نظر | این خشونت پلیس است که شورش سیاه را دامن می زند

[ad_1]

قانون کنترل جنایت و خیابان های ایمن سال 1968 جانسون با سرمایه گذاری بی سابقه خود در اجرای قانون محلی ، یک راه حل کوتاه مدت ارائه داد که به یک واقعیت بلند مدت تبدیل شد. همانطور که ایالات متحده جنگ ویتنام را در خارج از کشور انجام می داد ، سیاست گذاران فدرال خط لوله ای را برای ارائه آموزش کنترل شورش ، سلاح های اضافی ارتش و نوآوری های فن آوری به پلیس به منظور مهار رادیکالیسم سیاسی داخلی و شورش سیاه ساخته بودند. این قانون با 400 میلیون دلار هزینه اولیه (حدود 3 میلیارد دلار امروز) برای كنترل جرم ، این شهرها را قادر می سازد تا پلیس را به مناطقی كه به نظر می رسد مستعد خشونت هستند ، سرازیر كنند.

جوامع سیاه ، پورتوریكویی و آمریكایی-مكزیكی مدتها بود كه تحت نظارت هدفمند ، برخوردهای مكرر با پلیس ، دستگیری های گسترده ، بازرسی های غیرقانونی و وحشیانه كامل قرار داشتند. اما بعد از قانون خیابان های ایمن ، ساکنان شهرهای بزرگی مانند نیویورک ، شهرهای متوسط ​​مانند ققنوس و شهرهای کوچکتر مانند واترلو ، آیووا ، با زرادخانه هایی که در اختیار دارند ، توسط پلیس گشت زنی می شوند: کربن های AR15 و M4 جدید ، کلاه ایمنی ، سه کلاه ایمنی باتوم پا ، ماسک ، وسایل نقلیه زرهی ، رادیوهای دو طرفه ، گاز اشک آور – این تکنیک ها ، سلاح ها و ابزارها به هزاران شهر در سراسر ایالات متحده سرازیر می شود.

خشونت جمعی که این قانون فدرال ناخواسته به آن دامن زد ، نتیجه حضور بیش از حد قابل پیش بینی پلیس بود. شورش ها معمولاً زمانی آغاز می شوند که مجری قانون ، اغلب با خشونت ، در کارهای روزمره دخالت می کند. این اتفاقات زمانی رخ داد که به نظر می رسید پلیس بی دلیل در آنجا حضور دارد یا وقتی پلیس در امور قابل حل داخلی (مثلا در اختلافات بین دوستان و خانواده) مداخله می کند. شورش ها اغلب از زمانی آغاز می شوند که پلیس قوانینی را اجرا می کند که تقریباً هرگز در محله های سفیدپوست اعمال نمی شود (قوانینی علیه تجمع در گروه هایی با اندازه خاص یا مانند یک “فرد مشکوک” رفتار می کند). به همین ترتیب ، وقتی پلیس نتوانست به ساکنین حسن نیت ارائه می دهد که حسن نیت ارائه می دهد به سفیدپوستان (اجازه می دهد نوجوانان سفیدپوست در پارک یک نوشیدنی بخورند اما نوجوانان مکزیکی-آمریکایی را به دلیل همان رفتار دستگیر می کنند) ، آنها فوران کردند.

یک پسر نوجوان سیاه پوست که در قیامی در اوت 1969 در دکاتور ، ایالت مریض سنگ پرتاب کرد ، گفت: “اگر آنها فقط ما را تنها بگذارند ، مشکلی پیش نخواهد آمد.” راه حل عقل سلیم وی واکنش مستقیم به یک مسئله آشکار بود. عصبانیت همیشه هنگامی که پلیس عادی زندگی می کرد ممکن بود و اغلب فقط مشاهده پلیس کافی بود تا واکنش خشونت آمیز را برانگیزد. در طی یک نبرد پنج روزه بین پلیس و ساکنان سیاه پوستان در یورک ، پا. ، در ژوئیه 1968 ، یک خبرنگار از یک شرکت کننده مرد پرسید ، “چرا جوانان سیاه پوست یوروئیکی به سمت پلیس سنگ و بطری پرتاب می کنند؟” مرد جوان پاسخ داد ، “چرا پلیس با چماق به سر مردم ضربه می زند؟”

این “چرخه” ای بود که نابرابری نژادی را ریشه دواند و این ملت را در مسیر زندانیی گسترده قرار داد: الگوی مکرر بیش از حد سیاست و شورش ، خشونت پلیس و خشونت در جامعه ، که به تعریف زندگی شهری در جوامع جدا از هم درآمد کم رنگ کمک می کند آن زمان و امروز. این چرخه با افسران پلیس آغاز شد ، آنها “مانند یک سرباز اشغالگر در یک کشور خصمانه خصمانه” در محله های یهودی نشین آمریکا حرکت می کردند ، همانطور که جیمز بالدوین در سال 1960 مشهور مشاهده کرد ، به طوری که حضور آنها – بی حوصلگی قابل درک آنها نسبت به نابرابری در اطراف آنها – احساس می شود به خودی خود خشن است.

همانطور که این چرخه در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 در شهرهای بزرگ و کوچک در سراسر ایالات متحده اجرا می شد ، برای دهه های آینده پویایی بین ساکنان و پلیس را ایجاد کرد ، و پایه “تحمل صفر” و پلیس “پنجره های شکسته” را ایجاد کرد با اعمال تهاجمی سوdem پیشینه ها به منظور جلوگیری از بی نظمی مشخص می شود. همانطور که شورش ها از دهه 1970 و بعد از آن ادامه داشت (اگرچه با فراوانی کسانی که در دوران فوری حقوق پس از مدنی نبودند) ، چرخه ناگسستنی باقی ماند ، و نشان داد که پلیس تهاجمی تمایل به تحریک خشونت دارد ، به ویژه هنگامی که ساکنان اعتراض خود را نشان می دهند که سپس تحت آن قرار می گیرند.

عواقب این چرخه ، گاهی اوقات ، به شکل خشونت جمعی که همه آمریکایی ها شاهد آن بوده اند ، به وجود آمده است: در میامی در 1980 ، در لس آنجلس در 1992 ، در سینسیناتی در 2001 و در سال های اخیر در فرگوسن ، م. ، بالتیمور ، و در مینیاپولیس تابستان گذشته. هر یک از آنها با نمونه ای از خشونت پلیس راه اندازی شد. هر یک خواستار “قانون و نظم” بیشتر است. هر یک از آنها پلیس های شدیداً نظامی شده ای را برای مقابله با ساکنانی که علیه سیستم بزرگتری از ستم می جنگند ، درگیر کرده است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>