رئیس جمهور بایدن با خانواده جورج فلوید تماس می گیرد

[ad_1]

“ممکن است دادگاه راضی باشد. خانمها و آقایان هیئت منصفه ، صبح بخیر. به نظر من شواهد ویدئویی برای شما بسیار مفید و معنادار خواهد بود زیرا بدون صحبت های وکیل ، چرخش وکالت ، وکالت ، خودتان می توانید آن را ببینید. خودتان می توانید آن را ببینید. ” “لطفا. لطفا. نفس نمی کشم. لطفا مرد لطفا کسی به من کمک کند لطفا. من می خواهم در این چیز بمیرم. ” “اوه خدای من.” “چی گفت؟” “او گفت ، من در آستانه مرگ هستم. اوه خدای من.” “هنگام تماشای دادگاه جورج فلوید ، متوجه تفاوت ها و اهمیت فیلم ها شدم.” “این گوشه -” “وقتی استفون کشته شد ، ما فقط تصاویر افسران را داشتیم. ما فقط دیدگاه آنها را داشتیم. ” “سلام ، دستهایت را نشان بده.” “می دانید ، هنگامی که پسرم در حالی که روی سکو بود کشته شد ، چند نفر از تماشاگران آنجا فیلمبرداری کردند. و اگر دوربین ها نبودند ، ما امروز حتی در اینجا نبودیم زیرا آنها احتمالاً می گفتند که این کار موجه است. ” “داداش ، پاهاتو روی سرش بذار شما روی گردن او زانو زده اید. ” “او بیشتر فشار می آورد.” “آره” “نمی توانم نفس بکشم.” “کمی بیشتر. درست همین جا.” “من فیلم حادثه پدرم را تماشا نمی کنم زیرا این شکنجه است.” “شما افسران را می بینید که به بدن او ضرباتی می زنند؟” “آره.” “به دستانش ، به تنه اش ، به پاهایش.” “30 سال بعد ، هیچ چیز تغییر نکرده است.” “حالا چه کسی را باور خواهید کرد؟ متهمان یا چشمان خودتان؟ ” “من در حال تماشای پرونده جورج فلوید با بهترین دوست خود ، تیفانی ، در خانه او هستیم.” “وای خدای من.” “وای.” “و او هنوز روی گردنش است.” “امروز اولین باری بود که من کل فیلم جورج فلوید را تماشا کردم ، و این قطعاً باعث شد من به پدرم فکر کنم که با جیغ و فریاد زندگی اش را التماس می کند.” نبض او را بررسی کنید. نبض او را بررسی کنید. ” “دخترش هم سن من بود که پدرم را کتک زدند.” “نام من Lora Dene King است. من فرزند میانی رادنی گلن کینگ هستم. ” “جهان نوار فیلم را دید.” “ما فکر کردیم که این فیلم نیروی بیش از حد و نیروی غیر ضروری را نشان می دهد.” “با آن نوار ویدیویی ، اگر آنها دو چشم داشتند و نابینا نبودند ، می دیدید که این نیروی بیش از حد است.” “دفاعیات تلاش کرد تا با کالبدشکافی نوار ، قاب به قاب ، نوار ضعیف را کم کند تا نشان دهد که کینگ تهدیدی برای افسران است.” “او به نوعی مانند یک فریاد خرس مانند ، مانند یک حیوان زخمی بیرون داد. اگر او افسر من را گرفته بود ، این یک چنگال مرگ بود. اگر او اسلحه را گرفته بود ، اهداف بی شماری داشت. ” “او در طول این حوادث کسی را نگرفت ، مگر نه؟” “نه آقا ، او این کار را نکرد.” “او نمی توانست راه برود. او 50 استخوان شکسته داشت. جمجمه او برای همیشه شکسته بود. او آسیب دائمی مغز داشت. پدر من بعد از آن هرگز مثل سابق نبود. شما می دانید ، و همه فقط او را طبیعی می دانستند. فکر می کنم اگر برای کسی این اتفاق بیفتد ، دیگر آنها طبیعی نخواهند بود. ” “این فقط بر روی شخصی که اتفاق افتاده تأثیر نمی گذارد. همچنین همه