“من هرگز مادر خود را درک نکردم تا زمانی که کتابی در مورد او نوشتم”

[ad_1]

  • مخاطبانش از ماری کلر پشتیبانی می کنند. هنگام خرید از طریق پیوندهای موجود در سایت ما ، ممکن است در مورد برخی از کالاهایی که برای خرید انتخاب می کنید ، حق کمیسیون کسب کنیم.

  • آلیکس اونیل در اواخر دهه 90 در غرب بلفاست بزرگ شد و می خواست بمب ها و سربازان پر از اسلحه را فراموش کند. او می خواست پسران را رد کند و با دوستانش سرگرم شود. او روی “مشکلات” که رابطه غالباً پنهان خود با یک مادر محافظ سخت را شکل می داد ، حساب نمی کرد

    وقتی من 9 ساله نبودم ، چند نفر از نوجوانان محلی درون باغ ما فرو رفتند و چوبها را به سمت درختان شاه بلوط اسب مادرم پرتاب کردند. یکی از پسران که جیبش را با ثمره تلاش هایش پر کرده بود ، به طرف خواهرم و من چشمک زد. مادر وقتی شنید که چه چیزی پایین افتاده است ، چوب پرتابی را از کنار تخت خود گرفت و فلاشر خیابان را تعقیب کرد. یقه او را گرفت و گفت اگر او هرگز چمدان هایش را به سرقت برد یا آلت تناسلی خود را دوباره در معرض دید دخترانش قرار داد ، او این کار را می کرد.

    اگر اهل غرب بلفاست هستید ، واکنش مادر را کاملاً متناسب با جرم خواهید دید. از آنجا که من می آیم ، همه چوب پرتابی را کنار تخت نگه می دارند و مادران ایرلندی شمالی برای محافظت از دختران خود اغلب تلاش های استثنایی می کنند. برای خوانندگان غیر ایرلندی شمالی ، من تهدید می کنم که یک خردسال را با تجزیه جدا کنید ، رویکردی نامتعارف برای فرزندپروری است.

    من در یک منطقه کاملاً جمهوری خواه در ایرلند شمالی در جریان مشکلات ، درگیری داخلی سی ساله که بیش از 3000 نفر در منطقه کشته شدند ، بزرگ شدم. بمب ها را می ترساند ، بقایای سوخته اتوبوس هایی که مسیر مدرسه را مسدود می کنند و سربازانی که تفنگ های نیمه اتوماتیک را چنگ می زنند جزئی از زندگی روزمره بود. تحصیلات به طرز چشمگیری تفکیک شده بود و شما نمی دانستید که هرگز اجازه ندهید نام مدرسه خود را به اطراف غریبه ها بکشید زیرا این امر فوراً شما را به عنوان کاتولیک یا پروتستان نشان می دهد.

    روزنامه نگار آلیکس اونیل

    نویسنده کتاب مشکلات با ما آلیکس اونیل

    زندگی با مشکلات و مادر

    اما من و دوستانم بندرت به شبح دائمی خشونت در آستان خود فکر می کردیم. هنگامی که در اواخر دهه 1990 شروع به جنجال کشیدن پسران و دزدکی رفتن به میخانه ها کردیم ، سر ما مملو از وسایل تقریباً هر دختر نوجوانی بود – Boyzone و Bacardi Breezers. اسپایس گرلز تازه وارد صحنه شده بود و به ما می گفت ما می توانیم هر کاری کنیم و احساس شکست ناپذیری سخت است. ما نمی خواستیم همانند نسل والدینمان با مشکلات مشخص شویم و به اندازه کافی از خطرات ورود به شهر برای یک شب اقامت آگاه نبودیم. در موارد متعدد مادر به من گفت من نمی توانم با دوستانم بیرون بروم زیرا این کار بسیار خطرناک بود ، من از او کینه کردم.

