درون ارتش میانمار: ‘آنها معترضان را به عنوان جنایتکار می بینند’

[ad_1]

سروان تون میات آنگ به سنگ فرش گرم در یانگون ، بزرگترین شهر میانمار خم شد و جعبه های گلوله را برداشت. حالت تهوع به گلوی او فرو رفت. او می دانست که این گلوله ها به معنای استفاده از اسلحه و شلیک گلوله های واقعی به سوی افراد واقعی است.

همان شب ، در اوایل ماه مارس ، او به فیس بوک وارد شد تا دریابد که چندین نظامی غیر نظامی در یانگون توسط سربازان تاتمداو کشته شده اند ، همانطور که ارتش میانمار شناخته شده است. آنها درست مثل او مردانی با لباس فرم بودند.

روزها بعد ، ناخدای لشکر 77 پیاده نظام سبک ، که به دلیل قتل عام غیرنظامیان در سراسر میانمار مشهور بود ، از پایگاه خارج شد و خلوت کرد. او اکنون مخفی شده است.

وی گفت: “من ارتش را خیلی دوست دارم.” “اما پیامی که می خواهم به هم سربازانم بدهم این است: اگر بین کشور و تاتماو انتخاب می کنید ، لطفاً کشور را انتخاب کنید.”

تاتمداو ، که می گوید دارای یک نیروی ایستاده تا نیم میلیون نفر است ، اغلب به عنوان یک ربات رباتیک از جنگجویانی که برای کشتن تربیت شده اند ، نشان داده می شود. از زمان سرنگونی رهبری غیرنظامی میانمار در ماه گذشته ، به راه انداختن اعتراضات سراسری ، به گفته یک گروه نظارتی ، این شهرت وحشیانه خود را شدت بخشیده و باعث کشته شدن بیش از 420 نفر و حمله ، بازداشت یا شکنجه هزاران نفر دیگر شده است.

بر اساس اعلام سازمان ملل ، روز شنبه ، مرگبارترین روز از کودتای 1 فوریه ، نیروهای امنیتی بیش از 100 نفر را کشتند. در این میان هفت کودک شامل دو پسر 13 ساله و یک پسر 5 ساله وجود داشت.

مصاحبه های عمیق با چهار افسر ، که دو نفر از آنها پس از کودتا متروک شده اند ، تصویری پیچیده از م institutionسسه ای را نشان می دهد که به مدت شش دهه کاملاً بر میانمار تسلط داشته است. از لحظه ورود آنها به اردوگاه حمل و نقل ، به نیروهای تاتمداو یاد داده می شود كه آنها نگهبانان یك كشور هستند – و یك دین – كه بدون آنها متلاشی خواهد شد.

آنها یک کشور ممتاز را در کشوری اشغال می کنند که در آن سربازان جدا از بقیه جامعه در آن زندگی می کنند ، کار می کنند و معاشرت می کنند و ایده ای را در خود جای داده اند که آنها را بسیار بالاتر از جمعیت غیرنظامی قرار می دهد. این افسران توصیف می کردند که به طور مداوم توسط مافوق خود ، در پادگان ها و در فیس بوک تحت نظارت قرار می گیرند. رژیم ثابت تبلیغاتی باعث می شود که آنها در هر گوشه ای حتی در خیابان های شهر دشمنان را درک کنند.

اثر تجمعی یک جهان بینی پوچ است که در آن دستورات کشتن غیرنظامیان غیر مسلح بدون هیچ گونه س questionال دنبال می شود. در حالی که سربازان می گویند برخی از نارضایتی ها از کودتا وجود دارد ، اما شکستن صفوف را بعید می دانند. این باعث می شود که در روزها و ماه های آینده خونریزی بیشتری انجام شود.

یک کاپیتان فارغ التحصیل آکادمی معتبر خدمات دفاعی ، معادل وست پوینت میانمار ، گفت: “بیشتر سربازان شستشوی مغزی دارند.” مانند دو نفر دیگر که با نیویورک تایمز صحبت کرده اند ، نام وی به دلیل احتمال قصاص منتشر نمی شود. او هنوز در حال انجام وظیفه فعال است.

وی افزود: “من برای محافظت از کشور و نه برای جنگ با مردم خود ، به تاتماداو پیوستم.” “من از دیدن سربازانی که مردم خود را می کشند بسیار ناراحت هستم.”

