مشاغل جوانان بی سرپرست LGBTQ


آب و هوا: انتظار می رود یک روز بیشتر آفتابی ، اما سرد و خنک داشته باشد که بیش از حد اواسط دهه 40 باشد. امشب کمی ابری با کمی دمای 40 درجه خواهد بود.

پارکینگ جانبی: در حال اجرا تا 29 آوریل (پنجشنبه بزرگ ، ارتدکس).


شهر نیویورک ، یکی از بزرگترین جمعیتهای LGBTQ در این کشور ، یک پناهگاه امن است. با این حال بسیاری از جوانان LGBTQ شهر بی خانمانی را تجربه می کنند و برای یافتن شغل تلاش می کنند.

از اول ژوئیه ، این شهر قصد دارد با شروع برنامه جدیدی كه فرصت های شغلی ، حمایت از سلامت روان و آموزش را ارائه می دهد ، به كمك به جوانان بی سرپرست LGBTQ بپردازد.

ماریو اسمیت ، 20 ساله که غیر دودویی و تراجنسیتی است ، به همکار من مایکل گلد گفت: “این شهری است که همه افراد می بینند که خود را در آنجا می سازند.”

من از آقای طلا در مورد برنامه ، Unity Works و معنی آن برای جوانان شهر س askedال کردم. گفتگوی ما برای اختصار ویرایش شده است:

[They Came to N.Y.C. for Acceptance. Now They Need Jobs.]

س: Unity Works چیست و چگونه کار می کند؟

پاسخ: Unity Works یک برنامه آمادگی و توسعه شغلی برای جوانان بی سرپرست LGBTQ است. در این برنامه ، شما به خدمات بهداشت روان ، آموزش های آموزشی برای کمک به مردم در دستیابی به معادلات دبیرستان یا حرکت به سمت آموزش عالی و جایگزینی شغل در محل های کار فراگیر ، دسترسی دارید.

ایده پشت آن این است که ما می دانیم جوانان بی خانمان LGBTQ به ویژه جمعیت آسیب پذیر هستند و نیازهای آنها در تقاطع چندین مورد قرار دارد. آنچه در حال حاضر وجود دارد به این جمعیت خدمات داده نمی شود.

چرا برنامه ای مخصوص جوانان بی خانمان LGBTQ ضروری است؟

چهل درصد از جوانان بی خانمان در شهر نیویورک LGBTQ هستند. این جمعیت واقعاً زیادی است. کارشناسان می گویند دلیل بی خانمان بودن آنها اساساً به دلیل طرد خانواده است. همه این موارد با هم تلاقی دارند و یافتن نه تنها کار بلکه کار با درآمد خوب را دشوار می کند.

علاوه بر این ، شما با مشکل نیاز به مکان های کاری فراگیر و تأیید کننده برخورد می کنید. ما می دانیم که طبق طرح Trevor ، برای جوانان LGBTQ ، تبعیض در محل کار با احتمال بیشتری برای اقدام به خودکشی همراه است. برنامه های آمادگی شغلی که برای افراد LGBTQ یا با استفاده از افراد LGBTQ ساخته نشده است.

چگونه همه گیری بر دسترسی جوانان LGBTQ به مشاغل تأثیر گذاشته است؟

همه گیری به طور نامتناسب مردم را تحت تأثیر قرار داده است و افرادی که در حال حاضر بیشترین آسیب پذیری را دارند بسیار رنج می برند. به طور کلی ، حقوق افراد LGBTQ بیشتر از افراد مستقیم و سیسکر است.

مرکز علی فورنی ، یک سازمان غیرانتفاعی است که مسکن و سایر خدمات را برای کمک به جوانان بی سرپرست دگرباش جنسی ارائه می دهد ، گفته است که 90 درصد افرادی که با آنها کار می کنند شغل خود را از دست داده اند.


