نظر | آمریکا می تواند از یک حزب لیبرال استفاده کند


ماه گذشته ، گالوپ نتایج یک نظرسنجی را منتشر کرد که نشان می دهد حمایت عمومی از شخص ثالث در بالاترین حد خود بوده است: 62 درصد ، در حالی که گالوپ برای اولین بار در سال 2003 نظر سنجی را آغاز کرد ، 40 درصد بود. فقط 33 درصد آمریکایی ها احساس می کنند احزاب فعلی “در نمایندگی مردم آمریکا کار کافی انجام می دهند.”

در حدی که نتایج هرگونه توجه را به خود جلب می کردند ، عمدتا به شکل خمیازه ای دانستنی بود. دلایلی که شخص ثالث احتمالاً نمی تواند در انتخابات در ایالات متحده پیروز شود کاملاً مشخص است.

در میان آنها: سیستم انتخاباتی ، با اولین رأی گیری در گذشته و پس از آن و یک دانشکده انتخاباتی که مجوزها را بزرگ جلوه می دهد ، به سمت انحصار سیاسی است. فقط به این دلیل که مردم ادعا می کنند شخص ثالثی می خواهند ، به این معنی نیست که آنها شخص ثالثی را می خواهند: رأی دهندگان با تمایل به آزادیخواهی می خواهند یک حزب در بازار آزاد ، دوستداران محیط زیست یک حزب سبز ، ترامپین ها یک حزب ترومی – اما هیچ کس دیگری را در سوم خیالی خود نمی خواهد مهمانی – جشن.

در مواردی که اشخاص ثالث در ایالات متحده کشش داشته اند ، بیشتر آنها حول حمایت منطقه ای ساخته شده اند (استروم تورموند در 1948 ، جورج والاس در 1968) شخصیت های قانع کننده (تدی روزولت در 1912 ، راس پروت در 1992) یا اعتراض آرا votes (جان اندرسون در 1980 ، رالف نادر در 2000) ، نسبت به جنبش ها یا ائتلاف های ملی.

و غیره اما این بار سه چیز متفاوت است.

اول ، مارک های جمهوری خواه و دموکرات ضعیف هستند. افول حزب یک داستان قدیمی است. اما در سال 2016 حزب جمهوری خواه در برابر آنچه که به معنای تسخیر خصمانه بود ، سقوط کرد. جو بیدن از ترکیب سیاسی زیرکانه سیاست های چپ و لحن میانه رو به کمک دموکرات ها در معرض خطر کمتری است. اما این واقعیت که رهبر اکثریت مجلس سنا از یک نماینده کنگره برای دوره دوم از کوئینز می ترسد ، در مورد ضعف درونی حزب حزب دموکرات نیز صحبت می کند.

ثانیاً ، افرادی که اکنون بیش از همه مشتاق شخص ثالث به نظر می رسند در اوضاع سیاسی هستند. نتیجه قابل توجه ، اگر جای تعجب ندارد ، نظرسنجی گالوپ این است که در پی شکست دونالد ترامپ و صحبت های وی برای تشکیل یک حزب جدید ، حمایت جمهوری خواهان از شخص ثالث 23 درصد افزایش یافت. احتمال شکاف کامل GOP در سال 2024 بدیهی است.

سوم ، قلمرو فراموش شده سیاست آمریکا دیگر در حاشیه غیر لیبرال نیست. در مرکز لیبرال است. این مکانی است که اکثر آمریکایی ها از نظر اخلاقی و اخلاقی هنوز در آن هستند و در صورت انتخاب ، هنوز ممکن است به آن بازگردند.

منظور من از “لیبرال” ، ولفاریسم دولت بزرگ نیست. منظور من اصول و روح دموکراسی لیبرال است. احترام به نتیجه انتخابات ، حاکمیت قانون ، آزادی بیان و اصل (در دادگاهها و افکار عمومی) بی گناه تا زمان اثبات جرم. احترام به بازار آزاد ، با تنظیم مقررات معقول و تحت حمایت اجتماعی. ارجاع به خودمختاری شخصی اما بدبینی در سیاست هویت. تعهد به برابری فرصت ها ، نه “عدالت” در نتایج. ایمانی کاملاً مستدل به مزایای مهاجرت ، تجارت آزاد ، فناوری جدید ، ایده های جدید ، آزمایش در زندگی. وفاداری به آرمان ها و منافع مشترک جهان آزاد در برابر دیکتاتورها و عوام فریب ها.

همه این موارد قبلاً کم و بیش نقطه مشترک سیاست آمریکا بود که به همان اندازه که باراک اوباما و دو کلینتون در آن زندگی می کردند ، رونالد ریگان و دو بوش در آن زندگی می کردند. مباحثی که پیش از این برای تقسیم احزاب – دامنه مناسب دولت ، مکانیک تجارت – به اختلافات مشاجره آمیز درون یک ایمان لیبرال مشترک منجر می شد. این ایمان در برابر چالش های داخلی و جهانی از راست افراطی و چپ افراطی به طور یکپارچه ثبات داشت.

اما اکنون تقسیم اساسی در سیاست بین لیبرال ها و محافظه کاران نیست ، زیرا اصطلاحاتی که در گذشته قابل درک بود. این بین لیبرال ها و غیر لیبرال هاست.

غیر لیبرالیسم راست با افرادی مانند استیون میلر در مورد مهاجرت ، استیو بانون در تجارت ، جاش هاولی در انتخابات و مارجوری تیلور گرین در مورد هر نوع تئوری توطئه دیوانه و متعصب مشخص می شود. این با خطرناک ترین شکل غیر لیبرالیسم امروزی است ، زیرا نشان داده است که توانایی پیروزی در انتخابات را دارد و در صورت باخت ، براندازی آنها را.

اما غیر لیبرالیسم چپ نیز وجود دارد که مشخصه آن افراط در جنبش MeToo است که زندگی مردم را خراب می کند ، یهودی ستیزی در میان برخی از رهبران راهپیمایی زنان ، آموزش “ضد نژاد پرستی” که باعث می شود افرادی که با جهان بینی مانوی مخالف هستند به نژادپرستان مفروض ، و لغو مشاغل ، قراردادهای کتاب ، سخنرانی ها و نظرات مخالف در مکان هایی مانند تخته سنگ و سایر انتشارات فرضیه ای لیبرال. هر کس در سمت چپ که متوجه جو ترس نشده است و اکنون گریبان نهادهای لیبرال را گرفته است ، باید توجه بیشتری را شروع کند.

لیبرالیسم جدید ترسناک است. همچنین می تواند مثمرثمر باشد. هرکسی که چپ ، راست گزیده شده باشد ، دوباره کشف می کند که ایمان لیبرال قدیمی چقدر ظرفیت داشت ، اختلافات داخلی آن چقدر بی اهمیت بود ، چقدر ممکن است هنوز مشترک باشند – از جمله دشمنان مشترک – با افرادی که قبلاً آنها را ایدئولوژیک می دانستند اضداد

این هنوز یک حزب سیاسی نیست. اما این می تواند دانه های یک مهمانی باشد. آمریکا به یک حزب لیبرال احتیاج دارد که نماینده آنچه در گذشته بودیم و آنچه را که به شدت به آن احتیاج داریم ، باشد.

تایمز متعهد به انتشار است تنوع حروف به سردبیر ما می خواهیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر مقاله ما بشنویم. در اینجا برخی از نکات. و ایمیل ما این است: نامه هاnytimes.com.

بخش نظرات نیویورک تایمز را در دنبال کنید فیس بوک، توییتر (NYTopinion) و اینستاگرام.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>