جشنواره سالزبورگ در جستجوی آرامش گریزان افتتاح می شود

[ad_1]

سالزبورگ ، اتریش – “صلح چیست؟” یک خواننده در آغاز “Quod Est Pax” از کلاوس هوبر به لاتین می پرسد ارکستر با صدایی سرگردان و طیفی پاسخ می دهد ، و این سوال را تأکید می کند ، همانطور که دوباره از زوایای مختلف پرسیده می شود ، تا جایی که سازها در یک توده بی نظم فوران می کنند ، گویی که پاسخ می دهند: صلح آهنگ مطبوعی نیست.

به هر حال ، صلح – مضمون Ouverture Spirituelle امسال ، مجموعه کنسرت هایی که جشنواره سالزبورگ را افتتاح می کند – اغلب بیشتر یک شخصیت خارج از صحنه است که از طریق بحران و درگیری صحبت می شود. و مخصوصاً دست نیافتنی بود زیرا اجراهای هفته گذشته با مشکلات جهانی تقریباً خنثی شده بود.

در اولین روزهای جشنواره ، باران شدید رودخانه Salzach را به سطح بسیار خطرناکی در اینجا رساند – یادآوری سیل مهلکی که اخیراً مناطقی از آلمان و بلژیک را فرا گرفته است. در آن سوی اقیانوس اطلس ، گرمای شدید غرب ایالات متحده را نگران کرد در حالی که یک میلیاردر آماده یک سفر چند دقیقه ای به لبه فضا بود. به نظر می رسید استعاره از آتش زباله برای وضعیت چیزها جذابیت خود را از دست می دهد زیرا زمین در واقع در آتش بود. و بیشترین فشارها برای سالزبورگ ، همه گیر هنوز هم در هنرهای نمایشی ظاهر می شود.

سالزبورگ پس از جشنواره ای بسیار محدود و بسیار کاهش یافته در سال گذشته ، هدف بازگشت تابستان را تشکیل داد ، به این دلیل که می خواست صدمین دوره خود را به شکلی بزرگ جشن بگیرد. این برنامه طیف وسیعی از تولیدات اپرا و اغلب چندین کنسرت در روز تا 31 آگوست را همراه با نصب امضای نمایش “جدرمن” و سایر رویدادها برنامه ریزی کرد.

و همه چیز با Ouverture Spirituelle آغاز خواهد شد ، یک سری برنامه های تقریباً ده ساله با روحیه ، شبیه جشنواره نور سفید در مرکز لینکلن در نیویورک ، اما با تمرکز بیشتر و بینایی کمتر از رابطه بین موسیقی و ایمان.

الكساندر پریرا ، مدیر هنری سابق جشنواره سالزبورگ ، كه در سال 2012 كنسرت های Overture را معرفی كرد ، در مصاحبه ای گفت كه این مفهوم در ابتدا با مقاومت مواجه شد – از جمله برخی از صنعت گردشگری محلی. هنرمندان خوب پاسخ دادند ، اما مدیران این کنسرت ها را تبدیل به یک پول ساز نمی دانند.

وی گفت: “ایده این نبود که به چیزی فکر کنیم که بتوانیم درآمد بیشتری کسب کنیم.” “تصور می شد که مواد بیشتری دریافت می شود. و خوشحالم که این ایده هنوز هم به خوبی کار می کند. “

این کار را به روش خاص خود انجام می دهد. Ouverture یک گوهر در میان جشنواره های تابستانی است: در کانون توجه فریبنده و باریک آن ، موسیقی با ارزش قرن ها قرار دارد ، که اکثر آنها به ندرت در جاهای دیگر برنامه ریزی می شود. در آرایه ای از مکان ها از جمله Felsenreitschule و فضای مقدس باروک Kollegienkirche ، مقیاس آن در سال جاری از شعارهای انفرادی تا “نیازمندی های جنگ” فوق العاده بنیامین بریتن متغیر بود. هر کاری ممکن به نظر می رسید.

در محدوده

اگرچه کنسرت های Ouverture می توانند مانند عقب نشینی معنوی به نظر برسند ، اما دنیای خارج حتی قبل از شروع آنها نیز دخالت می کند. این افتتاح به منظور ارکستر Britten با ارکستر سمفونیک شهر بیرمنگام از انگلستان بود که در سال 1962 برای اولین بار به نمایش درآمد و گروه کر با مدیریت موسیقی آن ، میرگا گرازینایت-تایلا.

اما محدودیت های همه گیر بر روی مجریانی که از انگلیس سفر می کنند ، همراه با لیست گسترده گروه برای این قطعه – که خواستار دو گروه کر و دو ارکستر است – ظاهر را غیر ممکن می کند. و در چیزی از پیام اتحاد اروپا پس از Brexit ، یک گروه جدید به سرعت از نزدیک به 20 کشور جمع شد: اعضای ارکستر جوانان گوستاو مالر ، ارکستر سمفونیک رادیو ORF وین و Wiener Singverein. Grazinyte-Tyla هنوز به طرز تحسین برانگیزی اجرا می کرد ، اما همیشه اجرایی را ارائه نمی داد که در آن جزئیات به مقیاس گسترده قطعه نفوذ می کردند – اگرچه در تنور آلن کلایتون برجسته ای وجود داشت ، صدای او تلخ و زیبا می شود ، و در Florian Boesch به طرز ناخوشایند و ناخوشایندی باریتون

این تنها زمانی نبود که ویروس کرونا کنسرت ها را از خط خارج کرد. (وقتی آزمایش یکی از مخاطبان در “Jedermann” برای Covid-19 مثبت شد ، حال و هوا هم عوض شد ، که منجر به نیاز فوری ماسک های FFP2 درجه پزشکی برای همه اجراها شد.) نتایج متفاوت بودند. به عنوان مثال ، در یک برنامه Josquin des Prez روز دوشنبه ، متخصصین دوره رنسانس Cinquecento جایگزین مناسبی برای دانشمندان تالیس بودند ، اما هرگز به اندازه سایر مجریان در کارنامه مشابه ، مانند La Capella Reial de Catalunya و Hespèrion XXI تحت همیشه فراموش نشدنی بودند. جوردی ساوال رهبر ارکستر عصر روز بعد.

