تجارت ولسوالی های ولز برای یک مزرعه در وایومینگ

[ad_1]

اسب من آماده پیچ و مهره بود – گوشهایش خراشیده ، عضلاتش تنش داشتند. چند فوت جلوتر ، گله ای از اسب های وحشی به ما خیره شدند. آنها در بیشتر صعودهای خود از دره زیر از ما بی خبر بودند. مارمولک های شاخدار در قلم موی زیرین ما به هم ریخته بودند ، اما نگاه اسب من برادران بی رمق او قفل شده بود.

لحظاتی بعد با سرعت کامل در زیر پس زمینه ناهموار و سر به فلک کشیده ی سرسام آور Absaroka Range قدم می زدیم. ما در پشت گله قرار گرفتیم – در کنار کره های کره ای که برای همگام شدن با مادرانشان درهم و برهم بودند – و تکه های زمینی که از سم های رعد و برق آنها به سمت بالا پرواز می کردند ، بمباران شدیم. برای اینکه گرد و غبار از چشمانم دور شود ، چشمی قایم کردم. یک گله شاخک شاخدار از دور نظاره گر است و در میان علفزارهای رنگ طلای رنگ دشتهای با ارتفاع زیاد از رودخانه هند رودخانه بادگیر استتار شده است.

در تابستان سال 2006 ، من از کشور خود ولز به وایومینگ سفر کردم تا چند ماه را به عنوان یک بازیگر اسب در Lazy L&B Ranch کار کنم. در آنجا ، به عنوان بخشی از یک تیم هفت نفره ، میهمانان سراسر جهان را در مسیرهای هیجان انگیز رودخانه ها ، دره ها ، جنگل ها ، دره ها و کوه ها سوار می کردم ، که بالای 9000 فوت سوار می شدم و مناظر طلسم کننده ای را می دیدم که بدون وقفه از هر جهت کشیده شده بودند. نشانه حضور انسان

زمان حضورم در وایومینگ تحقق یک خیال از دوران کودکی کار به عنوان مخاصمه اسب در یک مزرعه در غرب آمریکا بود.

من در یک دهکده کوچک در جنوب ولز به نام ایدول بزرگ شدم ، جایی که از سن 4 سالگی ، افکار و رویاهایم توسط همه اسبها خورد. از کودکی ، همیشه احساس راحتی و آرامش در نزدیکی طبیعت داشتم ، و این باعث جلب توجه شن و ماسه ، تنهایی و هیجان انگیز دنیای طبیعی و ماجراهای ارائه شده در آن شده بود. سال ها بعد ، عشق من به اسب و فضای باز خارج از من بود که مرا وادار به گرفتن دوربین کرد.

هنگام تحصیل در رشته سیاسی در کالجی در انگلستان ، در مورد مزرعه مهمان از راه دور که نیمی از ساعت رانندگی در شرق دوبوئیس ، ویو ، شهری کوچک با کمتر از 1000 ساکن دائمی ، آموختم.

در آنجا ، در پایین جاده East Fork Road ، Lazy L&B Ranch قرار دارد: پراکندگی کابین های چوبی و تاج های اسب در میان درختان چوب پنبه که رودخانه جوشان شرقی Fork را پوشانده اند.

با نگاه به گذشته ، زمانی که در وایومینگ گذراندم به من کمک کرد تا سالها بعد ، برای تقاضای فیزیکی کار در یک منطقه جنگی آماده شوم. با داشتن بیش از 90 اسب برای تغذیه و مراقبت ، زندگی دامداری بسیار سخت تر و از نظر جسمی سخت تر از آنچه پیش بینی می کردم بود. با کمبود آسایش در خانه ، ساعتهای بی شماری را در زین گذراندم ، و در کوههای وسیع و بیابانهای با ارتفاع زیاد ، اغلب در هوای شدید ، پیمایش کردم.

