قرار گرفتن غیرمنتظره چنان وحشت كردم كه شروع به هق هق كردن كردم در حالی كه او مرتباً از ترساندن من عذرخواهی می كرد. من از مهربانی که توسط ترس کشته شدم کینه کردم. “

    “من آن چیزی را گرفتم که بسیاری از قربانیان حمله هرگز نخواهند گرفت. مهاجم من مقصر شناخته و محکوم شد. اما این تعطیلی نبود که امیدوارم باشد. ما به زنان می گوییم بعد از تاریکی هوا راه نروند ، اما من در تابش سرد روز مورد تعرض قرار گرفتم. ما به زنان می گوییم تاکسی سوار شوند ، اما این به کسانی که توسط جان وربویز مورد تعرض قرار گرفتند کمکی نکرد. وقت آن رسیده است که دیگر تمرکز خود را بر روی انتخاب های زنان نگذاریم و تمرکز خود را بر روی مردانی که به ما حمله می کنند ، شروع کنیم. “

    “از سن دبستان به دختران كوچك آموزش داده می شود كه چگونه رفتار خود را تعدیل كنند تا خود را در امان نگه دارند.”

    فای وایت ، 28 ساله ، تهیه کننده چندرسانه ای

    “در اولین قفل ملی در بهار گذشته ، در راه بازگشت از کار به خانه ، توسط یک غریبه مورد حمله جنسی قرار گرفتم. ساعت حدود 9:30 شب بود و هوا تاریک بود ، اما من در یک جاده اصلی در حال دوچرخه سواری بودم و خیابان ها به خوبی روشن شده بودند. ”

    “من با برخی از جاده ها روبرو شده بودم و مجبور شدم از دوچرخه ام پیاده شوم تا از طریق انسداد آن را طی کنم. اما بعد شنیدم یکی از دور فریاد می زند. ناگهان مردی به گوشه گوشه آمد. او فریاد می زد و از روی قوطی در می آمد ، اما متوجه ایستادن من در کنار او روی سنگفرش نشده بود. دیگر جایی برای عبور و مرور من با دوچرخه نبود ، بنابراین من یخ زدم و منتظر شدم تا او حرکت کند. “

    “هر چه نزدیکتر شد ، نگاهش به من متمرکز شد. لبخندی زد و جلویش کشید تا منو بگیره. صدای خودم را شنیدم که در اطراف خیابان خالی لندن “از من دور شو” طنین انداز شد. “

    “این تبادل چند بار دیگر قبل از تسلیم شدن او اتفاق افتاد. او خندید و حرکت کرد و در حالی که دور می شد زیر لب زمزمه سو abuse استفاده لفظی را کرد. اما همانطور که برای بازگشت به دوچرخه خود می رفتم ، ناگهان او پشت سر من قرار گرفت. “

    “ده دقیقه باقیمانده در خانه را با بیشترین سرعت ممکن دوچرخه سواری کردم. من در آن زمان تنها زندگی می کردم و به خانه خالی خود برگشتم و احساس امنیت نمی کردم. من بلافاصله با پلیس تماس گرفتم تا گزارش دهد چه اتفاقی افتاده است. صدایم روی تلفن لرزید. به عنوان یک بازمانده از تجاوز ، اولین بار نیست که چنین چیزی را به پلیس گزارش می کنم. من از اینکه دوباره قربانی شدم شوکه شدم. “

    وی گفت: “من دو بار از مسئول تماس پرسیدم كه آیا پلیس می تواند در منطقه گشت بزند. آنها گفتند نه. “

    “یک افسر پلیس زن به آپارتمان من آمد تا در ساعت 3 بعد از ظهر روز بعد بیانیه ای از من بگیرد. او گفت من باید از آنجا كه حمله انجام می شد با پلیس تماس می گرفتم. اما من احساس امنیت نمی کردم که در خیابان خالی تماس تلفنی برقرار کنم و منتظر آمدن پلیس شوم ، در صورت بازگشت مرد و حمله مجدد به من. او همچنین به من گفت اگر خودم بخواهم باید به فیلم دوربین مدار بسته دسترسی پیدا کنم. “

    وی گفت: “پس از مداوا ، من جرات یافتم که دو ماه بعد برای درخواست فیلم از طریق ایمیل به شورا مراجعه کنم ، اما این تصاویر حذف شده بود. پرونده بسته شد و دیگر هیچ کاری انجام نشد. “

    “خانم کمیسیدا دیک ، کمیسر پلیس در بیانیه ای این هفته گفت که به دلیل حوادث اخیر ، گشت های پلیس بیشتر می شود. اما وقتی پلیس به من احتیاج داشت کجا بودند؟

