غذای تند را دوست ندارید اما احساس می کنید کنار گذاشته اید؟ جوانه های چشایی خود را آموزش دهید


سس های روی میز دست نخورده باقی می مانند – ساده است ، ممنون

آیا نوعی پوسته قرمز است؟ بهتر است دور آن را انتخاب کنید.

به کشوری سفر می کنید که به دلیل غذاهای گرم آن معروف است؟ انگشتان خود را عبور دهید تا یک غذای ملایم را در فهرست پیدا کنید.

کسانی که عاشق غذاهای تند هستند ممکن است این رفتارها را قابل تحسین بدانند. اما برای کسانی که با ادویه و گرمای آشپزی دست و پنجه نرم می کنند ، ممکن است آنها بخشی از یک مذاکره معمول غذا باشند که شامل قدم زدن در اطراف مین های زمینی بالقوه است که باعث درد آزار دهنده می شود و غذا را غیرقابل خوردن می کند.

مقاومت در برابر ادویه می تواند باعث شرم و شرمساری دیگران شود و عشق به ادویه را عملی شجاعانه یا نشانه ای از سلایق تصفیه شده تر می دانند. دیگران که ادویه را دوست ندارند – از جمله من – ممکن است با این مسئله مقابله کنند ، واقعا دردناک است ، و چگونه ممکن است کسی از این احساس لذت ببرد؟

اما برای کسانی که دوست دارند انزجار خود را از بین ببرند و خود را در دنیای کاملاً پر عطر و طعم و تجربیات باز کنند ، کارشناسان تسکین می دهند: بله ، اکثر مردم می توانند خود را برای خوردن غذای تند آموزش دهند.

جان ای هیز ، استاد علوم غذایی و مدیر مرکز ارزیابی حسی در دانشگاه ایالتی پن گفت: “انجام چنین کاری کاملاً امکان پذیر است.” “ما داده های آزمایشگاهی داریم که نشان می دهد حتی در چند هفته می توانید تحمل خود را افزایش دهید.”

برای برخی از افراد ، ممکن است خیلی بیشتر از چند هفته طول بکشد. اما متخصصان می گویند به نظر نمی رسد هیچ عامل ژنتیکی مانع از علاقه غذاهای تند در بیشتر افراد باشد. این بیشتر در مورد قرار گرفتن در معرض مکرر است.

آلیسا A. نولدن ، استاد علوم غذایی در دانشگاه ماساچوست آمهرست ، آزمایشی را با افرادی انجام داد که گزارش کردند غذای تند را دوست ندارند.

به مدت سه هفته ، محققان افراد را صبح و شب با دهان شویه حاوی کپسایسین ، ماده فعال در فلفل که باعث احساس سوزش می شود ، بشویند. از آنها خواسته شد هر بار شدت فکر کردن در مورد گرما را ثبت کنند.

دکتر نولدن گفت ، محققان “یک تغییر بزرگ در درجه شدت” را در پایان آزمایش مشاهده کردند.

مری جون لودی ، استاد و رئیس گروه بهداشت عمومی و هم پیمانان در دانشگاه ایالتی بولینگ گرین در اوهایو ، گفت: بسیاری از اختلافات در برداشت مردم به نوع غذایی که آنها در کودکی می خورند برمی گردد. کودکی که در مکزیک یا هند بزرگ شده باشد ، یا توسط والدینی که غذای تند می پزند در ایالات متحده بزرگ شده است ، بیشتر از بزرگسالی که با رژیم های نامطلوب بزرگ می شوند ، در بزرگسالی به دنبال ادویه می رود.

خود دکتر لودی بدون غذای پرادویه بزرگ شد و تا وقتی که به یک رستوران هندی در دانشگاه نرفت ، آن را امتحان نکرد. او گفت: “دهانم را آتش زد.” گرچه او اکنون غذای تند را دوست دارد ، اما هنوز از گرمای شدیدتری لذت نمی برد.

دکتر لودی گفت: “برای افرادی که به طور منظم غذاهای پرادویه مصرف نمی کنند ، حتی مقدار کمی توانایی تجربه عطر و طعم و لذت بردن از سایر اجزای غذاها را تحت فشار قرار می دهد.”

کسانی که از بزرگسالی دوست دارند غذای پرادویه را دوست داشته باشند ، معمولاً داستان مشابهی را تعریف می کنند: آنها به آرامی در معرض دید خود قرار می گیرند ، بالهای بوفالوی متوسطی را که پس از عادت به بالهای بوفالوی عادی عادت می کنند ، امتحان می کنند و یا به تدریج تکه های چیلی را به وعده های غذایی خود اضافه می کنند. برخی از افراد می گویند که آنها به سرعت سلیقه خود را مطابقت داده اند. دیگران می گویند سالها طول کشید.

دکتر هیز از مرکز ارزیابی حسی می گوید چیزهای زیادی برای فوراً نشان دادن تلاش ها وجود ندارد. وی گفت ، برخلاف آبجو یا قهوه ، که برخی از آنها در ابتدا ناخوشایند می دانند اما به دلیل تأثیرات فوری آنها قدردانی می کنند ، غذای پرادویه باعث نمی شود که افراد بی میل بعد از امتحان کردن ، احساس مثبت داشته باشند.

