نظر | دانشکده پزشکی به دوز علوم انسانی نیاز دارد


این رویکرد ریشه های طولانی دارد. برخی از بهترین وقایع نگاری تمدن ما در مورد شرایط انسانی ، پزشکان راویانی بوده اند که تصمیم گرفتند خود داستان پردازی را شروع کنند: آنتون چخوف ، ویلیام کارلوس ویلیامز ، واکر پرسی ، الیور ساکس – و امروز نویسندگان مستعدی چون آتول گاوند ، دانیلا لاماس (یک تایمز) نظر دهنده) ، سیذارتا موکرجی و وینسنت لام. این یک ضرر بزرگ برای علوم انسانی و به طور کلی برای خوانندگان بوده است ، که تعداد نسبتاً کمی از پزشکان خود را به عنوان داستان نویس تصور می کنند. اما شاید این در حال تغییر است.

شایان ذکر است که مشهورترین پزشک در آمریکا در دوران کوید یک انسان گرای متعهد است. آنتونی فاوسی ، مدیر انستیتوی ملی آلرژی و بیماری های عفونی ، در دبیرستان عاشق علوم انسانی شد و در رشته آثار کلاسیک در کالج صلیب مقدس در ماساچوست. هنگامی که او در مورد زندگی بعد از دانشگاه تعمق می کرد ، “این تنش وجود داشت: آیا این علوم انسانی و کلاسیک است ، یا علم؟” او سال گذشته به نیویورکر گفت. “و هنگامی که آن را تجزیه و تحلیل کردم ، به نظر من رسید که پزشک بودن ترکیب کاملی از هر دو آرزو است.”

همانطور که این پزشکان اومانیست به خوبی می دانند ، تاریخ ، ادبیات و فلسفه فقط زمینه های آموزش خوبی برای یک روش همدلی در کنار تخت نیستند. آنها س onالات بزرگ درمان و رنج را روشن می کنند. اما سخت است كه وقتی بسیاری از ما طعمه علایق تحقیقاتی باریكتر می شویم و فرصتی برای كاوش كلی در جهان نمی دهیم ، اومانیست ها در مورد س questionsالات بزرگ حرفهای معناداری برای گفتن دارند.

سی پی اسنو ، رمان نویس و شیمی دان انگلیسی ، در سخنرانی اصلی خود در سال 1959 “دو فرهنگ” نوشت که روشنفکران اومانیست که وی می دانست دانشمندان را “به عنوان متخصصان نادان” اخراج کردند – با این حال اکثر آنها نمی توانند قانون دوم ترمودینامیک را تعریف کنند. وی نوشت: “نادانی و تخصص خاص آنها کاملاً حیرت انگیز است.” مرجع فرهنگی علوم سخت از زمان دکتر اسنو تاکنون رشد کرده است – و انسان گرایان حتی بهای پرهیزکاری خود را می پردازند.

در مورد این اتهام – که اعتراف می کنم ، تا حدودی قابل تأیید است ، به دلیل تعداد کمی پست مدرنیست رادیکال در صفوف ما – که انسان گرایان در دانشگاه “تجربه گرایی و شواهد” را نادیده می گیرند ، همانطور که لانست گفته است ، چطور؟ دقیق تر اینکه بگوییم انسان گرایان شواهد را آنقدر جدی می گیرند که بر مشاهده آن از نقاط مختلف و شناختن دیدگاه محدود شخص تأکید می کنند.

این احتیاط معرفتی برای متخصصان پزشکی نیز ارزش دارد. مانند همه متخصصان ، آنها اسیر الگوی خطای فعلی و فرضیات پنهان رشته خود هستند. این پارادایم ها برای کار علمی بسیار مهم هستند ، اما در عین حال ، یک الگوی می تواند “جامعه را از آن دسته از مشکلات مهم اجتماعی که به شکل پازل قابل کاهش نیستند ، عایق بندی کند ، زیرا نمی توان آنها را از نظر ابزارهای مفهومی و ابزاری بیان کرد. توماس کوه ، فیلسوف علم ، در “ساختار انقلاب های علمی” نوشت.

چنین نگرشی برای دوره های مقدماتی آماده سازی دانش آموزان برای امتحانات هیئت مدیره مناسب نیست. آقای کسلر ، دانشجوی پزشکی در دانشگاه واشنگتن ، گفت: “آنچه ما در دوره های علوم پایه یاد می گیریم این است که این عینی است ، 100 درصد درست است ، و این تنها راه مشاهده آن است.” “علوم انسانی نمی تواند دورتر از آن باشد. روشهای زیادی برای تفسیر تربیت فرهنگی مردم و تفسیر داستانهای آنها وجود دارد و دیدن آنها در چندین نور برای مراقبت عادلانه همه مهم است. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>