مسابقه شهردار نیویورک: سوالات اقامت و تأیید

[ad_1]

آب و هوا: تا حدی آفتابی است و به همان اندازه گرم نیست. بالا در اواسط دهه 80.

پارکینگ جانبی: در حال اجرا تا 19 ژوئن (نوزدهم).


مسابقه شهردار در شهر نیویورک روز چهارشنبه تغییر شکل غیرمعمولی – به آپارتمان یک نامزد داد.

اریک آدامز ، رئیس بخش بروکلین و یکی از نامزدهای برجسته دموکرات در این مسابقه ، به خبرنگاران گشتی در یک آپارتمان در خانه شهری چند واحدی که مالک آن است در محله بدفورد-استویوزانت داد.

این بازدید در حالی صورت گرفت که مبارزات رقیب ، اقامت و تناسب اندام وی برای دفتر را زیر سوال ماجرای سیاسی نیویورک زیر سوال برد که اختلافات مربوط به اقامت وی ​​در اسناد رسمی را برجسته کرد. آقای آدامز گفته است که او پس از حمله همه گیر برای مدتی به سالن بروکلین برووئل نقل مکان کرده و همچنین در فورت لی ، نیویورک صاحب همکاری است.

این توسعه دوز دیگری از عدم اطمینان را به مسابقه تزریق کرد و علوفه تازه ای را برای مخالفان آقای آدامز به وجود آورد زیرا چهار نامزد دیگر – کاترین گارسیا ، اسکات ام استرینگر ، مایا دی ویلی و اندرو یانگ – عصر امروز برای بحث دیگری آماده شدند.

رای گیری زودهنگام از روز شنبه آغاز می شود.

[Read more about the questions Mr. Adams is facing and the dynamics of the race.]

در اینجا اطلاعات بیشتری در مورد آخرین جنجال ها و سایر نامزدها آورده شده است:

آقای آدامز با گشت و گذار در یک آپارتمان با تراش چوب و آجر و تلاش برای رد کردن س dismissالات اقامت ، در حالی که خبرنگاران از این امر بازرسی کردند یخچال و تب دار گمانه زنی چرخید در شبکه های اجتماعی در مورد اینکه آیا با تصاویری که او در سال های گذشته به اشتراک گذاشته بود مطابقت دارد یا خیر.

آقای آدامز گفت که او در مورد زندگی در خانه اش کاملاً خصوصی بود و فقط چند روز پس از تولد پسرش ، جردن ، 26 ساله ، ماجرای تیراندازی را بازگو کرد. وی گفت: “چقدر احمقانه باید کسی نامزد شود که شهردار شهر نیویورک شود و در شهرداری دیگری زندگی کند.”

اما مبارزات رقیب شدیدترین ، شخصی ترین انتقادات خود را از مبارزات انتخاباتی آقای آدامز به اشتراک گذاشته و نگرانی های شفافیت ، اخلاق و صداقت را به وجود آورده است.

همسایگان در بروکلین گزارش های متفاوتی در مورد اینکه آیا آنها آقای آدامز را می شناسند ارائه داده اند.

به دنبال تأیید نماینده الكساندیا اوكاسیو-كورتز نماینده ، آخر هفته گذشته ، خانم ویلی روز چهارشنبه عهد دیگری را برای حمایت اعلام كرد – این بار از طرف جومان دی ویلیامز ، وكیل عمومی شهر نیویورك.

این آخرین تلاش برای تحکیم حمایت چپ از حول نامزدی خانم ویلی در پایین ترین سطح مسابقه بود.

بیش از 40 کارگر روز چهارشنبه از مبارزات انتخاباتی دیان مورالس ، مدیر سابق غیرانتفاعی ، خاتمه یافتند طبق یک توییت از اتحادیه نمایندگی اعضای ستاد. مبارزات انتخاباتی وی طی هفته های اخیر با آشفتگی درونی قابل توجهی روبرو شده است.


نیویورک برگشت. اکنون یک شانس دوم دارد.

گذرنامه واکسن نیویورک می تواند برای مالیات دهندگان 17 میلیون دلار هزینه داشته باشد


جنیفر شوسلر روزنامه تایمز می نویسد:

ارواح در موزه تنمن در پایین شرق ساید ، که نزدیک به سه دهه در مورد مسائل مهاجرت ، خانه و متعلق به آنها تحقیق کرده است ، هیچ کمبودی ندارند. اما در سال های اخیر ، داستان یک حضور شبح گونه به خصوص در پس زمینه باقی مانده است.

