تصاویر از یک انقلاب: کمونیست های چین یک صدمین سالگرد را جشن گرفتند

[ad_1]

در تابستان 1921 ، هیچ چیز اجتناب ناپذیری در مورد حزب کمونیست چین ، حتی بقای آن وجود نداشت. خصوصاً بقای آن.

این کشور ، جمهوری جمهوری چین ، هنوز یک دهه پس از سقوط سلسله چینگ در 1911 به پایان رساندن هزاران سال سلطنت شاهنشاهی ، با نبردهای داخلی و فقر خرد کننده دست و پنجه نرم می کرد.

در یک مدرسه آجرپزی در امتیاز فرانسه شانگهای ، محله ای که با اشغال حقیر استعمار در قرن نوزدهم ساخته شد ، 12 مرد (شاید بیشتر) برای ایجاد یک نیروی سیاسی جدید جمع شدند. آنها کمتر از کارل مارکس الهام گرفتند تا انقلاب بلشویک ، که در آن زمان کنترل تسلط بر امپراتوری گسترده روسیه را که توسط آخرین تزار ، نیکلاس دوم اداره می شد ، تحکیم می کرد.

یک قرن بعد ، اکنون این چین است که استاندارد کمونیسم بین المللی را دارد ، نه اتحاد جماهیر شوروی ، که در سال 1991 فروپاشید.

شنیدن اینکه مبلغان چین این حرف را می زنند – و آنها ماه ها قبل از صدمین سالگرد رسمی در اول ژوئیه در آن حضور داشته اند – ظهور این حزب یک راهپیمایی نابجای برای تبدیل چین به یک قدرت جهانی بوده است.

در حقیقت ، سالها خطرناک و نامطمئن بود. این حزب پس از عقب نشینی دچار عقب گرد شد ، بسیاری از آنها ساخت خودشان بود.

یک شورش احزاب در شانگهای در سال 1927 به طرز وحشیانه ای خرد شد و هزاران نفر کشته شدند.

باقیمانده ها با تجدید گروه در منطقه کوهستانی روستایی در استان جیانگشی ، جایی که مائو تسه تونگ به عنوان رهبر ظهور کرد ، پراکنده شدند. در اینجا انقلابیون در سال 1930 اتحاد جماهیر شوروی چین را اعلام كردند تا چهار سال بعد توسط نیروهای چیانگ كای شك نابود شود.

عقب نشینی فاجعه آمیز متعاقب آن – راهپیمایی طولانی – هنگامی پایان یافت که آنچه از ارتش مائو باقی مانده بود ، یک سال بعد به پناهگاهی در استان شانکسی رسید. یکی از رهبران آنجا شی ژونگ شون ، پدر رهبر امروز چین ، شی جین پینگ بود.

از آن پایگاه ، کمونیست ها در جنگ جهانی دوم با ژاپنی ها جنگیدند و در عین حال به دنبال برتری نسبت به نیروهای ناسیونالیست بسیار بزرگتر بودند. پس از تسلیم ژاپنی ها در سال 1945 ، جنگ داخلی از سر گرفته شد.

به احتمال زیاد ، کمونیست ها پیروز شدند ، و تا حدی توسط جمعیتی درگیر که از سختی ، فساد و خشونت ناامید شده بودند ، حمایت می شوند. در اول اکتبر 1949 ، مائو با مشرف به میدان تیان آنمن ، از دروازه صلح آسمانی تاسیس جمهوری خلق چین را اعلام کرد.

آنچه در پی داشت یک سری مصیبت ها بود. در حالی که کشور جدید حتی یک ساله نشده است ، پس از حمله کره شمالی به جنوب در سال 1950 ، علیه ایالات متحده و متحدانش به جنگ رفت.

اگرچه نیروهای “داوطلب” چین با لشكرهای تحت هدایت آمریكا تا مرزهای متوقف جنگیدند ، اما با وجود 197000 كشته شدن ، این هزینه بسیار وحشتناك بود ، هرچند كه دانشمندان تخمین زده اند كه چندین برابر بیشتر.

