راهنمای جامع جامیا ویلسون “زن سالاری مادر شما نیست”

[ad_1]

این کتاب فمینیسم است
یک آغازگر مقطعی برای تغییر دهنده های نسل بعدی
توسط جامیا ویلسون
مصور شده توسط Aurélia Durand

در سال 2017 ، زنان با تعداد رکورد به خیابان ها آمدند. راهپیمایی زنان که یک روز پس از مراسم تحلیف دونالد ترامپ برگزار شد ، بزرگترین اعتراض یک روزه در ایالات متحده بود و یک فراخوان بین المللی علیه زن ستیزی و تبعیض جنسی بود. این تجدید حیات فمینیسم س questionsالات قابل توجهی را به وجود آورد: چه کسی فمینیست می شود و امروزه فمینیست بودن به چه معناست؟

آغازگر قابل دسترس جامیا ویلسون ، “این کتاب فمنیست است” ، این جنبش را به عنوان آگاهی جمعی روشنگرانه تنظیم می کند. ویلسون ، سردبیر اجرایی در Random House و مدیر سابق مطبوعات فمینیسم ، با فمینیسم به عنوان موجودی زنده ، تنفس پذیر و قابل انعطاف رفتار می کند که کلید برچیدن ظلم و بی عدالتی سیستمی است.

برای او هیچ فمینیسم بدون تقاطع وجود ندارد. این اصطلاح که در سال 1989 توسط کیمبرلا کرنشاو ابداع شد ، همانطور که ویلسون تعریف کرده است ، “ماهیت طبقه بندی شده اجتماعی مانند نژاد ، طبقه و جنسیت را به هم پیوسته توصیف می کند ، زیرا در مورد یک فرد یا گروه اعمال می شود و سیستم های تبعیض آمیز را با هم تداخل می دهد.”

پانزده فصل کوتاه ویلسون ، متناسب با بازه های زمانی جوان ، به طور متفکرانه ریشه های جنبش فمینیستی را بررسی می کند. بسیاری از آنها با نقل قول آغاز می شوند و پرتره های روشن فعالان Aurélia Durand را به تصویر می کشند ، از مری Wollstonecraft تا Marsha P. Johnson و Malala Yousafzai. آمارها اختلافاتی را نشان می دهد که زنان را در ملیت ها ، طبقه ، نژاد ، توانایی و هویت جنسی تحت تأثیر قرار می دهد. دستورالعمل های ژورنالی به درون نگری و یادداشت ها و واژه نامه در قسمت نگهداری اطلاعات کمک می کند. ویلسون این مفهوم را باز می کند که فمینیسم طرفداری “یک موضوع” است. چشم انداز او در مورد آن مرزها و دروازه بانان را فراری می دهد.

چه کسی قدرت دارد؟ چه کسی قوانین را ایجاد می کند؟ این س questionsالات به عنوان سنگهای لمسی در کل عمل می کنند. ویلسون استدلال می کند اگر دانش نوعی قدرت است ، پس قدرت حرف زدن بدون ترس از حقیقت است.

تجارب شخصی ویلسون و مبارزات گذشته وی با توانایی ، نژادپرستی ، زن ستیزی و رنگ گرایی بیشتر پیچیدگی های هویت را نشان می دهد. یک فصل در مورد سلامت ، قدرت را به عنوان “خودمختاری بدنی” مطرح می کند. ویلسون ، که با یک آب مروارید مادرزادی متولد شده است ، تأکید می کند که چگونه فمینیسم ، مانند معلولیت ، اشتباه درک می شود و به اشتباه انگ می شود. کلاله ها بی عدالتی سیستمی را اجرا می کنند. برای اینکه سوزن را به جلو بکشیم ، بعضی اوقات باید الگوهای منسوخ تفکر را از جمله اعتقاداتی که غیرقابل شکست می دانیم ، دوباره بازیابی کنیم.

چند فصل بعد ، ویلسون روابط خود را با موهای خود به عنوان یک زن آفریقایی تبار آمریکایی شرح می دهد. او پس از سالها تلاش برای مطابقت با هنجارهای مضر اجتماعی و فرهنگی ، موهای طبیعی خود را در آغوش می گیرد. جدول زمانی مصور دیورند ، لحظات اصلی سفر ویلسون به مکان های برجسته را برجسته می کند که با پذیرش خود و افتخار پایان می یابد. این لحظات صداقت خام مطمئناً با خوانندگان جوان ارتباط برقرار خواهد کرد. من به عنوان یک زن سیاه پوست و آسیایی که سالها در مبارزه با موهای طبیعی خود نیز هدر رفته بود ، خودم را در افشاگری های ویلسون که به سختی بدست آورده بود دیدم.

فانی لو هامر یک بار گفت ، “هیچ کس آزاد نیست تا همه آزاد شود.” نگاه خوش بینانه ویلسون به فمینیسم مبتنی بر اصل آزادی برای همه است ، و جامعه های حاشیه ای را در مرکز و مرکز خود قرار می دهد. این کار بنیادی ، عدالت بر برابری ، همبستگی بیش از اتحاد عملی را تأیید می کند. اما هیچ راهی “درست” برای فمینیست بودن وجود ندارد. همانطور که تاریخچه آن نشان می دهد ، گاهی مادران پیشین جنبش زنجیرها را تقویت می کنند تا اینکه آنها را بشکنند. با این وجود اگر ما به فعالیت جمعی و سازمان فراگیر متعهد شویم ، این فرصت را داریم که جالوت ها را بکشیم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>