افرادی که خارج از خانه هستند و آن را تماشا می کنند تأثیر می گذارد. همه آنها برای همیشه تحت تأثیر قرار می گیرند. ” “من ناامید از کمک بودم.” “من فقط نوعی احساسات بودم و به سراغ آفریقایی-آمریکایی رفتم که آنجا در حاشیه ایستاده بود. و من مثل آنها بودم که آنها به آنها کمک نخواهند کرد. ” “اوه خدای من.” وی گفت: “این مرد ، او شاهد بود كه یك مرد آفریقایی-آمریكایی دیگر جان خود را گرفت. سخنران 9 ساله دادگاه. ” “صبح بخیر، [inaudible]” “صبح بخیر.” “شما کدامیک هستید؟” “اتفاقاً در خیابان قدم می زد. او این کار را تا آخر عمر فراموش نخواهد کرد. ” “شما در نهایت ویدئوی خود را به رسانه های اجتماعی ارسال کردید ، درست است؟” “درست.” “و ویروسی شد؟” “درست.” “این زندگی شما را تغییر داد ، درست است؟” “دختری که از جورج فلوید فیلمبرداری کرد ، واقعیت این است که هیچ کاری نمی تواند برای نجات جان او انجام دهد.” “شبها گذشته است ، من بیدار ماندم و از جورج فلوید بخاطر انجام ندادن کارهای بیشتر عذرخواهی کردم.” “این چیزی است که او را مانند جورج هالیدی ، که فیلم پدر من را ضبط کرده است ، آزار خواهد داد.” “بدون جورج هالیدی ، این چهار افسر ممکن است محاکمه نشوند.” “او فقط می خواست این دوربین جدیدی را که داشت آزمایش کند. مثل ، آه ، بگذار من ببرم – او وحشت زده در همان جا ایستاد. و او هنوز هم تا امروز رنج می برد زیرا این کار درستی بود. ” “چه كاری می توانست انجام دهد تا لیاقت آن را داشته باشد؟” “اگر امروز می خواستم دختر جورج فلوید را ببینم ، کاش چیزی بتوانم بگویم. اما کار آسانی نیست. اصلاً آسان نیست. چون مطمئن هستم که او آن فیلم نواری را تماشا کرده است. و این چیزی است که هر روز ذهن شما را حمل می کند ، دقیقاً مانند نوار ویدئویی پدرم. ” “برای هیئت منصفه ، یک تصمیم دشوار پیش رو است ، دانستن اینکه برای تبرئه چهار افسر می تواند این شهر را شعله ور کند.” “مقصر نیستم -” شعار دادن: “نه عدالت ، نه صلح. بدون عدالت ، بدون صلح. ” “و خسارت وارده به شهر لس آنجلس به میلیاردها دلار برسد.” “این چیزی است که من می گویم. پلیس ، آنها یک سنت برای این دادگاه پرداخت نمی کنند. بنابراین من و مادرم ، دادگاه جورج فلوید را تماشا می کردیم. و خاطرات زیادی از پرونده پسرم اسکار به وجود آورد. آخرین عکس اسکار در تلفن همراه او مربوط به افسری بود که به او شلیک کرد. ” “نام من واندا جانسون است. من مادر اسکار گرانت هستم. ” “گرانت هنگامی كه رو به روی سكوی ایستگاه قطار دراز كشیده بود ، یك بار از پشت شلیك شد.” “او غیرمسلح بود.” “این افسر 27 ساله گفت که فکر می کرد اسلحه Taser خود را کشیده است -” “- اما به جای آن تصادفا اسلحه خود را بیرون کشید.” “و این حادثه از طریق فیلم تلفن همراه ثبت شد.” “فیلم خود صحبت می کند. و هیئت منصفه این را می بیند و تصمیم صحیح می گیرد. ” “ما می دانستیم که برای پیروزی در سیستم های دادگاه بسیار مشکل خواهیم داشت زیرا سیستم قضایی برای همه افراد جامعه ساخته نشده است.” “با ادامه اوضاع ، جمعیت شروع به رشد و رشد کرد.” “اوه خدای من ، همان کتاب