راز لیگ قهرمانان چلسی: N’Golo Kanté

[ad_1]

پورتو ، پرتغال – حمله دیگری شکسته شد ، دقیقه دیگری سپری شد و حالا فقط یک وحشت در چشم های کایل واکر دیده می شد. عنوان قهرمانی لیگ قهرمانان دور می شد. و بنابراین او همان کاری را انجام داد که طی پنج سال گذشته مشروط به انجام آن شده است. او به مکانی برگشت که همیشه جواب هایش را به او می دهد.

در حالی که چلسی از گرفتن یک ضربه گل فاصله داشت ، امیدوار بود که با پایان دادن به پیروزی خود ثانیه های گرانبهای دیگری را ببیند ، واکر و پپ گواردیولا ، مربی منچسترسیتی ، اجلاس بداهه ای را در خط تماس برگزار کردند. کار کردن روی پویایی کار سختی نبود. واکر می خواست بداند چه کاری باید انجام دهد. گواردیولا چه چیزی دیده بود؟ کجا خط شکسته بود؟ آنها چگونه این را نجات دادند؟

گواردیولا مانند همیشه با سیل دستورالعمل ها پاسخ داد. او هرگز از نظر فكرى ندارد. به طور معمول ، او آنها را به یكی از دیگر مدافعان عقب خود – نزدیك ترین بازیکنان به او – منتقل می كند و آنها را از طریق بقیه تیم پخش می كند. این بار اما متفاوت بود.

واکر می توانست لب های گواردیولا را در حال حرکت ببیند. او می توانست کلماتی را گوشزد کند ، که در حوالی هواداران سرحال چلسی به گوش می رسد. اما به نظر می رسید که گواردیولا به طور تصادفی او را به زبان کاتالان خطاب کرده یا دستورالعمل های او را به عنوان یک رپ صادر کرده است ، ظاهری از سو blank تفاهم در چهره اش دیده می شود.

واکر در اقدامی بیهوده برای ایجاد منطقی به ابروهای خود ابروهایش را برداشت و به سختی به مربی خود خیره شد. خواه آنچه گواردیولا گفت از راه عبور کرد ، هم عملی شد یا نه ، چند لحظه بعد واکر دوباره در خط حمله قرار گرفت ، این بار توپ را در دست داشت. او چند قدم برداشت ، و سپس آن را به مدت طولانی و در عمق محوطه جریمه راه اندازی کرد. یک ضرب بعد ، همان بازی انجام شد.

منچستر سیتی ، زیربنایی برای مهارت و برنامه ریزی و فرماندهی تحت نظر گواردیولا ، استراتژیست برجسته نسل خود ، مغز متفکر بزرگ مدرن این ورزش ، به آخرین تاس فوتبال ، آخرین چاره برای لعنتی متوسل شده بود: پرتاب طولانی.

در بزرگترین بازی تاریخ این باشگاه ، در بازگشت طولانی مدت او به فینال لیگ قهرمانان اروپا ، سیستمی که گواردیولا با چنین وسواس زیادی از آن استفاده کرده است ، بنابراین با زحمت و کوشش برای نیم دهه در مارپیچ های دوتایی بازیکنانش رمزگذاری شده بود ، فقط شکست نخورده بود. کاملا خراب شده بود.

دلیلی وجود دارد که در مواقع دردسر ، بازیکنان منچسترسیتی از نیمکت توصیه می کنند. برای همه آنچه که تیم های گواردیولا اغلب به عنوان یک حرکت آزاد ، رسا ، ماجراجو توصیف می شوند ، واقعیت برعکس است – و این یک انتقاد نیست -. قدرت عالی منچسترسیتی روحیه پیشگامانه آن نیست. این است که دارای دقیق ترین نقشه است.