پرهزینه ترین کارزارهای مائو در خانه اتفاق افتاد.

در سال 1958 ، حزب جهش بزرگ به جلو ، طرح جمع آوری اجباری کشاورزی و صنعتی سازی روستاها را آغاز کرد.

ده ها میلیون نفر – نه تنها در اثر گرسنگی و بیماری ناشی از قحطی متعاقب آن ، بلکه همچنین در اثر شکنجه ، اعدام یا خودکشی به دست مقامات حزب که احکام نادرست مائو را برای تقویت تولید و مجازات هر کسی که مقاومت می کند ، اجرا می کنند.

در سال 1966 ، مائو انقلاب انقلابی را با هشدار دستورالعملی مبنی بر تلاش “تجدیدنظرطلبان” برای سرنگونی حزب حزب کمونیست آغاز کرد. دهه پس از آن با مبارزات خشونت آمیز و پاکسازی های داخلی ، حتی در میان نخبگان حزب تشنج شد.

در مرحله اولیه آن ، انقلاب توسط گروههای جوان گارد سرخ هدایت می شد ، که روشنفکران و هر کس دیگری را “دشمن طبقاتی” می دانستند ، آزار می دادند. دانشگاه ها و موزه ها تعطیل شدند ، در حالی که تعداد زیادی از اماکن تاریخی و مذهبی به یغما بردند یا تخریب شدند.

در سالهای اخیر ، ظاهراً جوانان را به روستاها می فرستادند تا روح انقلابی روستایی سالهای اولیه حزب را دوباره زنده کنند. شی جین پینگ و وزیر خارجه فعلی ، وانگ یی در میان این “جوانان فرستاده شده” بودند.

این آشفتگی فقط با مرگ مائو در سال 1976 پایان یافت. همانند جهش بزرگ به جلو ، هنوز خسارات ناشناخته است ، اما تخمین ها نشان می دهد که بین 500000 تا هشت میلیون نفر کشته شده اند.

اریک X. Li ، یک دانشمند سیاسی و سرمایه دار خطرپذیر در شانگهای ، این هفته گفت که “خودآفرینی بزرگ” از ویژگی های برجسته حزب کمونیست است.

وی توضیح داد که اولین اختراع مجدد پس از آن صورت گرفت که حزب در سال 1949 قدرت را به دست گرفت و مجبور شد بزرگترین کشور جهان را اداره کند. مورد دوم پس از مرگ مائو ، هنگامی که حزب کشور را باز کرد و خود را متعهد به برنامه اصلاح اقتصادی کرد.

آنچه در اوایل دهه 1980 با تعداد انگشت شماری از مناطق ویژه اقتصادی آغاز شد ، طی چهار دهه آینده تبدیل به یک جنگلدار اقتصادی شد که انتظار می رود بزودی به بزرگترین اقتصاد جهان تبدیل شود ، دستاوردی که در قلب توجیه حزب برای دستیابی به قدرت بود.

آقای لی در تماس کنفرانسی که توسط باشگاه خبرنگاران خارجی هنگ کنگ برگزار شد ، گفت: “آنها اشتباه کردند.” “مانند ، انقلاب فرهنگی یک اشتباه بود. جهش بزرگ به جلو یک اشتباه بود. و آنها مسیر را اصلاح کردند. “

“گشودن” به سیاست گسترش نیافت. در سال 1989 ، هزاران نفر در پکن و سایر شهرها به خیابان ها ریختند و خواستار آزادی های سیاسی بیشتر شدند. این اعتراضات مسالمت آمیز بود ، اما رهبر حزب ، دنگ شیائوپینگ ، آنها را تهدیدی وجودی قلمداد کرد.