    زندگی با مادرم چیزی غیر کسل کننده بود. هنگامی که ما کوچکتر بودیم و پدرم در سفرهای کاری نبود ، برای آخرین قسمت از The Farting King ، یک سری داستان از یک پادشاه متبحر ، که دوست داشتن آنها را برای دوستانش سخت می دید ، به بالین او می رفتیم. او در سفرهای مدرسه با لباس آراسته ما را دست می زد و برایش مهم نبود که چه کسی او را دیده است. و وقتی در مورد پسری که تصور می کردم به او گفتم ، او دو جفت کلاه گیس و عینک آفتابی تولید کرد و ما یک ساعت را به رانندگی در خیابان او بالا و پایین کردیم ، به این امید که نگاهی اجمالی به او بیندازیم.

    آلیکس اونیل با مادرش

    نویسنده مشکلات با ما ، آلیکس اونیل با مادرش.

    مادربزرگ من قبل از تولد من درگذشت و مادر را ترك كرد تا خواهر و برادران كوچكتر خود را تربيت كند. دوران کودکی من بین دو خانوار سپری شد – پدربزرگ و مادر ما ، همانطور که مادر برای دو خانواده شام ​​می پخت ، دو دست لباس می شست. من از فشار تحت فشار او در آن زمان قدردانی نمی کردم. همانطور که از دوران نوجوانی درد می کشیدم ، پسران و آزادی تنها چیزهایی بودند که در ذهن من نقش داشتند و وقتی مادر سعی داشت مرا نزدیک نگه دارد ، ما مرتباً می جنگیدیم.

    شکستن

    تا زمانی که من برای تحصیل در دانشگاه در دوبلین از خانه خارج شدم که رابطه ما بهتر شد. یک شبه ، او به وضوح آرام شد و شروع به استفاده از صندلی عقب بیشتر در زندگی من کرد. او بیشتر از یک فرد محرمانه ، یک مشاور از یک اقتدارگرا شد و من دوباره شروع به لذت بردن از وقتمان کردیم. ما به ماجراهایی رفتیم – کوله پشتی در سراسر روسیه در راه آهن ترانس سیبری – اما اگرچه نزدیک بودیم ، تا زمانی که من شروع به نوشتن خاطرات کردم ، مشکلات با ما، در مورد زندگی در دوران نوجوانی در هنگام مشکلاتی که برای اولین بار مادرم را به درستی درک کردم.

    آلیکس اونیل با مادرش

    آلیکس اونیل با مادرش.

    هنگام مصاحبه با او برای کتاب ، من در مورد بعد از ظهر مادر فهمیدم که مادربزرگم در آشپزخانه با سیب زمینی سیب زمینی می کند که بمبی در میخانه با دو در پایین منفجر شد. آنها با پتو برای مجروحان به بیرون دویدند. من درباره مسابقات مقدماتی جام جهانی بین جمهوری ایرلند و ایرلند شمالی شنیدم ، جایی که شعارها و تهدیدهای فرقه ای تماشاگران کاتولیک را از ورزشگاه بیرون می برد ، پدر و مادر من نیز در میان آنها هستند. و او به من در مورد زمان کشته شدن یک پلیس دور از خدمت در میله خانواده ما و اینکه چگونه او صبح دوشنبه برای پاک کردن خون خود از مدفوع وارد شد ، به من گفت و ما را به مدرسه رساند. تمام آن زمان هایی که فکر می کردم او می خواهد مرا کنترل کند ، او سعی دارد از من محافظت کند. و چرا وقتی من از خانه خارج شدم او را رها کرد – دیگر لازم نبود نگران من باشد.

    مشکلات موجود در جلد کتاب
    مامان ایرلندی یک تروپ محبوب ، فرسوده ، چهره ای بی مفهوم است ، که فکر می کند کاپوچینو پرمدعا است. این امر به ویژه در مورد مادران ایرلندی شمالی صدق می کند (فکر کنید Ma Mary in Derry Girls). اما در زیر آن نمای بیرونی سخت ، عشق شدید به خانواده و عزمی برای دفاع از آنها به هر قیمتی وجود دارد. پسری که مادر در خیابان تعقیب می کند؟ او دیگر به ما یا کانکرهایش نیامد.

    * مشکلات با ما توسط آلیکس اونیل توسط انتشارات 4 منتشر شده استهفتم Estate ، HB ، 14.99 پوند و در 24 ماه به فروش می رسدهفتم ژوئن

    Leave a reply

    You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>