لیورپول بعد از سکون به خط پایان ، در لیگ قهرمانان قهرمان شد

[ad_1]

لیورپول ، انگلیس – اهداف دقیقاً هنگامی که اعصاب خرد می شدند و اضطراب افزایش می یافت ، همانطور که 10 هزار هوادار درون آنفیلد برای اولین بار پس از مدت ها یادآوری می کردند که تماشای فوتبال ، زنده و گوشت ، چگونگی حافظه نیست به نظر می رسد این همه جشن و کارناوال و آواز نیست. بیشتر اوقات ، چیزی نیست جز استرس.

در پایان ، مسیر لیورپول در روز پایانی فصل لیگ برتر راهی مستقیم بود. پیچ و تاب ها به جای دیگری می آیند. تیم یورگن کلوپ برای صعود به لیگ قهرمانان فصل آینده به پیروزی احتیاج داشت و با برتری 2-0 کریستال پالاس یک پیروزی را بدست آورد. دوخت و شیار مخصوص چلسی و لستر سیتی ، دو تیم دیگر در تعقیب است.

اما آنفیلد نمی دانست که 20 دقیقه از شروع مسابقه لستر در خانه مقابل تاتنهام و لیورپول در مقابل پالاس زحمت می کشید ، نوعی حریف ناخوشایند و سازمان یافته که زمستان باشگاه را بسیار تاریک کرده و برای لحظه ای کوتاه جدول غوغا کرد و تیم کلوپ در سرما پنجم شد.

هواداران برای شش شکست خانگی پی در پی که فصل لیورپول را از بین برد ، اینجا نبودند: همه آنها در یک آنفیلد استریل و ساکت اتفاق افتاده بودند ، اما جای زخمی باقی مانده بودند. و همینطور که اخبار لستر فیلتر می شد ، به نظر می رسید حال و هوا تغییر می کند. ترانه ها ، در ابتدا شاد ، احساس کمی فوری تر می کردند.

گل افتتاحیه سادیو مانه برای مدتی پادزهر قدرتمندی بود. چلسی در استون ویلا شکست می خورد ، لستر برنده شد. اما با غلتیدن ساعت ، شبح بدترین حالت ظاهر شد. حواشی لیورپول خوب بود. یک اشتباه و یک گل در جای دیگر و آنجا ، در آخر ، یک نیش در دم خواهد بود.

آنفیلد یک بار دیگر در لبه به نظر می رسید. آهنگ ها متوقف شده بود. به جای آنها هر وقت خطر به نظر می رسید حریف غرغر می کرد ، هنگام شکست حمله ناامید می شد. فقط هواداران نیستند که ممکن است واقعیت حضور در یک بازی ، حضور جمعیت را عاشقانه جلوه دهند. این می تواند انرژی و خونسردی را به بازیکنان تزریق کند. اما خواسته های آن نیز می تواند باعث گاو و دلهره آنها شود و باعث دلهره آنها شود.

در آن لحظه بود که بازی و روز و فصلی به دقایق پایانی رسید و مانه دوباره به گل رسید. آنفیلد نفس خود را بیرون داد. خبر در جای دیگر خوب بود: چلسی شکست می خورد ، و همینطور لستر نیز با قصاص پیشنهادی خود را لگد زد. لیورپول برای اطمینان دیر آن را ترک کرده بود ، اما امن بود.

آهنگ ها می توانند دوباره شروع شوند. شانس و پایان نهایی می تواند بسته شود. جورجینیو وینالدوم در حال جدایی بود که مورد تشویق هواداران قرار گرفت و هم تیمی هایش از یک افتخار محافظتی برخوردار شدند. یک دور تقدیر بود. بازگشت به آنفیلد بازگشت خوشبختی را به همراه خواهد داشت.

طبق استانداردهای اخیر لیورپول ، البته این فصل همچنان ناامید کننده است. در سال 2019 ، آخرین بازی این باشگاه یک پیروزی در فینال لیگ قهرمانان بود. سال گذشته ، با تأخیر ، آخرین حضورش در آنفیلد بلند کردن جام لیگ برتر بود. هدف اصلی کلوپ و بازیکنانش این نیست که صرفاً کسب یک صندلی در بالای جدول اروپا باشد.

اما همه دستاوردها نسبی است. لیورپول در این فصل دچار مصدومیت نشده است ، اما به سختی می توان تیم دیگری – شاید لستر را کنار گذاشت – که بسیار آسیب دیده است ، دید. کلوپ از ماه نوامبر بدون دفاع مرکزی انتخاب اول خود بوده است. او در ژانویه تنها پشتیبان متخصص خود را از دست داد.