در شب 3 و 4 ژوئن ، ارتش آزادیبخش خلق به مرکز پکن نقل مکان کرد و میدان تیان آن من را از اردوگاه اعتراضی خود پاکسازی کرد. مثل همیشه در چین ، تعداد کشته شدگان همچنان در یک محل اختلاف باقی مانده است که در خفا و رازداری رسمی است.

برای مدتی دولت چین از نظر دیپلماتیک طرد شد ، اما پس از مکث دنگ با اصلاحات اقتصادی این کشور ادامه داد.

در سال 1997 ، علیرغم رزرو بسیاری از افراد ، انگلیس توافق خود را ارج نهاد و حاکمیت هنگ کنگ را پس داد. در سال 2001 ، کمیته بین المللی المپیک به پکن حق میزبانی بازیهای تابستانی 2008 را اعطا کرد ، رویدادی که برای بسیاری در چین نمایانگر ظهور این کشور به عنوان یک قدرت مدرن بود.

در سال 2007 ، یکی از محققان برجسته چین ، سوزان ال شرک ، از عنوان اکسی مورون در عنوان تاریخ سیاست خود در این کشور استفاده کرد: “چین: ابرقدرت شکننده”. تز وی این بود که اعتماد به نفس کشور ناامنیهای ریشه ای عمیق را پنهان می کند که بنیان های حزب کمونیست را می خزاند.

وارد شی جین پینگ شوید ، یکی از نسل “اصول چاپ” که توسط حکومت حزب پرورش یافته است – بعضی ها می گویند توسط آن خراب شده است. هنگامی که او به عنوان رهبر منتظر ظهور کرد ، به عنوان یک اصلاح طلب مورد توجه قرار گرفت. وی که در سال 2012 به مقام رهبر حزب رسید ، بی رحمانه رقبا را کنار زد و قدرت حزب را تقویت کرد.

در سال 2018 ، وی با حذف یک قانون اساسی که پس از حکومت مائو آغاز شد ، حذف محدودیت های قانون اساسی در دوره های ریاست جمهوری را ترتیب داد که یک رهبر نباید بیش از دو دوره پنج ساله باشد.

در غیر این صورت دوره دوم آقای شی در کنگره حزب سال آینده به پایان می رسد. اکنون اجماعی وجود دارد که وی قصد دارد در آن بماند ، شاید برای مدت نامحدود.

دوران تصدی آقای شی با حرکات تهاجمی در خارج از کشور ، مانند تجمع نظامی جزایر مورد مناقشه در دریای جنوب چین و تشدید کنترل های سیاسی در داخل ، مشخص شده است.

در سین کیانگ ، دولت آقای شی یک کار بازداشت و آموزش مجدد را آغاز کرده است که به حدی شدید است که ایالات متحده آن را نسل کشی خوانده است.

پس از اعتراضات گسترده هنگ کنگ در سال 2019 ، پکن با سرکوب بسیاری از آزادی های سیاسی که چین قول داده بود به آنها احترام بگذارد ، سرکوب کرد.

آقای خی ایدئولوژی ریشه های انقلابی حزب را دو چندان کرده است – و تاریخ پاکسازی راهپیمایی 100 ساله آن را. به نظر می رسد او ، مانند بسیاری از چینی های معمولی ، معتقد است موفقیت های این کشور خود گویای این مسئله است.

خانم شیرک ، دانشمند دانشگاه کالیفرنیا ، سان دیگو ، می گوید توصیف چین به عنوان یک ابرقدرت شکننده هنوز پابرجاست.

به گفته وی ، آقای شی هنوز هم به نظر می رسد ترس از اینكه “كل خانه كارت ها به طور ناگهانی ممكن است فرو بریزد” ، همانگونه كه اتحاد جماهیر شوروی سقوط كرد. به همین دلیل است که او ماموریت ایدئولوژیک حزب را تبلیغ می کند و از کادرها و شهروندان وفاداری می خواهد.

وی نوشت: “هیچ کس جرات ندارد صادقانه در مورد هزینه های سیاست هایش به او بگوید.”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>