زنان NPR ، زمانی که NPR یک شرکت نوپا بود

[ad_1]

سوزان ، لیندا ، نینا و کوکی
داستان فوق العاده مادران موسس NPR
توسط لیزا ناپولی

هنگامی که نینا توتنبرگ خبرنگار جوانی بود که در دهه 1960 مشغول زنجیر کردن از خطوط بین المللی بود ، او داستانی در مورد چگونگی تهیه قرص ضد بارداری توسط زنان دانشگاهی ارائه داد.

“نینا ، تو باکره هستی؟” سردبیر مرد او پاسخ داد. “من نمی توانم اجازه دهم این کار را بکنی.”

موانعی که توتنبرگ و روزنامه نگاران زن هم نسل او با آن روبرو بودند ، عمدتا به “صفحات زنان” نابخرد منتقل شدند و فرصت برای پوشش اخبار به اصطلاح سخت را رد کردند. اما به عنوان تواریخ “سوزان ، لیندا ، نینا و کوکی” از لیزا ناپولی ، درست همانطور که برخی از روزنامه نگاران زن از نیوزویک و نیویورک تایمز به دلیل تبعیض جنسیتی شکایت می کردند ، در دهه 1970 ، یک سازمان غیرانتفاعی غیرانتفاعی موسوم به رادیو عمومی ملی با ارائه فرصت های جدید به صحنه آمد. .

NPR ، برخلاف رقبای دارای منابع کافی ، مشتاق استخدام کارگران تیزبین ، مبتکر و کم حقوق بود که در هیچ جای دیگر شغل پیدا نمی کردند – به عبارت دیگر زنان. با این تصمیم مشاغل درخشان افراد ناپولی آغاز شد: سوزان استامبرگ ، لیندا ورتهایمر ، توتنبرگ و کوکی رابرتز ، و آنها به نوبه خود به تبدیل NPR از “بزرگترین مدرسه مونته سوری غیرمجاز کشور” کمک کردند ، همانطور که یک مطالعه اولیه آن را توصیف کرد ، نهاد امروز است. (سرانجام توتنبرگ مجاز به انجام داستانهایی شد که وی می خواست ، گزارشگر برجسته دادگاه عالی شد.)

ناپولی ، خود گزارشگر مطبوعاتی و رادیویی که سه كتاب دیگر نیز نگاشته است ، انرژی مهیج و مهیج NPR را به عنوان شركت نوپا روشن می كند: «روزی نمی گذرد كه حلقه نوار مانند فریزبی به اتاق كنترل در اتاق پرتاب نشود لحظه آخر ، یا شکستن هنگام پخش ، و هرگز کاملاً مشخص نبود که چه کسی برای کار حاضر می شود یا اینکه آیا داستان های کافی برای پر کردن وقت وجود دارد. “

این کتاب درسی است در مورد اینکه چگونه پروژه حاشیه ای یک نسل به جریان اصلی نسل بعدی تبدیل می شود. بسیاری از ما بزرگ شده ایم و فکر می کنیم NPR به عنوان اتاق خبر باسابقه تلاش می کند تا با رقبای براق خود در پادکست همگام شود ، اما ناپولی آغاز آزمایشی و آشفته شبکه را به تصویر می کشد. (اولین کارمندان “همه چیز در نظر گرفته شد” در مورد داستان هایی که روی زمین نشسته بودند بحث کردند ، زیرا آنها هیچ اثاثیه ای نداشتند). با طراوت ، او همچنین به ما یادآوری می کند که برخی از بحث هایی که در سال های اخیر رسانه ها را به شدت بر سر زبان ها انداخته است – مانند ترس از اینکه روزنامه نگاری جدی روزنامه نگاری جدی را درگیر خود می کند – چیز جدیدی نیست ، هرچند مقصر تلویزیون های شبکه ای بود ، نه BuzzFeed.

ناپولی به وضوح سوژه های خود را تحسین می کند ، و آنها به عنوان دنباله دار برخورد می کنند ، اما آنها در کتاب تا حدودی یک بعدی باقی می مانند و هرگز به صمیمیت مبنای نامی که عنوان عنوان می کند ، نمی رسند. ما بیشترین اطلاعات را در مورد توتنبرگ و رابرتز می آموزیم ، از جمله نگاهی روشن به سلسله سیاسی دموکرات ها که رابرتز در آن بزرگ شده است.

اما در کل ، ناپولی رویکردی “با این وجود ، پافشاری کرد” را با زنان انجام می دهد ، تا حد زیادی از تردیدها و تناقضات آنها به نفع قوس های داستانی مرتب و پیروزمندانه چشم پوشی می کند. وقتی شوهر استامبرگ در هند شغل می گیرد و او را مجبور می کند شغل محبوب خود را در رادیو عمومی ترک کند ، این یک “پیچ و تاب جالب” است. وقتی دو سال بعد شوهرش تصمیم گرفت دوباره به واشنگتن منتقل شود ، “او نمی توانست صبر کند تا به آنجا برسد.” آیا او از اینکه مجبور بود زندگی خود را ادامه دهد تا شوهرش را به کار معتبر بعدی خود برساند ، وقتی که به سختی می توانست برای چیزی فراتر از کار دبیرخانه حقوق دریافت کند ، ناراحت نبود؟

در طول کتاب ، متوجه شدم که آرزوی جزئیات ریز و درشتی را دارم که باعث می شود “مادران بنیانگذار” از الگوی کم نقص ، اما شخصیت های جالب تری برخوردار شوند. هنگامی که سرانجام هر چهار نفر به NPR می رسند ، آنها یک خدمه تنگ را تشکیل می دهند ، گوشه ای از دفتر را اشغال می کنند که یک همکار مرد با کمال تمسخر آن را “جنگل فالوپی” می نامد. ناپولی آنها را حامی و تحسین ناپذیر یکدیگر توصیف می کند. اما آیا آنها اولین زنانی که این کار را در دنیای مردسالار انجام داده اند نسبت به یکدیگر حسادت یا عصبانیت داشته اند؟ آیا آنها حتی در حالی که یکدیگر را بالا می بردند با یکدیگر رقابت کردند؟

چند دهه پس از آنکه زمین توتنبرگ در مورد پیشگیری از بارداری رد شد ، او داستان ادعاهای آزار جنسی آنیتا هیل را علیه کلارنس توماس مطرح کرد. او بعداً در مورد آن تأمل کرد و خلاصه کارهای زندگی خود و همکاران زن خود را در NPR بیان کرد.

او گفت ، “این کشور ما را تغییر داد ، و سیاست ما را تغییر داد.”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>