یکی از تکنیک های توصیه شده وی این است که از آموزش یک سگ یا کودک یک صفحه تهیه کنید. با ارائه تعریف و تمجید کلامی ، تأیید مثبت یا انگیزه های دیگر ، به یک شخص اکراه برای خوردن غذای تند پاداش دهید.

دکتر هیز گفت ، اما افرادی که این سفر را انجام می دهند باید آگاه باشند که ممکن است تمایل به خوردن غذای تند ایجاد کنند بدون اینکه هرگز اشتیاق شدید به آن را در دیگران مشاهده کنند.

وی گفت: “شما می توانید در حالی كه هنوز از آن متنفر هستید ، تحمل كنید.”

سارا کی ، 32 ساله در براتیسلاوا ، اسلواکی ، که در راکویل ، مادر بزرگ شده بود ، گفت که پرهیز از غذای پرادویه در بیشتر زندگی سخت نیست. آشپزی والدینش خوشمزه بود اما تند نبود. بعداً ، او در مدرسه آشپزی در فرانسه تحصیل کرد ، جایی که غذاها به ادویه زیاد احتیاج نداشتند.

نقطه عطف او در سال 2013 زمانی رخ داد که یکی از دوستانش او را به غذاهای معروف شیان در نیویورک برد. او سالادی را امتحان کرد که به طور حیرت انگیزی گرم بود ، اما با وجود درد ، هنوز طعم آن را دوست داشت.

وی گفت: “من در حالی که این سالاد را می خورم گریه می کنم ، اما احساس کردم که باید آن را بپذیرم.”

پس از آن ، او شروع به افزودن سس RedHot فرانک به غذاهای بیشتری ، و سپس Sriracha کرد. وی گفت که او خود را آموزش داده است تا بیشتر و بیشتر از آن لذت ببرد و اکنون قدردانی می کند که می تواند موارد بیشتری را از منوها سفارش دهد.

به گفته وی ، برای شین لی 46 ساله ، بیزاری طولانی مدت او از غذاهای تند در مسائل هویتی او پیچیده بود.

پسر دو مهاجر جامائیکایی که اغلب با سس تند پخت و پز می کردند و بز و مرغ چرخ کرده درست می کردند ، در محله کنزینگتون بروکلین در اطراف مردانی که بیشتر نژاد اروپایی داشتند ، بسیاری از آنها ایتالیایی یا ایرلندی بودند ، بزرگ شد. برای جا افتادن ، او فکر کرد که باید از میراث خود ، از جمله غذای آن ، دوری کند.

وی گفت: “ارتباط من با آنچه در خانه زندگی می کردم و آنچه که من فکر می کردم مسیر محبوبیت هنگام خروج از خانه است وجود دارد: همبرگر ، هات داگ و پیتزا.”

اما در 30 سالگی بیشتر به میراث خود علاقه مند شد. و همسرش ، دختر مهاجرانی از هنگ کنگ ، نیز نسبت به غذاهای تند بیزار بود.

بنابراین آنها به آرامی تلاش کردند تا ادویه جات را با هم بپذیرند و طی چندین سال به تدریج تحمل خود را افزایش دهند. اکنون آنها هر دو مورد را تنظیم کرده و حتی به غذاهایی که قبلاً تحمل آن را نداشتند میل می کنند.

آقای لی گفت: “در آغوش گرفتن غذا از محلی كه پدر و مادرم از آن هستند ، به منزله بازگشت به خانه است كه شما نمی دانید كه به آن احتیاج دارید.”

و اکنون نویسنده شما اعتراف می کند که این امر به عنوان گزارش خود پنهان شده است ، زیرا عدم توانایی من در مدیریت ادویه هزینه اجتماعی قابل توجهی را متحمل شده است.

در بعضی مواقع من هیچ نیازی و تمایلی برای سازگاری احساس نمی کنم ، زیرا ، این درد شدیدی است و من نزدیک به لذت بردن از آن نیستم.

اگر افراد دیگر هنگام غذا خوردن از مشت خوردن به صورتشان لذت می بردند و اصرار داشتند مشکلی در من بوجود آمده است که از خوردن مشت من در هنگام خوردن غذا لذت نمی برم ، من تا زمانی که لذت بردن از آن را نخواهم خواست که آنها به تدریج من را مشت کنند. من تعجب می کنم که چرا هرکسی فقط شام خود را بدون مشت خوردن نخورد و من خوشحال خواهم شد که از این سرنوشت جلوگیری کردم.

اما من به خوبی می دانم که این رویکرد به غذا خوردن محدودیت هایی دارد.

سرگرم کننده نیست که با بی پروایی از دوستان خود بخواهید که غذاهای رژیمی رستوران هندی را برای شما امتحان کنند ، یا اینکه با پرسیدن اینکه آیا یک غذای مشترک را می توان به صورت ملایم سرو کرد ، همه را ناامید کرد یا اعتراف کرد که قادر به تقسیم غذای همراه خود نیستید. پیش غذای مورد علاقه

غالباً به من می گویند که نه فقط طعم ها ، بلکه همچنین نحوه قرار گرفتن آنها در غذاهای دیگر فرهنگ هایی که دوست دارم تجربه کنم را از دست می دهم.

بنابراین من در حال کار بر روی آن هستم. شاید مشت خوردن روزی خوب باشد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>