نمایشی که آنها برای آنچه در اسکار اتفاق افتاد ، استفاده کردند ، آنها همین مورد را برای جورج فلوید استفاده کردند. اوه ، جمعیتی از خشمگینان خشمگین بود. » “آنها پشت آنها بودند. مردم در آن طرف خیابان بودند ، مردم فریاد می زدند. ” “ما نمی دانیم که آیا آنها قصد حمله به ما را دارند. به این فکر کردم که مرد جوانی در پرونده جورج فلوید شهادت می دهد. ” “عصبانی و عصبانی شدی.” “تماس با پلیس به پلیس.” “911 ، آدرس اورژانس چیست؟” وی گفت: “چطور کسی کسی را که با او کار می کند تحقیق کند؟ مطمئناً خواهید دید که آنها زودتر از باور شهروندانی که شکایت می کنند ، به افرادی که با آنها کار می کنند باور خواهند کرد. ” “آیا دوست دارید با آن گروهبان صحبت کنید؟” “بله ، من دوست دارم. بی پاسخ بود. او در برابر دستگیری یا هر یک از اینها مقاومت نمی کرد. ” “خوب ، یک ثانیه.” “قاتلان ، برادر. شما فقط قاتلین ، داداش. ” “می دانید ، وقتی قرار بود برای اسکار به محاکمه هیئت منصفه بپردازیم ، آنها س questionsالاتی مانند” آیا کسی را می شناسید که به زندان رفته باشد؟ ” آیا کسی را می شناسید که با پلیس روبرو شده باشد؟ ‘ و به محض این که شخص این حرف را می زد ، آنها را از عضو هیئت منصفه اعتصاب می کردند ، درست است؟ داشتن هیئت منصفه متشکل از زمینه های مختلف ، می تواند به تصمیم گیری در مورد بی گناهان یا گناهکاران کمک کند. ” “این افسر 27 ساله -” “- در اتهام قتل بی گناه شناخته شد.” “دادگاه وی به دلیل نگرانی از تنش نژادی و نظارت شدید رسانه ها به لس آنجلس منتقل شده بود.” “همه ، بیایید فقط یک دقیقه دعا کنیم.” “پدر خدا ، ما نزد تو می آییم و پسرت به نام عیسی مسیح. پدر ، ما از افرادی که این را می بینند می خواهیم – “” هر وقت به خانه مادرم می آیم یادآوری می شوم که پسرم اینجا کشته شده است. ” “نام من Sequette Clark است. من مادر استفون کلارک هستم. ” “استفون کلارک 22 ساله هنگام فرار از پلیس به ضرب گلوله کشته شد.” “کلارک پس از آنکه ادعا کرد شیشه اتومبیل را شکسته است از مقامات فرار می کند.” “او در حیاط پشتی مادربزرگش هشت بار مورد اصابت گلوله قرار گرفت.” “پلیس ظاهراً فکر می کرد که او اسلحه در دست دارد ، اکنون می گوید که این یک تلفن همراه است.” “آنها از ترس جان خود ، سلاح خدمت خود را شلیک کردند.” “و به دنبال این حادثه ، افسران بعضی اوقات به طور دستی دوربین های بدن خود را بی صدا می کردند.” “از این راه حرکت کن.” “همانطور که دادگاه جورج فلوید را تماشا می کردیم ، من اعضای خاصی از خانواده ام را دعوت کردم زیرا تا زمانی که در خانه و با خانواده به آن نپردازید نمی توانید به موضوعی در جامعه یا شهر یا ملت بپردازید.” “وقتی آقای فلوید مضطرب بود ، آقای شووین به او کمکی نمی کرد ، به او کمکی نمی کرد.” او گفت: “بنابراین آنها فقط پسر من را آنجا ترک کردند. آنها پس از مرگ او را با دستبند بسته بودند. ” “نیروی بیش از حد.” “نیروی بیش از حد و نیروی کشنده پس از واقعیت مرگ. احساس ناراحتی ، سنگینی ، تخلیه کردم. احساس می کردم 400 سال پیش برده ام. فقط شنیدن که چگونه او مرده