یا بهتر بگوییم ، گواردیولا این کار را می کند. بیشتر آنچه شهر را بسیار درخشان نشان می دهد ، فضولی خودجوش و خارج از بند نیست. همه آموزش دیده و بریده و کامل شده است. آن تبادلات نرم و صاف پاس ، همه بازیکنان با پرتاب در جیب های دقیق فضا برای برداشتن تکه تکه از یک دفاع توده ای؟ این بداهه نوازی نیست. این برنامه نویسی است

بنابراین ، وقتی اوضاع به بیراهه می رود ، وقتی به نظر می رسد برنامه عملیاتی نیست ، بازتاب بازیکنان گواردیولا درخواست راهنمایی بیشتر است. تماشای شهر برای هر دوره زمانی و توجه نکردن به آن سخت است. این یک بازتاب است: وقتی مسئله ای پیش می آید ، اولین غریزه همیشه نگاه کردن به سمت نیمکت است ، تا به روز شود. فضای واقعی برای تفسیر شخصی وجود ندارد. در زمان گواردیولا ، سیستم پادشاه است و گواردیولا نیز سیستم است.

او از این نظر بی نظیر نیست. فوتبال در قرن بیست و یکم فرقه ابرقهرمان است: نه تنها گواردیولا بلکه خوزه مورینیو ، یورگن کلوپ و آنتونیو کونته ، جولیان ناگلسمن و مائوریسیو پوچتینو و توماس توخل ، قهرمان تازه ضرب شده اروپا.

آنها رویکردهای گوناگون و فلسفه های متمایزی دارند ، اما با یک باور اصلی متحد می شوند: اینکه در قلب آن ، فوتبال یک بازی از سیستم های رقیب است. آنچه هویت پیروز و مغلوب را مشخص می کند ، حرکات رقص آمیز و الگوهای پاسکاری و تاکتیک های دقیق هر تیم است. همه آنها معتقدند که این مربی است که آژانس دارد ، و هر کسی که بهترین سیستم را داشته باشد برنده خواهد شد.

و با این وجود این کاملاً تصویر را ترسیم نمی کند. تجزیه و تحلیل پیروزی ظریف و در عین حال قانع کننده چلسی در پورتو در روز شنبه به عنوان داستان دو سیستم کاملاً معتبر خواهد بود: سیستم تحریک شده توسط توچل ، تصور روشن و تحقیرآمیز ، غلبه بر یکی غیر منتظره – و تا حدی غیر قابل توضیح – که توسط گواردیولا پذیرفته شده است. .

گواردیولا به جای ایستادن بر رویکردی که سیتی را از ماه ژانویه در انگلیس غیرقابل لمس کرده بود ، ترجیح داد خدمات یک بازیکن میانه میدان را کنار بگذارد. در عوض ، او در این نقش ایلكای ​​گوندوگان را بازی كرد و مجموعه ای از بازیسازان خلاق و توپ بازی در اطراف او بودند.

وسوسه ارزیابی این تماس از نظر روانشناختی است. گواردیولا همانطور که در این مسابقه تمایل دارد ، خود حدس و گمان دوم بود ، زیرا او در بردن آن وسواس زیادی دارد. یا برعکس ، این گواردیولا بود که اعتقادات خود را به ذات خالصانه آنها منتقل می کرد ، و تلاش می کرد تا از بزرگترین مرحله برای نمایش آخرین ایده خود ، حرکت چهار بعدی شطرنج ابر مربی سطح رئیس ، از بزرگترین مرحله استفاده کند.

به احتمال زیاد منطق احتمالاً فنی تر بود. گواردیولا انتظار داشت توکل عقب بنشیند و دفاع کند ، و این باعث می شود یک هافبک هولدینگ به یک سنگین کاری غیرضروری تبدیل شود. در عوض ، او به بازیکنان بیشتری نیاز دارد که بتوانند از خط دفاع چلسی راه خود را انتخاب کنند. اگر کسی بازی را به عنوان کشمکش بین سیستم ها ببیند ، این حرکت منطقی است.

مسئله این است که این بازی درگیری بین سیستم ها نیست. یا حداقل این تمام چیزی نیست که هست. در یک سطح اساسی تر ، یک بازی همچنین یک مبارزه بین انسان است: یک بازی فیزیولوژیکی ، یک روانشناختی ، یک بازی کاملاً شخصی و صمیمی. این یک بررسی از تناسب اندام و استعداد شما ، واکنش ها و تصمیم شما است. سیستم چلسی شاید برتری داشته باشد. اما بسیار مهم ، افراد آن نیز بسیار مهم بودند.

