نظر | آنچه که من و جو بایدن بعد از حمله آمریکا به افغانستان دیدیم

[ad_1]

من در نهایت به تلفن های ماهواره ای خود بایدن را قرض دادم تا از طریق مرکز عملیاتی وزارت امور خارجه با وزیر امور خارجه کالین پاول تماس بگیرم تا ببینم آیا او می تواند کمک کند.

“” این جو بایدن است ، آیا می توانی مرا با کالین پاول ارتباط برقرار کنی؟ ” بایدن از اپراتور وزارت امور خارجه پرسید. چند دقیقه گذشت. “کالین؟ هی ، این جو بایدن است. … بله ، من اینجا در باند پایگاه هوایی بگرام در افغانستان ایستاده ام و سعی می کنم از یک وسیله حمل و نقل نظامی خارج شوم و آنها به من می گویند که پنتاگون دستور داده است که هیچ غیرنظامی در هواپیما ممنوع شود. متاسفم که برایت دردسر ایجاد کردم ، کالین ، اما آیا می توانی یک دستی به ما بدهی؟ “

“پاول به بایدن گفت كه برای تلاش برای بدست آوردن رامسفلد یك دقیقه نگه دارد. رامسفلد در کلیسا بود ، بنابراین پاول معاون وی ، پل ولفوویتز را پیدا کرد. قبل از اینکه پاول تلفنی با بایدن تماس بگیرد ، چند دقیقه بیشتر با مقر Centcom در فلوریدا تماس تلفنی داشت.

وزیر امور خارجه گفت: “جو ، اجازه دهید با کنترل کننده ترافیک هوایی در آنجا صحبت کنم.”

“بایدن سپس تلفن ماهواره ای را با عبارت زیر به کنترل کننده ترافیک هوایی تحویل داد:” کاپیتان ، وزیر امور خارجه دوست دارد با شما صحبت کند.

“هوا تاریک بود ، اما من مطمئن بودم که دیدم صورت کاپیتان کاملاً سفید شده و از شوک سفید کمتر از صحبت با وزیر امور خارجه ، رئیس سابق فرماندهان مشترک ، سفید شده است. همه شنیدم که او به پاول می گفت: “یسیر ، یسیر ، یسیر”. وقتی کارش تمام شد ، تلفن را پس داد و به بایدن گفت: “شما خوش آمدید که سوار شوید ، آقا”.

“همانطور که به عقب C-130 چسبیدیم ، خدمه فریاد زدند که کسی گلوله های ردیاب را در انتهای باند شلیک می کند. … با خالی بودن این هواپیمای باری بزرگ به غیر از ما ، احساس می کردیم که مستقیماً مانند موشک بلند شدیم که با من خوب بود ، زیرا بگرام تقریباً توسط کوههای بلندی احاطه شده است که قبلاً ادعا کرده بودند دو حمل و نقل ایالات متحده است. سه ساعت بعد ، در جاکوب آباد پاکستان ، جایی در وسط کشور ، در یک پایگاه پاکستانی که مورد استفاده نیروی هوایی ایالات متحده بود ، فرود آمدیم. ما چند ساعت فرصت کشتن داشتیم تا اینکه یک C-17 را به بحرین بزنیم.

“صحبت با هواپیمایی های آمریکایی در جاکوب آباد چشم بازتر بود. یکی از آنها به ما گفت ، “ما پروازی به افغانستان نداریم که از داخل پاکستان ، جایی در نزدیکی مرز ، با شلیک اسلحه کوچک مورد اصابت قرار نگیرد.”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>