است ، و ببینید که چگونه او مرده است. و سپس چرخیدن و شنیدن تلاش دفاع برای بیان این واقعیت که ما نباید روی “” “- 9 دقیقه و 29 ثانیه -” “- که برای کشتن جورج فلوید طول کشید تمرکز کنیم. اما ما باید بر آنچه پیش از این اتفاق افتاد تمرکز کنیم. هر چیزی که مستقیماً با قتل جورج فلوید سروکار نداشته باشد ، از نظر من بی ربط است. ” “او 6 تا 6 و نیم فوت قد دارد. شما نمی دانید که او هروئین مصرف کرده است. آقای فلوید برای خرید یک بسته سیگار از اسکناس 20 دلاری تقلبی استفاده کرد. آقای فلوید مواد مخدر را در دهان خود قرار داد. ” “پاپا دیگر مرده است. جورج فلوید در حال حاضر مرده است. ” “درست است. درست است.” “بنابراین اکنون شما او را زنده می کنید تا دوباره او را بکشید.” “اساسا.” “برای توجیه رفتار نادرست افسران خود او را بدنام کنید ، دقیقاً همان کاری را که دادستان منطقه با استفون انجام داد به من یادآوری کرد.” “معاینه تلفن همراه حادثه خشونت خانگی را نشان داد که با مادر فرزندانش اتفاق افتاد. متن ها و تماس های تلفنی نشان می دهد که وی به دنبال مواد مخدر است و عکسی از دست خود که 10 قرص زاناکس در دست دارد. ” “آنچه بر روی تلفن همراه وی بود ، با اقدامات افسران پلیس در زمان قتل وی ارتباطی صفر دارد. احساس می کنم این یک اتفاق تلخ و شیرین است که با تماشای دادگاه جورج فلوید اتفاق می افتد. زیرا من خوش بین هستم که این یک تکه عدالت برای مرگ پسرم است. ” “ما ممکن است اینجا نباشیم. آنها قصد دارند او را بگیرند. آنها قصد دارند او را بگیرند. ” “آیا جرمی مرتکب شده است؟ پاسخ این سوال منفی است. و در نتیجه ، ما هیچ گونه مسئولیت کیفری مربوط به مرگ تیراندازی یا استفاده از زور استفون کلارک را از این افسران دریافت نخواهیم کرد. ” «14 آوریل 1991: کینگ با زخم های عاطفی و جسمی مبارزه می کند. بنابراین این اساساً یک کتاب آلبوم عکس از مقالات روزنامه پدر من از زمان اخبار وی است. سالها و سالها و سالها. شما کسی را به سمت گرگ ها می اندازید و انتظار دارید که او عادی باشد. می دانید ، پس از آن چیزی به عنوان طبیعی وجود ندارد. و سپس ، آیا می توانید تصور کنید که چند پادشاه رادنی وجود دارد که هرگز فیلمبرداری نشده اند؟ تعداد زیادی از آنها وجود دارد. ” “من دعا می کردم و امیدوارم که دادگاه اسکار از طریق تلویزیون پخش شود زیرا آمریکا باید واقعاً در آینه نگاه کند و بگوید ،” آیا با همه مردم یکسان رفتار می شود؟ “” “استفاده بیش از حد از زور علیه جورج فلوید وجود داشت -” “ما من روی نوار فیلمبرداری ، سم شناسی ، بیماری قلبی او متمرکز نیستم. ما بر این واقعیت متمرکز شده ایم که چندین نفر شاهد کشته شدن این مرد بوده اند. ” “شما می توانید آن را با چشم خود ببینید. دیوانه است. ” “مردم نمی فهمند که این امر چه کاری برای خانواده شما می کند. این بزرگتر از یک محاکمه و این افسر است. دیگر هرگز نمی توانیم آنها را ببینیم. دیگر هرگز احساس بو نمی کنیم و دوباره آنها را نمی بوسیم. زندگی ما برای همیشه تحت تأثیر قرار می گیرد. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>