نه فقط به این دلیل که به نظر می رسید بازیکنان سیتی در چنین موقعیتی کمرنگ شده اند ، و ناامید شده اند تا به سرنوشت خود انتصابی باشگاه برسند ، به نظر می رسد چلسی از آن الهام گرفته است.

ریمز جیمز و میسون مونت ، با چهره ای سرحال و محلی ، با گذشت هر دقیقه پیشرفت می کنند. کی هاورتز ، گلزن ، عملکرد بیانیه ای ارائه داد ، عملکردی که ادعا می کند کاپیتان وی سزار آزپیلیکوئتا اظهار داشت که او “فوق ستاره” خواهد شد. جورجینیو بی نظم به نظر می رسید. آنتونیو رودیگر چیزی غیر از خط و خم نبود.

اما مهم تر این واقعیت بود که در حالی که بازیکنان سیتی مجبور شدند برای حل مشکلات خود به نیمکت روی بیاورند ، چلسی کسی را در زمین داشت که این کار را برای آنها انجام دهد. هنگامی که عملکرد N’Golo Kanté را “باورنکردنی” توصیف کرد ، آرسن ونگر احتمالاً کم فروشی می کرد.

با منظم بودن مترونومیک ، تقریباً وهم انگیز ، سیتی حملاتی را انجام داد تا متوجه شود که در لحظه اصلی ، کانته در آنجا بود ، درست در مکان مناسب برای برنده شدن یک تکل ، فقط در زاویه مناسب برای مسدود کردن پاس ، درست در زمان مناسب قطع برنامه. در آن زمان ، احساس می شد کسی از کانت فیلمنامه ای عبور کرده است. منتظر راهنمایی از کنار نبود. او فقط به جایی که خطر بود رفت و آن را از بین برد.

به گفته خودش ، كانته در اینجا از قاطعیت كمتر از لیونل مسی در فینال های 2009 و 2011 ، یا كریستیانو رونالدو در 2014 بود. واقعیت این است كه او هنوز هم به عنوان هافبك نگهدارنده كبوتر بازی می كند ، به این معنی است كه این كانته به یاد نمی ماند نهایی ، “اما به سختی بی دلیل خواهد بود.

اما تمرکز انحصاری بر توانایی های مخرب وی ، هرچند که بسیار مهیب است ، این است که به کانت بدخواهی کنید. او همچنین اغلب کسی بود که ضد حمله های چلسی را هدایت می کرد. او شکل هافبک را مشخص کرد. پاس او به بی ثباتی خط دفاعی سیتی کمک کرد. در نیمه اول برای چند دقیقه ، او احساس قابل قبولی از فرانک لمپارد کرد و دست خود را به شکست در محوطه جریمه سیتی بست ، و دیرهنگام دویدن خود را به موقع اعلام کرد.

او آنچه را که هافبک های بزرگ انجام می دهند انجام داد و همانطور که جریان بازی می خواست تغییر شکل داد. جای تعجب نیست ، همانطور که در مورد Kanté اتفاق می افتد ، یک یادداشت در یک نقطه ظاهر شد ، که جزئیات سه نفره بزرگ خط میانی گذشته اخیر را نشان می دهد: ژاوی ، آندرس اینیستا و سرجیو بوسکتس از بارسلونا. کاسمیرو ، تونی کروس و لوکا مودریچ از رئال مادرید. و کانته ، همه توسط خودش.

در نهایت این تفاوت شنبه شب بود. در یک تیم کانته حضور داشت و تیم دیگر نه. شاید سیستمی وجود داشته باشد که گواردیولا می توانست برای نفی وی یا دور زدن او به ذهن بیاورد ، اما بلافاصله مشخص نیست که این شکل چه شکلی است.

حتی در عصر supercoach ، همیشه جزئیات دقیق تاکتیکی به تنهایی نیستند که نتیجه را توضیح می دهند. سیستم همیشه شاه نیست. یک بازی را می توان توسط ایده ها تعریف کرد ، اما می تواند توسط افراد نیز تعریف شود. و در صورت وجود ، بینندگان موجود در حاشیه نمی توانند – نمی توانند – همه پاسخها را داشته باشند ، زیرا مواردی وجود دارد که بر روی نقشه ها ، هر چقدر ریز ترسیم شده باشد ، وجود ندارد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>