مراسم تشییع جنازه شاهزاده فیلیپ پایان یک دوره برای خانواده سلطنتی انگلستان است

[ad_1]

لندن – الیزابت و فیلیپ در سالی که من متولد شدم ازدواج کردند – 1947 – زمانی که احترام انگلیس نسبت به خانواده سلطنتی خود هنوز در معرض خرد کردن بی رحمانه قرار نبوده باشد. در آن زمان ، ممکن است خانواده خودم تقریباً خود را منعکس کرده باشند ، البته از راه دور ، در زندگی آنها.

پدرم مانند شاهزاده فیلیپ ، که مراسم خاکسپاری وی روز شنبه است ، در جنگ جهانی دوم در اعزام هایی طولانی تر بود که مادرم به یاد می آورد ، سه سال بدون دیدن او به سر برد. در لندن ، کاخ باکینگهام بمباران شد. خانه های ردیف در بارو در فورنس در شمال غربی انگلیس که عمه ها ، عموها و پدربزرگ ها و مادربزرگ های من در آن زندگی می کردند ، نزدیک به کشتی سازی های مورد هدف نیروی هوایی آلمان بود.

هنگامی که الیزابت در سال 1953 به عنوان ملکه الیزابت دوم تاجگذاری شد ، ما در اطراف یک تلویزیون کوچک سیاه و سفید در خانه همسایه جمع شدیم تا آنچه را که به عنوان اولین تاجگذاری کشور به صورت زنده پخش می شود دنبال کنیم. مطمئناً ، آن لحظه شکوه و عظمت بود که به نظر می رسید مقدمه ظهور مجدد انگلیس از محرومیت پس از جنگ است.

اما زمانی که شاهزاده فیلیپ هفته گذشته درگذشت ، مدتها بود که بریتانیایی ها در راهپیمایی کاملاً نزدیک با سلطنت سلطنتی ، راهپیمایی خود را متوقف کردند. آینه دورتر شده بود ، و با پرسش های متداول جایگزین می شود: خانواده سلطنت و رعایا از چه زمانی راه های جداگانه خود را دنبال کردند؟ و این چه نشانه ای برای آینده سلطنت است؟

در ابتدا ممکن بود دشوار باشد که بتوان جوابی از پوشش احترام آمیز پخش کرد که پخش کنندگان ملی انگلیس را باتلاش می برد ، زیرا دستاوردهای بی شمار شاهزاده فیلیپ در پروفایل ها و تفسیرها و مصاحبه ها ثبت می شد: سابقه جنگ او. حضور او در صحنه ملی به عنوان طولانی ترین همسر سلطنتی. و مهمتر از همه ، برنامه جایزه دوک ادینبورگ که به میلیون ها جوان فرصت ایجاد اعتماد به نفس و تقویت مهارت های خود در فضای باز را داد.

کلمه خارق العاده در ارتباط با سرپرستی او نسبت به خانواده ، خیریه ها و بسیاری از وابستگی های نظامی وی چنان مکرر گفته می شد که به نوعی دلواپسی تبدیل شد.

اما برخی از بریتانیایی ها جور دیگری دیدند. شرکت پخش تلویزیونی انگلیس هنگام لغو برنامه ریزی برنامه ریزی شده خود به نفع پوشش پتو زندگی پرنس فیلیپ و مرگ وی در سن 99 سالگی ، حدود 100000 شکایت در مورد پوشش تلویزیونی خود از این رویداد دریافت کرد. برخی از مردم برنامه های ترحیم را به آنچه انتظار می رفت تشبیه کردند. در کره شمالی

مایکل کول ، خبرنگار سابق سلطنتی بی بی سی ، در مصاحبه ای با کانال 4 اخبار رقیب گفت ، پخش کنندگان “کاملاً اشتباه کردند.” به گفته وی ، صدای ضعیف آنها حاکی از آن است که آنها کتب بزرگی را بر عهده دارند که “خود منتخب رئیس محرمانه” است که گفته های “قبر” آنها مناسب تر برای مصیبت شخصی است.

وی گفت: “من همیشه اعتقاد دارم که از وضعیت زانو زده نمی توان گزارش داد. و من فکر می کنم ما کمی بیش از حد از آن دیده ایم. “

با این حال ، برای نوزادان بومر ، مرگ خاص شاهزاده خاص خاصی داشت. در طول زندگی خود ، زن و شوهر در راس سلطنت مشروطه بریتانیا حضور مداوم ، نمادهای کشور داشتند.

