نظر | آیا اسرائیل فقط انقلاب مشروطه داشته است؟

[ad_1]

تل آویو – دولت جدید اسرائیل ، که دیروز رسماً تشکیل شد ، بیشتر به یک دلیل مورد توجه قرار می گیرد: این پایان بیش از دوازده سال نخست وزیری بنیامین نتانیاهو است. اما این دولت جدید به همین دلیل نیز به همین دلیل دارای اهمیت بالقوه است: این آغاز دوره ای است که در آن اسرائیل دیگر واقعاً نخست وزیر ندارد.

اسماً ، نخست وزیر جدید اسرائیل نفتالی بنت است. اما از آنجا که حزب راست گرای کوچک وی ، یامینا ، تنها شش کرسی از 120 کرسی کنست را کنترل می کند ، برای تشکیل دولت به شرکایی نیاز داشت. ائتلاف اکنون شامل هفت حزب دیگر از طیف ایدئولوژیک است و آنها در مورد توافق بسیار کمی دارند. آنچه در مورد آنها اتفاق نظر دارند این است كه آقای بنت نباید از آنها برای مدت زمان نمایندگی نمایندگی كند. در عوض ، قرار است طی دو سال ، وی کنترل دفتر نخست وزیری را به یایر لاپید ، رهبر یش آتید ، یک حزب چپ میانه تسلیم کند.

و در اینجا انقلاب مشروطه نهفته است.

آقای بنت اکنون نخست وزیر جزئی است. آقای لاپید طی دو سال نخست وزیر جزئی خواهد شد. در حقیقت ، هیچ یک از آنها به دلیل قانونی که در عمل به هر حق وتو امکان پذیر است ، بدون رضایت دیگری نمی توانند کاری انجام دهند. بنابراین نتیجه چیزی شبیه سیستم روس باستان دو کنسول و کمتر شبیه سیستم سنتی اسرائیل یک نخست وزیر است.

یک دولت وحدت با نخست وزیر چرخشی ایده اصلی نیست. در دهه 1980 ، اسرائیل توسط یک دولت وحدت بسیار موفق تحت رهبری ییتزاک شامیر از حزب لیکود و شیمون پرز کارگر اداره می شد. اما در آن زمان ، نخست وزیر علی البدل وجود نداشت ، همانطور که در دولت بنت-لاپید وجود دارد. آقای شامیر و آقای پرز مجبور شدند بدون هماهنگی قانونی ، مشارکت خود را دنبال کنند که قدرت نخست وزیر در تصمیم گیری خود را کاهش دهد. وقتی آقای پرز نخست وزیری خود را به پایان رساند ، استعفا داد و آقای شامیر منصوب شد.

یک سال پیش ، آقای نتانیاهو با رقیب خود بنی گانتز با قول دادن به وی دولت پس از دو سال آقای گانتز دولت را تشکیل داد. اما به دلیل عدم اعتماد بین آنها ، تغییری در ساختار قانون اساسی ایجاد شد. آقای گانتز نخست وزیر علی البدل شد. این البته کمک چندانی نکرد زیرا آقای نتانیاهو هرگز واقعاً قصد نداشت رقیب خود را جایگزین وی کند. و بنابراین این ترتیب انصافاً سریع منحل شد و دولت به طور قابل پیش بینی به بن بست رسید.

آقای بنت و آقای لاپید همکاری خود را بسیار دوستانه تر آغاز می کنند و به نظر می رسد که آنها قصد دارند این همکاری را عملی سازند. هنوز هم آنها تصمیم گرفته اند که سیستم تقسیم نیرو را که توسط پیشینیان خود توسعه داده شده است ، حفظ کنند. آنها نیاز دارند: با داشتن تعداد کمی از نمایندگان مجلس برای حمایت از وی ، حق وتوی آقای بنت اطمینان او در برابر بیش از حد پیر شدن شرکای خود است. آقای لاپید به نوبه خود به وتوی خود احتیاج دارد تا اطمینان حاصل کند که فقط قدرت کامل را به رقیب خود نداده است. علاوه بر این ، این فقط یک ائتلاف گسترده بود که می توانست به هدفی که آنها مشترک داشتند ، برسد: نشسته نشدن آقای نتانیاهو.

