به آنها بهشت ​​سوسیالیستی قول داده شد و در “جهنم” به پایان رسید


سئول – در یک صبح روشن اوت سال 1960 ، پس از دو روز حرکت از ژاپن ، صدها مسافر بر روی عرشه هجوم آوردند و کسی فریاد زد ، “من میهن پدری را می بینم!”

کشتی به چونگجین ، یک شهر بندری در کره شمالی کشیده شد ، جایی که جمعیت زیادی گل کاغذی تکان دادند و ترانه های خوش آمد گویی را خواندند. اما لی تائه کیونگ در “بهشت” وعده داده شده احساس وحشتناکی کرد.

آقای لی یادآوری می کند: “مردم جمع شده بی بیان بودند.” “من فقط یک کودک 8 ساله بودم ، اما می دانستم که در جای اشتباه قرار گرفته ایم.”

آقای لی و خانواده اش در میان 93000 نفری بودند که از سال 1959 تا 1984 تحت برنامه بازگشت به خارج از کشور و حمایت مالی دولت ها و انجمن های صلیب سرخ آنها از ژاپن به کره شمالی مهاجرت کردند. هنگامی که آنها وارد شدند ، روستاهای بی بضاعت و مردم فقیر را دیدند ، اما مجبور به ماندن شدند. برخی از آنها در اردوگاه های زندان به سرانجام رسیدند.

آقای لی ، 68 ساله گفت: “به ما گفته شد كه ما به” بهشتی روی زمین “می رویم. در عوض ما را به جهنمی بردند و ابتدایی ترین حقوق بشر را نادیده گرفتیم: آزادی ترك.”

آقای لی سرانجام پس از 46 سال از کره شمالی گریخت و در سال 2009 به کره جنوبی رسید. وی از آن زمان تاکنون خستگی ناپذیر برای به اشتراک گذاشتن داستان آن 93000 مهاجر ، سخنرانی ، سخنرانی در کنفرانس های خبری و نوشتن خاطرات در مورد یک فصل دردناک ، بیشتر فراموش شده تاریخ بین ژاپن و کره.

کارهای او در زمانی صورت می گیرد که بار دیگر علاقه مند به نقض حقوق بشر کره شمالی شده است ، و هنگامی که رهبران ژاپن و کره جنوبی حساسیت ویژه ای در مورد باز کردن زخم های قدیمی بین دو کشور دارند.

آقای لی گفت: “این مادرم بود که پدرم را ترغیب کرد خانواده ما را به شمال ببرد.” “و این منبع پشیمانی بی پایان او بود تا اینکه در 74 سالگی درگذشت.”

سرخپوستان در میان دو میلیون کره ای بودند که در زمان استعمار ژاپن از 1910 تا 1945 به ژاپن نقل مکان کردند. برخی به جستجوی کار به آنجا رفتند ، برخی دیگر برای تلاش اجباری در جنگ جهانی دوم ژاپن به آنجا منتقل شدند. فاقد تابعیت و فرصت های مالی ، بیشتر آنها پس از تسلیم ژاپنی ها به کره بازگشتند.

اما صدها هزار ، از جمله خانواده آقای لی ، در حالی که شبه جزیره کره به جنگ فرو رفته بود ، باقی ماندند.

آقای لی در سال 1952 در ژاپن متولد شد. این خانواده در Shimonoseki ، نزدیکترین بندر به کره ، یک رستوران ذغالی ذغال را اداره می کردند – یادآوری اینکه آنها به خانه برمی گردند.

با پایان یافتن جنگ کره ، دولت ژاپن مشتاق خلاص شدن از شر جمعیت کره ای هایی بود که در محله های فقیرنشین زندگی می کردند. کره شمالی ، به امید استفاده از آنها برای کمک به بازسازی اقتصاد جنگ زده خود ، یک حمله تبلیغاتی سریع را آغاز کرد و خود را به عنوان “بهشت” با شغل برای همه ، آموزش رایگان و خدمات پزشکی معرفی کرد.

وی گفت ، دبستان آقای لی در ژاپن روزنامه های تبلیغاتی کره شمالی را نمایش می دهد که محصولات سپر و کارگران “هر 10 دقیقه یک خانه” می سازند را نشان می دهد. راهپیمایی هایی سازمان یافته بود که خواستار بازگشت به کشور بودند. بر اساس گزارش اخیر اتحاد شهروندان برای حقوق بشر کره شمالی ، یک گروه طرفدار کره شمالی در ژاپن حتی دانشجویان را به عنوان “هدیه تولد” برای کیم ایل سونگ ، بنیانگذار کشور ، تشویق کرد.

ژاپن مهاجرت را تصویب کرد با وجود این واقعیت که اکثر کره ای های این کشور از جنوب بودند که درگیر ناآرامی های سیاسی بودند. در حالی که مقامات ژاپنی گفتند کره ای های قومی تصمیم به مهاجرت به کره شمالی می گیرند ، گروه های حقوق بشری این کشور را متهم کرده اند که با نادیده گرفتن شرایط مهاجران در این کشور کمونیستی ، به فریب و فریب کمک می کنند.