دو هافبک کلوپ که به عنوان پوشش خط دفاعی استفاده می شدند ، جادوهای قابل توجهی را نیز از دست دادند (یکی ، کاپیتان جوردن هندرسون ، فقط یکشنبه به صف بازیکنان تعویض بازگشت). هنگامی که وی گفت ، در آستانه این بازی ، اگر منچستر سیتی به طور مشابه رنج می برد ، به ویژه در برنامه فشرده بیماری همه گیر ، قهرمان نمی شود ، به عنوان یک خاردار ، یک وعده نامرغوب انگور ترش رفتار می شود. هر چند او نکته ای داشت.

در آن شرایط ، ادعای مقام سوم ممکن است پیروزی بزرگی به حساب نیاید ، اما هنوز هم به عنوان یک موفقیت قابل توجه رتبه بندی می شود. همین اواخر ماه مارس ، لیورپول در سقوط آزاد بود و با از دست دادن ثروتهای لیگ قهرمانان صدها میلیون دلار از دست رفته در نتیجه بیماری همه گیر را تهدید کرد.

هرچند کلوپ از آن زمان به اتفاق آرا impressive هدفمندی را ایجاد کرده است. 10 بازی اخیر لیورپول هشت پیروزی به همراه داشته و هیچ باختی نداشته است. طی دو ماه گذشته این تیم به صورت فرم در فوتبال انگلیس بوده است. قابل درک است که چشم انداز کلوپ از آینده سرسام آور است و این اعتقاد دارد که وقتی تیمش دوباره به آمادگی بازگردد ، لیورپول “تیمی است که هیچ کس نمی خواهد بازی کند”.

هر چند کاملاً ساده نیست. ممکن است همه گیری تأثیر مستقیم تری روی تیم هایی مانند آرسنال و تاتنهام داشته باشد ، اما تأثیر آن بر لیورپول را نباید دست کم گرفت.

این باشگاه در سالهای اخیر به دلیل استفاده هوشمندانه از بازار نقل و انتقالات ، تحسین چندانی نکرده است: هزینه های هنگفت در صورت لزوم – برای افرادی مانند آلیسون و ویرجیل ون دیک – اما همچنین توانایی خود برای کنار زدن معاملات مقایسه ای: اندی رابرتسون ، وینالدوم و حتی تا حدی محمد صلاح.

چنین هزینه های لیبرالی ممکن است ممکن نباشد زیرا باشگاه با سیاهچاله مالی گشوده شده توسط همه گیر مبارزه می کند. البته در این تنها نخواهد بود. هرچند برای لیورپول این واقعیت نگران کننده است که فقط به دلیل توانایی تقریباً بی نظیرش در فروش بازیکن ، فقط توانسته آن پول را خرج کند.

لیورپول در سالهای اخیر فروش بهتری نسبت به دیگران داشته است ، هم با بدست آوردن مبالغ هنگفت برای ستاره هایش – 170 میلیون دلار برای فیلیپ کوتینیو از بارسلونا – و هم برای مبالغ حق بیمه با دارایی های ناخواسته.

این دومنیک سولانکه را به قیمت 22 میلیون دلار به بورنموث ، و دنی درو وارد دروازه بان پشتیبان خود را به قیمت 15 میلیون دلار به لستر فروخت. دنی اینگ ، رایان کنت و رافا کاماچو – اگر اینگس را کنار بگذاریم ، نامهایی که در آنفیلد به سختی به یاد می آیند – حدود 50 میلیون دلار بین آنها جمع شد.

گرچه این قیمت ها متعلق به دنیای دیگری است ، یکی از پول های بی حد و حصر و اندیشه های محدود. لیورپول نخواهد توانست چنین مبالغ چشم نوازی را برای Divock Origi و Xherdan Shaqiri و Marko Grujic و بقیه در تابستان امسال جمع کند. اگر امید به فروش هر دو مانه یا صلاح با پرداخت حق بیمه به منظور تأمین مالی تحول بعدی تیم را داشته باشد ، احتمالاً ناامید کننده خواهد بود. برای بازیکنان هم سن خود ، بازار لوکس نیز متوقف شده است.

شاید دیرهنگام لیورپول به لیگ قهرمانان اروپا ، اندکی احساس درد داشته باشد ، زیرا باشگاه برای بازی با کمی تلاش برای جلوگیری از چنین فرار محدودی در سال آینده ، کمی انعطاف پذیرتر است. با بازگشت سربازان آسیب دیده خود ، کلوپ حق دارد که انتظار چیزهای روشن تری را داشته باشد. اما جاده همیشه درست نیست همانطور که در پایان یک کارزار پر از مشکل و آشفته به نظر می رسید. هنوز پیچ و خم ، چیکن و سنجاق مو برای مذاکره وجود دارد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>