“کوارتت آخر زمان” جارو و عرفانی مسیان یکی از بهترین قرائت هایی را که شنیده ام داده شد – علی رغم دو جایگزینی ، پیانویست Francesco Piemontesi و نوازنده ویولن سل نیکلاس آلت اشتاد ، که با خویشتن داری و خویشتن داری جذاب در حرکت پنجم. من نمی دانم که کار با مجریانی که از ابتدا برنامه ریزی شده بودند چگونه به نظر می رسید ، اما این روایت با مهارت و مراقبه پخش شد. یارگ ویدمان ، کلارینتیست ، در حرکت سوم کراسندوهای تأثیرگذار کشیده را مجسمه سازی کرد ، در حالی که با شدت مغناطیسی ثبت ثبات و ناامیدی را نیز تغییر داد.

این جنبش به تنهایی مضمون غالب کنسرتهای هفته را در بر می گیرد: صلح بدون آنتی تز وجود ندارد. بیشتر برنامه ها نه به بهشت ​​ضمنی موسیقی مقدس ، بلکه عزاداری و با یادآوری به عنوان راهی برای امید. “Passacaglia on DSCH” ، ساخته رونالد استیونسون ، یک تکنوازی پیانوی تقریباً 80 دقیقه ای که روز چهارشنبه با فرماندهی غیرقابل انعطاف توسط ایگور لویت اجرا شد ، به نظر می رسید که از طریق یک ادیسه کالیدوسکوپی تکنیک صفحه کلید و حافظه تاریخی ، این ایده ها را بپذیرد.

“Passacaglia” با شخصیت یک کادنزا – بی امان مجازی ، همیشه شتابان و انباشته شده – نه تنها در تاریخ موسیقی ، بلکه در تاریخ قرن 20 با کنایات به جنگ جهانی دوم ، آفریقای پسااستعماری و ، در یک زمان ، لنین وعده تأمین صلح ، زمین و نان برای مردم. عجیب نیست که در پایان ، به نظر می رسد که لویت در حالی که تعظیم می کرد ، مبهوت شده و از تماشاگران بی خبر است.

در جای دیگر ، کنسرت های Ouverture یادآوری این بود که در بیشتر تاریخ موسیقی کلاسیک غربی ، کار آهنگسازان از طریق حمایت یا الهام جدا از ایمان نبوده است. این ممکن است انتزاعی تر باشد ، مانند “اینوری” مرموز عرفانی استکههاوزن یا “Konx-Om-Pax” از جیاستینو اسکلسی ، یک نگاه اجمالی درخشان در برخی از نیروهای حیاتی کیهانی که توسط ارکستر سمفونیک SWR و باخور سالزبورگ انجام شده است و توسط ماکسیم پاسکال با کنترل بیمار بر روی بافت هایی که آهسته تغییر می کنند.

اما موسیقی هایی هم وجود دارد که صریحاً برای فضاهای مقدس نوشته شده است و شنیدن آن در کالجی گنکیرچه یک امتیاز بود: “Officium Defunctorum” اثر کریستوبال دو مورالس که با دقت توسط ساوال اجرا شد و با طنین انداز متعالی نتیجه داد. و همان شب “Et Exspecto Resurrectionem Mortuorum” از مسیان ، که توسط Klangforum Wien تحت پابلو هراس کازادو ارائه شد ، همانطور که شنیده شد ، با جلوه های صوتی ترسناک – لرزش یک کرسندو طولانی ، طولانی تر و بیگانه تر می شود.

گویا برای اثبات اینکه این چیز خوب می تواند زیاد باشد وجود دارد ، رهبر ارکستر Teodor Currentzis و اعضای MusicAeterna – در شهر برای تولید جدید “Don Giovanni” که بخشی از جشنواره اصلی است – در اواخر برگزار شد – کنسرت شبانه موسیقی کرال دلهره آور که از نظر تئاتر تضعیف شد. برپایی یک کلیسای تاریک و مجریانی با شمع با لباسهای متحدالشکل ، ظاهری آیینی از “Eyes Wide Shut” داشت. در پایان ، اعضای تماشاگران ، پس از دو ساعت نشستن بر روی صندلی های چوبی ، کمی ناآرام ، مجبور شدند در جای خود بمانند تا جایی که دیگر خوانندگان ، با ترک یک موکب موسیقی از ساختمان خارج شوند. در آن ساعت ساکت و آرام صداها به آرامی محو می شدند.

موسیقی باید کافی بود. همانطور که استراوینسکی اشاره کرد ، این “بزرگترین زینت کلیسا” است. “سمفونی مزامیر” وی شنبه با خواندن بی تکلف و هماهنگ همراه شد ، فیلیپ هره وگه رهبری ارکستر شانزه لیزه و کالج ویکال گنت را بر عهده داشت.

لحظه ای از صلح بود ، هرچند کوتاه ، پیش از آنکه صدای رعد و برق در بیرون از ورود طوفان دیگری اعلام شود.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>