تاتمداو از زمان استقلال این کشور در سال 1948 ، با جنگ با چریک های کمونیست ، شورشیان قومی و طرفداران دموکراسی که پس از سرکوب های نظامی مجبور به جنگل شدند ، در حال جنگ است. در محدوده های فرقه ای تاتمداو ، اکثریت قومی بودایی بامار به هزینه بسیاری از اقلیت های قومی میانمار ، که دهه ها با سرکوب نظامی روبرو بوده اند ، تجلیل می شود.

دشمن همچنین می تواند در داخل باشد. هدف خشم تاتمداو داو اونگ سان سوچی است ، رهبر غیرنظامی که در کودتای ماه گذشته خلع و قفل شده است. پدرش ، ژنرال آنگ سان ، تاتماو را تاسیس کرد.

امروز دشمنان تاتماو دوباره داخلی هستند ، نه خارجی: میلیون ها نفر که برای تجمعات ضد کودتا به خیابان ها ریخته اند یا در اعتصابات شرکت کرده اند.

روز شنبه ، که روز نیروهای مسلح بود ، ژنرال ارشد مین اونگ هلاینگ ، فرمانده كل و تحریک كننده كودتا ، سخنرانی كرد و عهد كرد “از مردم در برابر هرگونه خطری محافظت كند”. در حالی که تانک ها و سربازان غرفه دار در خیابان های وسیع نایپیداو ، پایتختی که مملو از پناهگاه بود و توسط یک رژیم نظامی قبلی ساخته شده بود ، رد می شدند ، نیروهای امنیتی معترضین و حاضران را به طور یکسان تیراندازی کردند و بیش از 40 شهر شاهد خشونت بودند.

کاپیتان تون میات آونگ گفت: “آنها معترضان را جنایتکار می دانند زیرا اگر کسی از ارتش سرپیچی کند یا اعتراض کند ، آنها جنایتکار هستند.” “بیشتر سربازان هرگز طعم دموکراسی را در طول زندگی خود نچشیده اند. آنها هنوز در تاریکی زندگی می کنند. “

اگرچه تاتمداو طی 5 سال قبل از کودتا مقداری قدرت را با یک دولت منتخب مشترک داشت ، اما کنترل خود را بر کشور حفظ کرد. این مجتمع ها ، بانک ها ، بیمارستان ها ، مدارس ، آژانس های بیمه ، گزینه های سهام ، شبکه تلفن همراه و مزارع سبزیجات خاص خود را دارند.

ارتش ایستگاه های تلویزیونی ، انتشارات و صنعت فیلم سازی را با پیشنهادات پر شور مانند “سرزمین مبارک قهرمانان” و “یک عشق ، صد جنگ” اداره می کند. گروه های رقص Tatmadaw ، گروه های موسیقی سنتی و ستون های مشاوره وجود دارد که زنان را به لباس متوسط ​​پوشانده است.

اکثریت قریب به اتفاق افسران و خانواده های آنها در اردوگاه های نظامی زندگی می کنند و هر حرکت آنها کنترل می شود. از زمان کودتا ، بیشتر آنها بیش از 15 دقیقه بدون اجازه قادر به ترک آن مجموعه ها نبودند.

افسری كه پس از كودتا خلوت كرد ، گفت: “من این وضعیت را برده داری مدرن می نامم.” “ما باید از هر سفارش سالمندان خود پیروی کنیم. ما نمی توانیم س ifال کنیم که آیا این عادلانه بوده است یا ناعادلانه. “

فرزندان افسران غالباً با فرزندان افسران دیگر یا فرزندان سرمایه دارانی که از ارتباطات نظامی خود سود برده اند ازدواج می کنند. غالباً ، سربازان پیاده نسل بعدی پیاده نظام را پرورش می دهند. اکوسیستم شورای مدیریت ایالتی ، همانطور که نظامی که ماه گذشته قدرت خود را گرفت ، پیچیده ای از درختان خانواده بهم پیوسته است.

حتی در طول پنج سال افتتاح سیاسی ، یک چهارم کرسی های پارلمان به مردان سبز اختصاص داشت. آنها با سایر قانونگذاران مخلوط نشدند یا به عنوان یک اتحادیه رأی دادند. مهمترین وزارتخانه های دولتی در دستان نظامی باقی ماندند.