در سال 2008 ، اندکی پس از افتتاح یک آپارتمان که داستان جوزف مور ، پیشخدمت ایرلندی مهاجر قرن نوزدهم را روایت می کرد ، یک مربی موزه متوجه یک نکته جالب در فهرست شهرهای 1869 شد. درست بالای اسم مور ، جوزف مور دیگری نیز وجود داشت که او نیز پیشخدمت بود و در چند محله دورتر زندگی می کرد.

همان نام ، همان حرفه. اما با یک تعیین اضافی – “Col’d” یا رنگی.

این مربی شروع به دعوت از بازدیدکنندگان کرد تا در مورد دو جوزف مور فکر کنند ، و مکالمه در مورد چگونگی صحبت در مورد “جوزف مور دیگر” – و در مورد حذفیات گسترده موزه ، گسترش یافت.

اکنون ، در حالی که موزه روز شنبه با یک مهمانی بلوک بازگشایی خود را جشن می گیرد ، به داستان سیاه جوزف مور گرایش پیدا می کند. این شرکت در حال تحقیق در مورد یک مکان تفریحی آپارتمانی است که به او و همسرش راشل اختصاص یافته است – اولین آن به یک خانواده سیاه پوست اختصاص یافته است. و این یک تور پیاده روی محله ای است که سایت های مرتبط با نزدیک به 400 سال حضور آمریکایی های آفریقایی در این منطقه را جستجو می کند.

بازگشایی آن پس از یک سال پر آشوب برای موزه انجام می شود. در ماه ژوئن گذشته ، پس از قتل جورج فلوید ، برخی از اعضای ستاد اعتراض کردند و اظهارات ناکافی موزه در حمایت از زندگی سیاه را مهم دانستند. (موزه به سرعت بیانیه دوم و انتقادی تر از خود را صادر کرد.)

اکنون ، این س isال بسیار عظیم – و بسیار پر از سزایی – به وجود آمده است: چگونه موزه ای – و کشوری – که تجربه مهاجرت را جشن می گیرد ، داستان های سیاه پوستان را که بی اختیار به اینجا آورده شده اند و قرن ها در آن بسته نبودند ، در برمی گیرد. فرصت و تابعیت کامل برای اکثر تازه واردان آزاد است؟

آنی پولند ، رئیس موزه ، ماه گذشته در مصاحبه ای گفت: “اساساً ، ما همه چیز را جدا می کنیم و دوباره آنها را جمع می کنیم.”

پنجشنبه است – بیشتر بیاموزید.


دفتر خاطرات عزیزم:

در تقاطع خیابان C و خیابان هشتم در یک شب گرم در سال 2018 ایستادم و اشک را از چشمانم دور کردم تا بتوانم به اندازه کافی برای سفارش Lyft ببینم.

در انتظار رسیدن ماشین متوجه گروه کوچکی از مردم در همان حوالی شدم. آنها سیگار می کشیدند و گپ می زدند. راه افتادم و یکی را خواستم. آنها دیگر صحبت نکردند و به من نگاه کردند. زن جوانی سیگار را به سمت من گرفت.

برگشتم به گوشه ای ، سیگار روشن شد و اعصابم شروع به آرام شدن کردند ، حتی با جاری شدن اشکها. همان زن جوان به من نزدیک شد.

“خوبي دختر؟” او گفت. “من تو را زودتر با یک پسر در اینجا دیدم.”

متعجب شدم.

من گفتم: “بله ، متشکرم ،” “من خوبم. من فقط فکر کردم او دوست من است. معلوم شد که او نیست. “

سرش را تکون داد و کنارم ماند ، که عمدتا ساکت بود اما چند کلمه تشویقی هم ارائه می داد. او گفت زودتر متوجه لباس من شده بود. آن را با کمربندی که از مجموعه مادرم برداشته بودم ، محکم کردند.

وقتی ماشینم بالا رفت با سیگار کاملاً تمام نشده بودم. زن جوان به طرف راننده رفت.

وی گفت: “او به یک دقیقه زمان نیاز دارد.”

راننده نگاهی به من انداخت و سپس با احترام سر تکان داد.

وی گفت: “به او می گویی وقت خود را بگیرد.”

– هانا کینیسکی


New York Today روزهای هفته حدود ساعت 6 صبح منتشر می شود اینجا ثبت نام کنید برای دریافت آن از طریق ایمیل. همچنین می توانید آن را در nytoday.com.

دوست دارید چه چیزی را بیشتر (یا کمتر) ببینید؟ برای ما ایمیل بزنید: [email protected].

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>