ساوالا نولان نگاهی سخت به نگاه سفید و نقاط کور آن می اندازد

[ad_1]

نگذارید پایین بیاید
مقاله های مربوط به نژاد ، جنسیت و بدن
توسط ساوالا نولان

در “هنر مقاله سیاه” ، دانشمند چریل بلانش باتلر اعلام کرد که “نویسنده فرم مقاله نویسی را انتخاب نمی کند ، مقاله از او بیرون می کشد.” مقاله های مجموعه اول ساوالا نولان ، “اجازه ندهید که شما را از بین ببرد” ، از روابط پیچیده او با یک زن سیاه پوست با نژاد بزرگ ، نژاد مختلط آشکار می شود.

نولان یک استاد حقوق در برکلی است که در دفتر مشاوره کاخ سفید در دولت اوباما کار می کند. اما این 12 مقاله کمتر مربوط به حرفه حقوقی او است تا داستان اصلی و رشد شخصی او ، متولد همانطور که “در بین” مقوله های نژادی و انتظارات متناظر آنها بود. نولان می نویسد: “من یک زن سیاه پوست مختلط هستم و بعضی اوقات” بسیاری از زردهای زائد “نامیده می شوند ،” به این معنی که من پوستی روشن (زرد) دارم که توسط ویژگی های سیاه “هدر داده شده است.” پدر او فقط سیاه پوست و مکزیکی نیست. او همچنین فقیر است ، “آنقدر فقیر که ما با سطل به زیر حمام سقف تعمیر شده با قیرپوش به دستشویی رفتیم.” وی 20 مایلی مرز مکزیک در کالیفرنیا بزرگ شد و 20 سال از نوجوانی و اوایل بزرگسالی خود را در زندان و خارج از زندان گذراند و محکوم به فقیر ماندن بود. نولان از جنبه سفید مادرانه خانواده اش ، “دختری از انقلاب آمریکا” است و تحصیلات خود را برای تحصیلات تکمیلی دقیقاً مانند مادرش و دوستان صندوق اعتماد دارد. به دلیل این خاستگاههای وضعیتی مخلوط ، نیروهای طبقه اجتماعی از کل این مجموعه برجسته آویزان هستند.

نولان در حال نوشتن یک سنت طولانی و تجدید حیات معاصر آن است. مقاله سیاه از داستان های دیگری و دوگانگی غنی است ، از “روح های قوم سیاه” به قلم Du Bois. نویسندگانی مانند کلینت اسمیت ، امیلی برنارد ، نیشتا جی مهرا ، Ta-Nehisi Coates ، کلودیا رانکین ، مایچال دنزل اسمیت و رابرت جونز جونیور (در میان بسیاری دیگر) فرم مقاله مدرن را ارائه می دهند تا حد زیادی در مورد چگونگی تفاوت تجربیات سیاهی تأثیر بگذارد همانطور که در مورد چگونگی انسجام آنها انجام می شود. این آغوش ناهمگنی زنان سیاه ، بخشی از جذابیت این کتاب است.

قسمت دیگر صدای نویسنده است – آسیب پذیر ، اما به ندرت از خود زیاده روی خارج می شود. نولان آنقدر به خودش سخت می گیرد که گاهی آرزو می کند کسی بیشتر از خودش لذت ببرد ، با کمی لطف ، کمی بخشش ، شاید کمی شوخ طبعی. او در “در قرار ملاقات با سفیدپوستان در حالی که من” هستم ، تمایل برهنه خود را برای جلب توجه مردان سفیدپوست بررسی می کند ، پوچی که بیشتر توسط نویسندگان همجنسگرای سیاه پذیرفته است تا زنان سیاه پوستان. وی درباره رابطه خود با یک همسر سابق می نویسد: “مدتها بود که می فهمیدم که موجزترین و غیر قابل انکارترین راه برای صعود در جهان ، دوست داشتن یک سفیدپوست نمونه اولیه است.” “یعنی کسی در اوج است.” این روایتی وحشیانه و زیبا ارائه شده از “جادوی فرهنگی در تصویب آنها” است. جام مقدس نولان ، پاسپورت متعلق به او. این یک آرزوی گوتیک است که کاملاً عینیت یابد تا تمام سیاهی و بزرگی شما از بین برود. اما نوشته های نولان ، صداقت كامل وی ، بیانگر این است كه این كاملاً منطقی است ، به عنوان پاسخی به شیوه های تقسیم نژادپرستی ، رنگ گرایی و مرد سالاری به زنان بر اساس جذابیت آنها برای مردان سفید پوست.

آن نگاه مردسالار سفید در سراسر مجموعه انعکاس می یابد ، و عواقب آن گاه ویرانگر است. در “عروسک سفید” ، نولان پایان بارداری و تولد دخترش Gemma را بازگو می کند ، هنگامی که درد قبل از تولد ، ضربان قلب نامنظم و استفراغ پزشکان سفیدپوست او توجه نکرد ، با وجود چندین سفر به ER “ما می دانیم که زنان سیاه پوست بیشتر هستند بدون توجه به وضعیت اقتصادی اجتماعی ، احتمالاً در هنگام زایمان خواهد مرد. ” “من برای زنده ماندن در بارداری نژادی ، اعتبار می خواهم.”

“اجازه ندهید که شما را پایین بیاورد” در فضاهای بین دوتایی زن سیاه پوست می رقصد. هنگامی که نولان با شوهر آینده خود ، که از تحصیل بازمانده از دبیرستان سفیدپوست و طبقه کارگر بود ، ملاقات کرد ، به اشتباه قبلی خود در یافتن شرکای سفیدپوست برای بهبود موقعیت خود در زندگی پی برد: “من همیشه دوست داشتم شاهنشاه باشم. من بیشتر به گلادیاتور علاقه مند می شدم. ” وی از مادرش ، “لاغر و ضعیف ، مانند یک لیوان شیر بدون چربی” ، فرهنگ رژیم غذایی سفید را به ارث برد (“من با خانواده خود WASPy بزرگ شدم ، با چرخه های رژیم مداوم رژیم های پرخوری و پرش ترامپولین قبل از شام”) ؛ اما از پدرش بدنی مقاوم در برابر چنین فشارهای تنبیهی برای مطابقت با استانداردهای زیبایی سفید به ارث برده است. روی هم رفته ، این مقاله ها این حس را به وجود می آورند که نولان هنوز خودش را برای خودش حل نکرده است. اما آنها همچنین نشان می دهند که برای اینکه پرتره ای شایسته توجه باشد ، لازم نیست قطعات زندگی ما به شکلی دقیق در یک قاب قرار بگیرند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>