یک پزشک نظامی در یانگون گفت: “من خوشحالم که نوکر مردم هستم ، اما در ارتش بودن به معنای خدمتگزار رهبران تاتمداو است.” “من می خواهم ترک کنم ، اما نمی توانم. اگر این کار را بکنم ، آنها مرا به زندان می فرستند. اگر من فرار کنم ، آنها اعضای خانواده ام را شکنجه می کنند. “

ماهیت مخفی تاتماو ممکن است به توضیح این نکته کمک کند که چرا رهبری آن شدت مخالفت با پوتچ را دست کم گرفته است. به گفته کارشناسان شبکه های اجتماعی و یکی از افسرانی که با تایمز صحبت کرده است ، افسران آموزش دیده در جنگ روانی مرتباً در گروه های فیس بوک که مورد علاقه سربازان است ، نظریه های توطئه در مورد دموکراسی می کارند.

در این دنیای پارانوئید ، فریبنده ای که اتحادیه ملی دموکراسی خانم آنگ سان سوچی به حزب نیابتی ارتش در انتخابات نوامبر گذشته تحویل داد ، به راحتی به عنوان تقلب در انتخابات نشان داده شد.

یک کابین مسلمان ، که توسط شیخ نشین های نفت خیز تأمین مالی می شود ، متهم به تلاش برای از بین بردن ایمان بودایی اکثریت میانمار است. راهبان با نفوذ ، که ژنرال های ارتش را در میان کسانی که پای آنها دعا می کنند ، می شمارند ، موعظه می کنند که راهب تاتمداو و بودایی باید برای مبارزه با اسلام متحد شوند.

به گفته تاتماو ، یک غرب متجاوز می تواند هر لحظه میانمار را فتح کند. تصور می شود ترس از حمله یکی از دلایل این است که حاکمان نظامی اوایل قرن حاضر پایتخت را از یانگون ، نزدیک ساحل به دشتهای ناپیدای نایپیداو منتقل کردند.

ناخدا که مشغول انجام وظیفه است ، گفت: “اکنون سربازان با این فکر که مردم خود را از مداخلات خارجی محافظت می کنند ، مردم را می کشند.” تیپ وی از جمله افرادی است که در شهری مستقر شده اند تا یک جمعیت خشمگین را به زور تحت فشار قرار دهند.

حمله نگران کننده لزوماً با هواپیما یا دریا نیست ، بلکه توسط “دست سیاه” نفوذ خارجی صورت می گیرد. جورج سوروس ، خیرخواه و مدافع دموکراسی آمریکایی ، در محافل تاتمداو متهم است که سعی دارد کشور را با انبوهی از پول نقد برای فعالان و سیاستمداران براندازد. سخنگوی ارتش در یک کنفرانس خبری به این نکته اشاره کرد که افرادی که به کودتا اعتراض می کنند نیز با بودجه خارجی انجام می شوند.

کاپیتان تون میات آنگ گفت که در اولین سال حضور در آکادمی خدمات دفاعی ، فیلمی به او نشان داده شد که فعالان دموکراسی را در سال 1988 به تصویر می کشد که حیوانات دیوانه وار بریده بریده سر سران را نشان می دهند. در حقیقت ، در آن سال هزاران معترض و دیگران توسط تاتمداو کشته شدند.

وی گفت: یکی از افراد کاپیتان تون میات آنگ اخیراً توسط یک گلوله از تیر گلوله یک معترض به چشم او اصابت کرده است. اما کاپیتان تصدیق کرد که تلفات به طرز چشمگیری در جهت دیگر قرار داشته است.

خبرهای فیس بوک Tatmadaw ممکن است سربازان محاصره شده توسط معترضین خشن را که با بمب های آتش ساز خانگی محاصره شده اند نشان دهد. اما این نیروهای امنیتی هستند كه به پزشكان حمله كرده ، كودكان را كشته و اطاعت كنندگان را مجبور كرده اند تا با تعظیم خزند.

