نظر | آنچه من در 10 سال اول خودم درباره تستوسترون دیدم

[ad_1]

به عنوان مستند خارق العاده Netflix 2020 “افشاینکات برجسته در جزئیات دلخراش ، تصویرگری رسانه های جمعی از افراد ترنس مدت زیادی است که در هیولا و ایده زن شکست خورده (و مردانگی) ریشه دارد. از قاتل غیرقانونی جعل شخصیت مادر در فیلم “روانی آلفرد هیچکاکدر برنامه های گفتگوی دهه 90 (“دوست پسر من واقعاً یک دختر است!”) ، تنوع جنسیتی – که در طول تاریخ بشر متداول است – عمدتا به عنوان چیزهای شوم کابوس ها یا علوفه های تکان دهنده تابلو نشان داده شده است.

یادگیری گفتن داستانی که با “در یک بدن اشتباه متولد نشده است” و تصدیق سابقه طولانی و غنی تجربه ترانس ، به همان اندازه هورمون مصنوعی که امیدوارم عضلات را گسترش دهد ، بخشی از انتقال من خواهد شد. پشتم و صدای صدایم را عمیق تر می کند. اطمینان داشتم که روایت تهدیدآمیز اخروی که در تصورات عامیانه به بدن من نسبت داده شده واقعیت ندارد. و من فهمیدم که تجربه من دیدگاهی در مورد نحوه عملکرد جنسیت ارائه می دهد همه بدن.

همه ما در یک مرحله ثابت از مذاکره با نیروهای سیاسی و فرهنگی هستیم که می خواهند ما را به بسته های ساده و قابل ترجمه تبدیل کنند. افراد ترنس ، به ضرورت ، از این نیروها آگاهی بیشتری دارند. این تسلط یک نقطه قوت است و به ما فرصتی داده است تا داستان های مربوط به “زیست شناسی” جنسیت را که برای فرهنگ آمریکایی بسیار اساسی است زیر سال ببریم: آیا همه ما واقعاً می خواهیم این مفهوم را که رحم است ، و بنابراین تولید مثل بالقوه ، آیا زن را چگونه تعریف می کنیم؟ چرا وقتی شخص غیر دودویی بچه ای را به دنیا می آورد ، چرا باید شناسنامه حکم کند که مادر متولد شده “مادر” باشد و “مادر” بودن حتی به چه معناست؟ اگر “مادر” و “پدر” در تربیت فرزند در مقوله های متمایز نبوده باشند ، برای همه والدین چه معنایی می تواند داشته باشد؟ چه کسی از جدایی مداوم آنها سود می برد؟

علیرغم علاقه روزافزون به زندگی ما در دهه گذشته ، پرچم دار بودن “آینده جنسیت” بودن معمولاً ما را سوژه روایت های خود می کردیم ، نه نویسندگان. با بیشتر دیده شدن ، افراد ترانس در انبوهی از اخبار با عناوینی مانند “عشق تراجنسیتی: وقتی شوهر زن می شود” ظاهر شدند. این افراد تمایل دارند که کمتر به تجربه ما به عنوان افراد ترنس تمرکز کنند و بیشتر به مشکلات احتمالی والدین و شرکای ما توجه کنند. خانواده های ما به خاطر بدشانسی خود ترحم کردند یا به خاطر مقاومت پایدار عشقشان جشن گرفتند ، در حالی که فرد ترنس مورد نظر به طور غیر عادی از انسان خارج شد. (در یک خبر تلویزیونی شبکه ای همسر یک زن ترنس پیشنهاد کرد: “به آنها به عنوان یک هیولا نگاه نکنید.) علاقه گسترده و مردم شناسی به زندگی های ترانس معمولی در غیر این صورت کمتر در مورد ما احساس می کرد و بیشتر در مورد یک اضطراب جنسیتی گسترده تر – برای بهتر یا معمولاً بدتر.

اگرچه تصاویر سه بعدی بسیار جدیدتر از افراد ترنس مطمئناً یک مرهم است ، اما بسیار مهم است که ما تأثیرات این اقدامات ناراحت کننده را دست کم نگیریم. امروزه فقط از هر 10 آمریکایی فقط سه نفر می گویند که فرد ترنس را می شناسند و کارشناسان و مدافعان ادامه اپیدمی خشونت علیه افراد ترنس (به ویژه زنان ترانس سیاه و سایر زنان رنگارنگ ترنس) را با تصاویر غیرانسانی زندگی ما نشان می دهند.

تا سال 2015 ، یک سال پس از آن ، پوشش خبری “Transgender Tipping Point” و در میان درخواست های اضطراری و مقطعی اقدام علیه نژادپرستی سیستمی که مورد حمایت Black Lives Matter است ، من در اتاق خبر دیگری در نیویورک مشغول کار بودم ، “بحران مردانگی” را از نقطه برتری من به عنوان یک مرد هنوز جدید (و سفید). ریش من تا آن زمان وارد شده بود و سالها معاشرت به عنوان یک مرد سیس در حال گذر پس از سه دهه به عنوان یک فمینیست عجیب ، سوالاتی را درمورد رابطه ریشه ای بین مردانگی و خشونت و تعصبات نهفته خودم به وجود آورده بود.

همانطور که این کشور از خشم قبل از ترامپ می لولید ، من در مورد دنیایی که اکنون در آن زندگی می کنم س questionsالاتی داشتم ، از جمله “چرا کسی مرا لمس نمی کند؟” و “آیا من جنسیت طلب هستم؟” من به عنوان یک تازه وارد به این چشم انداز پرآشوب ، مردانگی خودم را در یک آزمایش بسیار عمومی حساب کردم: من یاد گرفتم چگونه بوکس بزنم ، ماه ها در یک ورزشگاه بوکس منهتن با مردان دیگر درگیر شدم ، آداب و رسوم رختکن مردان را فراگرفتم و از جامعه شناسان و زیست شناسان و روانشناسان هر س “ال “ذهن مبتدی” در مورد مردانگی در طول راه داشتم. من اولین مرد ترنس شدم که در مدیسون اسکوارد گاردن جنگید. من داستان جنگ خود را در سال 2016 نوشتم و بعداً کتابی نوشتم ، “آماتور” که بررسی من در مورد مردانگی آمریکا را گسترش داد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>