بنابراین دلایل خوبی برای بازگشت به آنچه قرار بود یک بار تنظیم شود وجود داشت. مسئله این است که اکنون سخت است که شاهد ائتلافی در آینده باشیم که از همان ترتیب استفاده نکند.

اسرائیل که به دلیل ناتوانی در تشکیل دولت در دو سال چهار انتخابات برگزار کرده است ، کشوری متلاشی و قطبی است. اکثریت حاکمیتی طبیعی وجود ندارد و به نظر می رسد برای تشکیل دولت در سالهای آینده ائتلاف های پیچیده ای لازم باشد. در چنین شرایطی ، همیشه حزبی وجود دارد که می تواند ائتلافی ایجاد کند یا آن را بشکند. رهبر چنین حزبی همیشه خواهان قدرت بیشتر است. اگر آقای گانتز ، با نصف صندلی های لیکود آقای نتانیاهو ، می توانست چنین تقاضا کند – و برای همین موضوع ، اگر آقای بنت ، با یک سوم از یش آتید ، چنین تقاضا کند – پس توافق نامه های تقسیم قدرت همان چیزی است که آینده ما در انتظار است. به جای اینکه یک نخست وزیر قدرتمند داشته باشیم ، همانطور که رسم سیاسی اسرائیل بود ، اکنون دو نفر خواهیم داشت.

آیا این به یک بن بست دائمی منجر نخواهد شد که در آن هیچ رهبر قادر به تصمیم گیری های جسورانه و ضروری نباشد؟ شاید بعضی اوقات. موضوع بحث برانگیز کنترل اسرائیل بر کرانه باختری را در نظر بگیرید. در یک دولت تقسیم قدرت ، کسانی که معتقدند اسرائیل باید شهرک های خود را در آنجا تخلیه کند ، راه خود را پیدا نمی کنند. کسانی که معتقدند اسرائیل باید مناطقی از خاک را ضمیمه خود کند نیز به آنها تعلق نخواهد گرفت. یا مسئله ازدواج مدنی را که در اسرائیل نیز بحث برانگیز است ، در نظر بگیرید. طرفداران اجازه چنین ازدواج هایی حتی در صورت داشتن آرا قادر به تصویب قانون نخواهند بود ، زیرا در این دولت آنها قدرت بیش از قدرت جناح های کوچکتر – یعنی احزاب مذهبی – مخالف ازدواج مدنی ندارند.

واضح است که بلاتکلیفی و انسداد خطرات واقعی برای آینده تقسیم قدرت سیاسی ما است. اما فواید بالقوه ای نیز دارد. گرچه در این شرایط حل و فصل مسایل عمده مشاجره مانند سرنوشت کرانه باختری و نقش دین در جامعه دشوار است ، اما در نهایت ممکن است حل و فصل سایر موارد – از جمله موارد واضح ، مانند تصویب بودجه پس از دو سال بدون یک مورد ، اجازه دادن به برخی از حمل و نقل عمومی در روز شنبه برای سرانجام اختصاص منابع لازم برای مقابله با موج جرم در جامعه عرب اسرائیل.

در زمانی که دو قطبی شدن تهدیدی جدی اجتماعی و سیاسی است ، ممکن است اسرائیل به طرز ناخوشایندی در چاره ای بیفتد: یک رژیم مصالحه ای اجباری. اگر این دولت موفق باشد – همانطور كه ​​هر اسرائیلی امیدوار است – نتیجه این امر می تواند تمدن و اجماع مورد انتظار ما باشد.

شموئل روزنر (rosnersdomain) ستون نویس مستقر در تل آویو و یکی از اعضای ارشد موسسه سیاست گذاری یهودیان و از بنیانگذاران پروژه روزنامه نگاری TheMadad.com است.

تایمز متعهد به انتشار است تنوع حروف به سردبیر ما می خواهیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر مقاله ما بشنویم. در اینجا برخی از نکات. و ایمیل ما این است: نامه هاnytimes.com.

قسمت نظرات نیویورک تایمز را در دنبال کنید فیس بوک، توییتر (NYTopinion) و اینستاگرام.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>