به گفته سربازانی که با تایمز صحبت کردند ، تعلیق دسترسی به داده های تلفن همراه طی دو هفته گذشته به همان اندازه منزوی کردن نیروهایی بود که شروع به زیر سال بردن دستورات خود می کردند ، همانطور که برای قطع جمعیت بیشتر بود.

اندکی پس از کودتا ، چند سرباز در فیس بوک با معترضین ابراز همبستگی کردند. “ارتش در حال از دست دادن است. مردم تسلیم نشوید ، “یک کاپیتان ، که اکنون مخفی شده است ، در خبر فیس بوک خود نوشت. “در پایان حقیقت پیروز خواهد شد.”

جزیره تاتماو هدف دیگری دارد. برای دهه ها ، ارتش با چندین دشمن در جبهه های مختلف جنگیده است ، بیشتر گروه های مسلح قومی که خواستار خودمختاری هستند. برای پایین نگهداشتن فرار از مسافرت و بالا بودن وفاداری به سپاهیان تنگ نیاز است.

نرخ تلفات در میانمار منتشر نمی شود زیرا این یک راز دولتی محسوب می شود. اما اسناد درز شده توسط تایمز ، مانند شماری از سربازان افتاده در غرب ایالت راخین چند سال پیش ، نشان می دهد که سالانه صدها سرباز حداقل می میرند.

سردار کشیک فعال گفت که برای سربازان مجرد معمولاً قرعه کشی می شود تا با بیوه کسی که در جنگ کشته شده ازدواج کند. به گفته وی ، این زن در مورد اینکه شوهر جدیدش چه کسی خواهد بود انتخاب چندانی ندارد.

وی گفت: “بیشتر سربازان از دنیا جدا شده اند و تاتماو تنها جهان است.”

اقلیت های قومی ، که تقریباً یک سوم جمعیت میانمار را تشکیل می دهند ، از ترس تاتمداو که توسط بازرسان سازمان ملل متحد به اقدامات نسل کشی ، از جمله تجاوزهای جمعی و اعدام ها متهم شده است ، زندگی می کنند. چنین کارزارهایی مشهورترین مورد علیه مسلمانان روهینگیا به راه افتاده است ، اما آنها سایر اقوام مانند کارن ، کاچین و راخین را نیز هدف قرار داده اند.

هنگامی که لشکر 77 پیاده سبک در ایالت شان ، در شمال شرقی میانمار در حال نبرد بود ، کاپیتان تون میات آنگ گفت که می تواند انزجار افراد از گروه های مختلف قومی را احساس کند. او به عنوان عضوی از یک اقلیت قومی دیگر ، چین ، ترس آنها از اکثریت بامار را درک کرد.

اگرچه او می گوید فقط برای زخمی کردن ، نه برای کشتن ، شلیک کرده است ، کاپیتان تون میات آنگ هشت سال را در خط مقدم سپری کرد. وی گفت که وی فقط با یک گروه از روستاییان اقلیت قومی رابطه برقرار کرده است.

وی گفت: “مردم از سربازان به خاطر آنچه سربازان با آنها انجام داده اند متنفر هستند.”

اما تاتمدو او را نیز نجات داد. مادرش وقتی 10 ساله بود درگذشت پدرش نوشید. او را به یک مدرسه شبانه روزی برای دانش آموزان اقلیت قومی فرستادند ، و در آنجا عالی عمل کرد. در آکادمی خدمات دفاعی ، وی در رشته های فیزیک و انگلیسی تحصیل کرد.

وی گفت: “ارتش خانواده من شد.” “من وقتی لباس سرباز خود را دیدم به طور خودکار خوشحال شدم.”

در تاریخ 1 فوریه ، در طوفان یانگون قبل از طلوع آفتاب ، کاپیتان تون میات آنگ سوار بر یک کامیون نظامی شد و نیمه خواب بود و بر روی کلاه ایمنی خود بست. او نمی دانست که چه خبر است تا اینکه یک سرباز دیگر در مورد کودتا زمزمه کرد.

وی گفت: “در آن لحظه احساس کردم امیدم به میانمار را از دست داده ام.”

چند روز بعد ، وی دید که سرگرد خود یک جعبه گلوله در دست دارد – گلوله های واقعی ، نه لاستیک. اون شب گریه کرد.

وی گفت: “من فهمیدم كه بیشتر سربازان مردم را دشمن می دانند.”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>