مادران روزنامه نگار درباره قدرت فوق العاده والدینشان


ابرقدرت من به کودکم یاد می دهد که وارد شیار شود. آخرین ویدیو کلیپ جذاب و شگفت انگیز کودک 10 ماهه من که در میان دوستان و خانواده خود دست و پا می زند ، نشان می دهد که او به موفقیت کارتونی دهه 80 “Walk the Dinosaur” توسط گروه Was (Not Was) منجر شد. گرچه هنوز نمی تواند راه برود ، دختر می تواند برقصد و گوشش به موسیقی است. بنابراین من وظیفه خود را برای تشویق او تشکر می کنم که نه تنها از بیتلز ، موتاون یا حتی کوکوملون قدردانی کند ، بلکه پنیر را در آغوش بکشد و مربا را بدون توجه به منبع موسیقی بیرون بیاورد. هر زمان که ریتم وارد شد ، امیدوارم که او هم با آن همراه شود – و روحیه ای باز به هر کجا که برود او را راهنمایی کند. – Melonyce McAfee ، سردبیر ارشد ستاد

از زمان مادر شدن ، من می توانم نشانه های کوچکی از بیماری را در دخترم پیدا کنم. مواردی که پیش از مادری هرگز با انسان دیگری متوجه نشده بودم. این بر اساس غریزه مادرانه یا برخی از حس تند مادرانه مادرانه نیست بلکه صرف این واقعیت است که ما دائماً در کنار هم هستیم. این امر باعث شده است که من نسبت به تغییر جزئی رفتار و رفتار او بیش از حد آگاه شوم. این “مهارت” باعث شده است که در مورد اقدامات بعدی اطمینان پیدا کنم و در موقعیت های پزشکی از او دفاع کنم. می دانم هیچ کس مثل من او را نمی شناسد. – تیفانی گراهام ، ویرایشگر عکس کارمندان

من یک مکالمه جدید مادرانه دارم که همیشه وقتی می دانم کسی در شرف والد شدن است با او صحبت می کنم: از افرادی که فقط در مورد سختی صحبت می کنند چشم پوشی کنید. والدین سرگرم کننده ، جالب ، شاد و گسترده است. من فکر می کنم به عنوان یک فرهنگ بیش از حد بر چالش های فرزندپروری تأکید می کنیم. چرا درمورد اینکه چگونه والدین می توانند شما را قویتر ، شادتر ، منظم تر ، متمرکزتر کنند ، صحبت نمی کنیم؟ من به خاطر دخترم دوستان جدید بسیار خوبی پیدا کرده ام (والدین دیگر ، معلمان ، مربیان ، دانش آموزان) و مهمترین چیز این است که چیزهای زیادی از او آموخته ام. من فکر می کنم قدرت فوق العاده من به عنوان یک مادر این بوده است که من همیشه روی لذت آن تمرکز کرده ام ، و این باعث می شود قسمت “کار” والدین بسیار راحت تر باشد. من یک پدر و مادر تنها بودم و گرچه همیشه آسان نبود ، اما هر دقیقه را دوست داشتم. دخترم اکنون در دانشگاه تحصیل کرده است ، و در حالی که هنوز به مادرش احتیاج دارد ، او همچنین این زن جوان شگفت انگیز و جالب توجه است و من از شناختن او احساس خوشبختی می کنم. – تارا پارکر-پوپ ، ستون نویس

ساعت 7:30 بعد از ظهر است و من در دستشویی هستم و آهنگی جزیی و متن ترانه های آراسته را که به سرعت “آواز جوانه” را لقب دادم ، می خوانم. کودک 4 ساله ما با شور و شوق دندان های خود را به ریتم صدای من مسواک می زند و همه آدم های بد حفره را از بین می برد. همسرم از درب منزل گفت: “این یک مرحله است.” او تحت تأثیر قرار گرفته و من نیز تحت تأثیر قرار گرفته ام – اما نه به دلیل مهارت های بداهت من. ما تعجب کرده ایم که – برای یک بار – هیچ یک از ما مجبور نبودیم دختر خود را مسواک بزنیم. ما به عنوان مادر ، آفتاب پرست هستیم و در شخصیت ها یا شخصیت های دیگر زندگی می کنیم. ما بازی می کنیم ، بله ، اما همزمان کار دیگری هم انجام می دهیم: گذراندن روال قبل از خواب. رفع ترس های دختر ما یا کاوش در جهان – کریستینا کارون ، خبرنگار

از کودکی یک نوار کاست از افسانه های کمدی داشتم. آنها نسخه های مختلط از داستانهای کلاسیک بودند که با صدای گوزن شمالی گفته می شدند. من آنها را حفظ کردم ، لهجه Moose و همه. اکنون ، من به خاطر نمی آورم که مهلت ثبت نام کلاس پنجم دبیرستان در کلاس ریاضی متوسطه چه زمانی است (یا خوب بود) ، فردا چه ساعتی بازی توپ توپی کودکستان من یا نام والدین دیگر آغاز می شود. اما این داستانهای احمقانه در مغز من جای گرفته است – و وقتی به آنها می گویم ، بچه هایم خرد می شوند. از زمانی که آنها نوزاد بودند ، من نیز برای خنداندن آنها رقصهای مضحکی می کشیدم. بعضی اوقات می گویند: “رقص مادر را انجام بده”. مادران بخاطر اینکه “والدین سرگرم کننده” در زوجین دگرجنسگرا نیستند یک رپ بد می گیرند اما بچه ها خنده دار هستند و خندیدن با دخترانم لطف پس انداز من است. در خانه من ، وقتی همه چیز دیگر شکست می خورد ، یا وقتی که من به راحتی در آن شکست می خورم در حال انجام چیزها، خنده دار بودن این است که چگونه آن را برمی گردانم. – فرح میلر ، مدیر تحریریه

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>