    “خشونت بر مبنای جنسیت در خیابان های ما چیز جدیدی نیست و هر زنی که می شناسید یک داستان دارد ، اگر نه چندین مورد. به دختران كوچك از سن دبستان آموزش داده می شود كه چگونه رفتار خود را تعدیل كنند تا خود را در امان نگه دارند. پیام پلیس مت به زنان برای ماندن در خانه برای محافظت از خود در برابر خشونت ، این روایت را تقویت می کند که این تقصیر زنان است. تقصیر آنها برای بیرون بودن در خیابان پس از غروب خورشید ، استفاده از هدفون ، تنها راه رفتن یا جرات زندگی بدون ترس از زندگی آنها است. “

    “تنها چیزی که به طور واقعی زنان را ایمن خواهد کرد این است که خشونت علیه آنها ریشه کن شود.”

    آزار و اذیت خیابانی قفل

    “حالا ، وقتی قطار را می گیرم ، اطمینان حاصل می کنم که تا جایی که می توانم نزدیک درها نشسته ام.”

    جین آلیسا پیرسون ، 32 ساله ، رئیس روابط عمومی و ارتباطات.

    “اولین تجربه آزار و اذیت من در سال 2010 بود.”

    “من از یک کارآموزی در خانه و در یک جاده بسیار شلوغ در خانه بازگشتم. هنگام راه رفتن فهمیدم که مردی مرا دنبال می کند. احساس وحشت کردم و سریعتر راه افتادم و ساده لوحانه فکر کردم که او فقط از بین خواهد رفت. “

    “متأسفانه ، آن مرد به دنبال من ادامه داد ، و سرانجام با سرعت به سمت من دوید ، مرا گرفت و گرفت قبل از اینکه در یک خیابان فرعی فرار کنی.”

    “احساس مبهوت كردم. من فقط انتظار نداشتم که چنین چیزی در نور روز و در جاده ای شلوغ با سایر عابران پیاده رخ دهد. و بعد شرم آمد. احساس ساده لوحی می کردم و متعجب می شدم که برای جلوگیری از آن می توانستم به گونه دیگری عمل کنم. به دلیل این شرمساری ، من فقط به چند دوست نزدیک و اعضای خانواده گفتم و به دنبال هیچ حمایتی نبودم. “

    “ده سال بعد ، در ژوئن 2020 ، سوار قطار شدم تا به محل کار خود بروم. در حالی که در قطار بود ، یک مرد آمد و کنار من نشست ، اگرچه صندلی برای فاصله اجتماعی ضبط شده بود. “

    “سپس او شروع به آزار و اذیت من کرد. او مدام با من صحبت می کرد و نزدیک می شد. متوجه شدم که در این مدت یک پیچ گوشتی در دست دارد و من وحشت کردم. من از ترس اتفاق بدی با او صحبت کردم. “

    “خوشبختانه ، من موفق شدم در ایستگاه بعدی پیاده شوم. به محض خروج از ایستگاه قطار ، بسیار احساساتی و ناراحت شدم. من آنقدر شوکه شدم که کسی می تواند با بی ادبی شخصی را در وسایل حمل و نقل عمومی آزار دهد. “

    “بلافاصله پس از حادثه ، من آن را به پلیس حمل و نقل گزارش دادم و تصویری از مرد با پیچ گوشتی را که در دست داشتم و توانستم بگیرم ، به آنها ارائه کردم ، زیرا می خواستم این موضوع را جدی بگیرند. پلیس حمل و نقل گزارش اولیه ای را ارائه داد و در موقعیت دیگری با من در قطار روبرو شد تا ببیند حال من خوب است ، اما تحقیقات هرگز فراتر نرفت. آنها همچنین مرا به حمایت از قربانیان ارجاع دادند و من بیشتر از اولین باری که مورد آزار و اذیت قرار گرفتم به دوستان بیشتری گفتم ، که این باعث می شود حالم بهتر شود. “

    “از زمان حادثه ، من دوباره قطار را گرفتم. اما من فکر نمی کنم که این دیگر یک رفت و آمد ساده است که در آن فقط می توانم به یک پادکست گوش دهم و به فکر تجارت خودم باشم. حالا مطمئن می شوم که نزدیک درها نشسته ام. من سعی می کنم با کالسکه هایی با زنان سوار شوم ، و اگر احساس ترس می کنم همیشه به دوست پسر یا مادر خود زنگ می زنم. “

    “شنیدن اخبار ناخوشایند در مورد سارا واقعاً عصبانی شدم و ترسی را که قبلاً احساس می کردم به یادم آورد. من نمی توانم 2021 آن را باور کنم و زنان هنوز هم نمی توانند بدون آسیب ، ترس و تهدید در خیابان ها راه بروند. “

    آزار و اذیت خیابانی قفل

    Leave a reply

    You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>