اما وقتی خودم را با نقش یک مخاصمه سازگار کردم ، به شدت علاقه مند به زندگی دامداری و فرهنگ ناهموار و اصیل گاوچران بودم که آن را احاطه کرده است – به طوری که بیش از یک دهه ، تقریباً هر تابستان به وایومینگ برمی گشتم ، و گاهی اوقات بیشتر ، در جستجوی زیبایی طبیعی متنوع و چشمگیر آن هم در پای و هم در زین.

تجربه من از کار به عنوان یک دختر گاوچران ، البته بسیار متفاوت از چالش ها و خواسته های روزمره گاوداران واقعی آمریکا بود.

با یک سنگ پرتاب از Lazy L&B Ranch ، Finley Ranch ، یک گاوداری کوچک خانوادگی متعلق به خانواده واقع شده است. دو نسل پیش ، دانکن فینلی از اسکاتلند به ایالات متحده سفر کرد و در دره شرق فورک رودخانه باد مستقر شد. امروز ، نوه دانکن ، جان فینلی ، هنوز در مزرعه خانواده زندگی می کند ، که فقط یک بار آنجا را ترک کرده بود تا در طول خدمت سربازی سفر کند – تجربه ای که باعث شد او بفهمد مکانی که او را به خانه صدا می کند چقدر فوق العاده است.

هنگامی که 300 راس گاو را اداره می کرد ، از زمانی که جان پسر بود ، دام دام فینلی به تدریج کاهش یافته است. برای تولید درآمد در دهه 1970 ، خانواده مقداری از زمین و بیشتر گاو خود را فروختند و گله را به حدود 30 رأس برش دادند. در دهه 1990 ، خشکسالی یک دهه ای منطقه را آزار داد ، که بر چرای دام تأثیر گذاشت و خانواده را به سمت کاهش بیشتر گله خود سوق داد. امروزه ، جان با همسرش ، رامونا – یا همانطور که مونی شناخته شده است – و همچنین چهار اسب ، 16 راس گاو و سگ مزرعه پرانرژی و ترسناک استریدر در مزرعه زندگی می کند.

جان همچنین به عنوان یک افسانه محلی در جوامع دامداری در نزدیکی Dubois ، به ویژه پس از درگیری با یک خرس گریزلی در سال 2016 تبدیل شده است. (سگهای او ، Strider و Merlin ، به نجات او کمک کردند – و به نظر می رسد داستان با هر کدام گفتن.)

جان نه تنها تجسم فرهنگ اصیل غربی ، پرورش دام و زندگی در سرزمین است. او همچنین یک هنرمند ماهر و ماهر است. از کارهای چرمی و مجسمه های برنزی در اندازه واقعی گرفته تا نقاشی های پیچیده روی کاغذ آشیانه زنبور ، جواهرات و جواهرات ، خلاقیت های متنوع هنری وی بیانگر استعدادهای منحصر به فرد و قرابت او با دنیای طبیعی است.

از زمان اولین بازدیدم در سال 2006 ، و با هر بازدید پس از آن ، من بیشتر به وایومینگ – به مردم ، فرهنگ ، طبیعت و البته اسبهای آن وابسته شده ام. همچنین برای ایجاد آنچه که به بزرگترین علاقه من تبدیل شده است ، جایگاه ویژه ای در قلب من دارد: عکاسی. در آنجا ، در نزدیکی رشته کوه نمادین Teton ، بود که ابتدا علاقه جدی به گرفتن تصاویر از محیط اطرافم پیدا کردم.

در حالی که بعد از یک روز طولانی در زین روی ایوان نشسته بودم ، و یک آبجو سرد می نوشیدم ، برخی از عکسهایی که از دوربین عکسبرداری گرفته ام ، به هیث ، رئیس مخاصمه ، نشان دادم. او که مردی چند کلمه بود ، با تأیید سر تأیید کرد و پیشنهاد داد که من روی یک دوربین “واقعی” سرمایه گذاری کنم. بقیه ، همانطور که می گویند ، تاریخ است.

کلر توماس یک عکاس و خبرنگار عکاسی بریتانیایی است که بیشتر درگیر درگیری ها ، بحران های بشردوستانه و زیست محیطی و مسائل اجتماعی است. می توانید کارهای او را دنبال کنید اینستاگرام و توییتر.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>