در گزارش اتحاد شهروندان آمده است: “با عزیمت به كره شمالی ، كره ای ها مجبور به امضای سندی برای خروج شدند كه بازگشت آنها به ژاپن را ممنوع می كرد.” نویسندگان مهاجرت را به “تجارت برده” و “آوارگی اجباری” تشبیه کرده اند.

اکثر مهاجران کره ای قومی بودند ، اما همچنین شامل 1800 زن ژاپنی متاهل با مردان کره ای و هزاران کودک دو نژاد بودند. در میان آنها زن جوانی به نام کو یونگ هی بود که بعداً رقاص می شود و کیم جونگ اون ، رهبر کره شمالی و نوه بنیانگذار آن را به دنیا می آورد.

هنگامی که خانواده آقای لی در سال 1960 سوار کشتی شدند ، والدین وی فکر می کردند کره به زودی به هم می پیوندد. مادر آقای لی به او و چهار خواهر و برادرش پول نقد داد و به آنها گفت که از آخرین روزهای زندگی خود در ژاپن لذت ببرند. آقای لی یک ماشین مینی بازی پین بال دزد خرید. خواهر کوچکترش یک عروسک بچه به خانه آورد که وقتی روی تخت دراز کشید چشمانش را بست.

وی گفت: “این آخرین آزادی بود که می چشیدیم.”

او گفت ، هنگامی كه مردم در چونگجین را دید ، كه “همه فقیر و خاکستر به نظر می رسیدند” ، فهمید که خانواده اش فریب خورده اند. در یکی از مناطق روستایی کره شمالی که به خانواده اش دستور اسکان داده شد ، آنها از دیدن مردم که بدون کفش و چتر زیر باران می روند ، شوکه شدند.

فقط در سال 1960 ، 49،000 نفر از ژاپن به کره شمالی مهاجرت کردند ، اما با انتشار اخبار در مورد شرایط واقعی در این کشور ، تعداد آنها به شدت کاهش یافت. علی رغم مراقب بودن سانسورگران ، خانواده ها روشهایی را برای هشدار به بستگان خود ابداع کردند. یک مرد در پشت تمبر پستی پیامی نوشت:

وی در فضای كوچكی از برادرش در ژاپن خواست كه نیاید.

خاله آقای لی نامه ای به مادرش فرستاد و به او گفت كه وقتی برادرزاده اش به اندازه كافی ازدواج كرد ، قصد مهاجرت به كره شمالی را داشته باشد. پیام واضح بود: برادرزاده فقط 3 ساله بود.

مهاجران برای زنده ماندن اغلب به پول نقد و بسته هایی که اقوام هنوز در ژاپن ارسال می کردند ، اعتماد می کردند. در مدرسه ، آقای لی گفت ، بچه ها او را “ban-jjokbari” صدا می زدند ، اصطلاحی توهین آمیز برای کره ای های ژاپنی. همه با ترس دائمی مبنی بر اینکه آنها را بی وفا خوانده و به اردوگاه های زندان تبعید شوند ، زندگی می کردند.

کیم سو هی ، یکی از نویسندگان مشترک گزارش ، گفت: “برای کره شمالی ، آنها به عنوان گروگان هایی بودند که برای باج نگهداری می شدند.” “از خانواده ها در ژاپن خواسته شد كه هزینه آزادی اقوام خود را از اردوگاه های زندان پرداخت كنند.”

آقای لی پزشک شد ، یکی از بهترین مشاغل موجود برای مهاجران از ژاپن که از مشاغل دولتی محروم بودند. وی گفت كه تجربه پزشكی به وی اجازه داده تا شاهد فروپاشی سیستم بهداشت عمومی در پی قحطی در دهه 1990 باشد ، زمانی كه پزشكان در كره شمالی مجبور به استفاده از بطری های آبجو برای ساخت IV شدند.

وی در سال 2006 به عنوان بخشی از جریان پناهجویان به چین گریخت و دو سال و نیم را در زندان میانمار گذراند هنگامی که او و قاچاقچی اش به جرم قاچاق انسان بازداشت شدند. آقای لی پس از ورود به سئول در سال 2009 ، به قاچاق همسر و دخترش از کره شمالی کمک کرد. وی گفت: اما او هنوز خویشاوندانی از جمله یک پسر در کشور گیر کرده است.

همسرش در سال 2013 درگذشت و اکنون آقای لی تنها در یک آپارتمان کوچک اجاره ای در سئول زندگی می کند. وی گفت: “اما من آزادی دارم.” “من هر چیز دیگری را فدای آن می کردم.”

آقای لی با 50 قومی کره ای از ژاپن که به کره شمالی مهاجرت کرده و به جنوب فرار کرده اند ، انجمنی ایجاد کرده است. هر دسامبر ، این گروه به مناسبت سالگرد آغاز مهاجرت گسترده در سال 1959 ملاقات می کند. خاطرات وی تقریباً کامل است. وی گفت که نسل وی آخرین نفری است که تجربه دست اول آنچه را که برای آن 93000 مهاجر اتفاق افتاده است ، تجربه کرده است.

آقای لی گفت: “ناراحت کننده است که وقتی ما می میریم داستانهای ما دفن می شوند”.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>