نوعی آشنایی و بخشش وجود داشته است – تکان دادن و تحریک حیله گرانه به کارهای عمومی عمومی زندگی خارج از دوربین پرنس فیلیپ ؛ شکایت های عمومی او ، برخی از آنها نژادی و فرهنگی توهین آمیز است. نوعی از شاهزاده فیلیپ است که بیشتر مورد علاقه نویسندگان فیلمنامه “تاج” است تا بیوگرافی نویسان رسمی. یکی از پسرانش ، پرنس اندرو ، او را “پدربزرگ ملت” خواند.

اما وقت و آشنایی همیشه علاقه و علاقه را ایجاد نمی کند ، و زخمهای ناشی از اظهارات وی را در کشوری که تنوع بیشتری دارد التیام نمی بخشد. بیشترین غم و اندوه ممکن است متوجه ملکه شود ، بیوه ای که بدون “مرد دروغگو از زندگی و اندام” خود روبرو با سختگیری های سلطنت خود ، همانطور که شوهرش قسم خورده بود تاج گذاری کند.

در طول بحرانهایی که تهدید می کرد م institutionسسه ای را که وی برای تأمین امنیت سخت جنگیده است ، ادامه می دهد ، همانطور که ملکه در 1997 گفت: “قدرت و ماندگاری او” بود.

این ممکن است باشد که مورخان روزی به مه مبهم نفوذ بپردازند که نقش شاهزاده فیلیپ را در بسیاری از بحران های خانواده سلطنتی پنهان می کند ، بخشی از ترکیبی از دوری ، رسمیت و جلوه گری که پادشاهی به دنبال آن برای بقا در راس تیتر یک همیشه است. دامنه کوچک ، پس از شاهنشاهی.

در این روزها ، تعداد کمی از مردم خواسته اند که از مردگان بد صحبت کنند ، و ترجیح می دهند که به مکان نمادین شاهزاده در تواریخ کسانی مانند مگان و دیانا ، که ازدواج در خانه ویندزور آنها را به چالش می کشد ، بپردازند تا با روش های مخفیانه آن کنار بیایند و نقشهای اغلب بدون شرح آنها را در داخل یا خارج تعریف کند.

به تعبیری ، فیلیپ از همه آنها پیشی گرفت. با این حال ممکن است عزیمت وی ​​به عنوان یک تمرین مشکوک و تکان دهنده تلقی شود ، زیرا در همان سالها ملکه موقعیتی ظاهراً تغییرناپذیر به عنوان مرکز ثقل کشور به دست آورده است. دوران سلطنت وی با 14 دوره نخست وزیری انگلیس و تعداد معادل روسای جمهور آمریکا هم پوشانی داشته است.

به احترام لحظه ، س unال ناگفته این است که چگونه می توان او را به عنوان ضامن خط خود جایگزین کرد.

در آن روزهای پس از جنگ در دهه های 1940 و 1950 ، دانش آموزان انگلیسی بر اساس نام و نسب اجداد سلطنتی او ، از Tudors ، Plantagenets و Stuarts گرفته تا Hanoverians ، Saxe-Coburgs و Windsors ، با استفاده از روت یاد گرفتند.

در دوره ای از وفاداری ها و آرزوها به مراتب تقسیم شده ، درسی را که ممکن است تحمل کرده باشد ، نه در نام ها و عناوین گذشته می توان یافت بلکه در حقیقت این است که ، برای یک دوره کوتاه از قرن 17 ، سلطنت خود زنده مانده است – هرچند به ندرت بدون انتخاب سخت ، انعطاف پذیری سرسختانه و اغلب تمدید اکراه یا اجباری.

اکنون زمان عزاداری فیلیپ است ، که در روزهای ازدواج خود از نسل جوان سلطنتی استقبال می کرد و باعث تحریک دوره قبلی ارزیابی و تجدید نظر در سلطنت می شود. این وظیفه در سالهای آینده به عهده دیگران خواهد بود ، در دنیایی که شاید کمتر دلسوزانه باشد از آنچه که در روز عروسی از جوانان سلطنتی استقبال می کند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>