منهتن برای پیگیری تعقیب روسپیگری ، بخشی از شیفت سراسری

چرا قبیله Shinnecock با نخبگان همپتونز درگیر می شود


Siddhartha Mitter از تایمز می نویسد:

در ژانویه 2020 ، یک راننده اتوبوس MTA به نام Tyrone Hampton یک کودک غیرکلامی را پیدا کرد که در پایان دویدن در منهتن علیا هنوز روی کشتی نشسته است. او خواستار کمک شد و پسر را زیر نظر گرفت تا اینکه دانست که با خیال راحت به خانه می آید.

این یک خبر کوچک بود ، با پایان خوش. اما این نوعی حادثه بود که آزیکیوه محمد 37 ساله را لمس می کند ، هنرمندی که از طریق رسانه های مختلف – نقاشی ، پارچه ، تاسیسات نمایشی – علاقه مند به ایجاد فضاهای ایمنی و استقبال از رنگین پوستان و مهاجران است که فضای آنها اغلب در معرض تهدید است. .

آقای محمد در مصاحبه ای در گالری هنری Yeh در دانشگاه سنت جان در جامائیکا ، کوئینز ، جایی که اولین نمایشگاه اختصاص داده شده به منسوجات وی ، گفت: “من یک هشدار برای افرادی که خانه را به خانه نمی رسانند تنظیم شده است.” هنر مبتنی بر این است که به زودی به پایان می رسد. یکی از 40 قطعه نمایش ادای احترام به آقای همپتون است که وی پرتره خود را روی کت جین پرنعمت دوخته است.

چندین اثر ساخته شده برای نمایش Yeh شامل ارجاعات کوئینز مانند بنای یادبود Unisphere در پارک Flushing Meadows Corona یا مدخل های مبهم در پروژه حافظه کوئینز با تاریخ شفاهی است. آقای محمد اهل منطقه نیست – مادرش ، مربی مدرسه دولتی شهر نیویورک ، از هارلم است. پدرش ، عکاس و مشاور سو abuse مصرف مواد ، از بروکلین بود. و او در مجتمع آپارتمانی در TriBeCa جایی که بزرگ شده زندگی می کند – اما کوئینز ، آهن ربا برای مهاجران ، همچنین محل زندگی او است.

Owen Duffy ، مدیر گالری هنری Yeh ، که این مجموعه را سرپرستی کرد ، گفت: “Azikiwe بهترین هنرمند برای کار در کوئینز است.” “او این استعداد را دارد که داستان های افراد از زمینه های مختلف را در کار خود بنویسد.”

پنجشنبه است – به داستان کسی گوش دهید.


دفتر خاطرات عزیزم:

در پاییز 1969 ، من دانشجوی سال اول کالج بودم که از Bayside به منهتن از طریق اتوبوس و مترو رفت و آمد می کردم.

در یک صبح خاص در سپتامبر ، در حالی که صندلی همیشگی خود را در Q13 نشستم ، متوجه یک مرد جذاب و در عین حال ناآشنا شدم که در پشت اتوبوس نشسته و با یک دسته کتاب های درسی کشتی می گیرد.

اتوبوس به سرعت پر شد و تا رسیدیم به خیابان اصلی ، من دیگر دید او را از دست داده بودم – تا اینکه در نهایت روبروی من در شماره 7 نشسته بود.

ما کمی تماس چشمی ناخوشایند را رد و بدل کردیم ، سپس تلاش آشکاری برای جلوگیری از آن انجام دادیم ، گویا هرگونه چشم اندازی از جذابیت متقابل را از بین می بریم.

بعد از ظهر همان روز ، وقتی از کلاس به سمت خانه می رفتم ، کمی سرنوشت دخالت کرد و من و او دوباره در همان واگن مترو پیچیدیم.

وقتی او از ایستگاه بیرون آمد و به طرف خط برای اتوبوس رفت ، من در حالی که از کنارم رد می شد خم شدم و به بازوی او ضربه زدم.

“آیا دنبال من می آیی؟” من پرسیدم.

سرش را تکان داد ، لبخند زد و خندید. وقتی با هم از اتوبوس پیاده شدیم ، دیگر آن مرد جذاب و در عین حال ناشناخته برای من ناشناخته بود.

– شریل حر گوردون

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>