نظر | دو بحران محافظه کاری

[ad_1]

طی چند ماه گذشته من یکی از معلمان دوره ییل با عنوان “بحران لیبرالیسم” در مورد چالش های اخیر نظم لیبرال از طرف پوپولیست ها و ترقی خواهان ، سوسیالیست ها و ملی گراها ، چپ و راست بوده ام.

این کلاس به عنوان یک کلاس تا حدودی گسترده ، حاوی تعدادی داستان است که به تنهایی می تواند یک درگیری را برای یک ترم طول بکشد. یکی درباره شرایط عجیب محافظه کاری آمریکایی است که در آن همزمان دو بحران ، یکی طبیعی و دیگری وجودی اتفاق می افتد.

بحران طبیعی یک بحران حزبی است ، نوعی که همه ائتلاف های سیاسی را آزار می دهد. حزب جمهوری خواه 40 سال پیش حول مجموعه ای از درخواست ها به هم پیوست که رهبران آن را قادر به کسب اکثریت اکثریت های ریاست جمهوری و تعیین دستور کار ملی کرد. در یک زمان خاص ، موضوع تغییر کرد ، جمعیت شناسی کشور نیز تغییر کرد و GOP تلاش کرده است خود را با شرایط سازگار کند – دوچرخه سواری از طریق محافظه کاری دلسوزانه ، محافظه کاری Tea Party و پوپولیسم ترامپ گرایی بدون بازتولید موفقیت رونالد ریگان.

از این نقطه نظر ، دیوانگی فعلی حزب جمهوری خواه ناشی از قرار گرفتن در یک نسخه گسترده ، روز Groundhog از وضعیت 1980 حزب حزب دموکرات است ، که در آن بازسازی های حزب ناکام می ماند ، اما قطب بیشتر حزبی دوره ما هنوز رقابت در انتخابات را حفظ می کند. در این صورت ، شما می توانید سرانجام یک قطعنامه عادی تصور کنید ، که در آن جمهوری خواهان مجدداً اکثریت های واقعی واقعی را تطبیق داده و برنده شوند ، یا تا زمانی که دیوانگی آنها برطرف شود ، از وضعیت اقلیت واقعی ناکام مانده و کاهش می یابند.

اما در زیر این بحران حزب ، بحران عمیق تری وجود دارد که باید به آنچه محافظه کاری تحت یک نظم لیبرال برای حفظ واقعی آن وجود دارد ، انجام شود.

یک پاسخ قدرتمند این است که محافظه کاری تحت لیبرالیسم باید از کالاهای انسانی دفاع کند که با افکار لیبرالی که به افراط رسیده اند ، تهدید می شوند. خانواده ، وقتی آزادی لیبرال به یک فردگرایی فرساینده تبدیل شود. مذهب سنتی ، هنگامی که تحمل لیبرال به یک سکولاریسم ستیزه جو و خرافی تبدیل شود. جامعه محلی و دانش محلی ، در برابر اطمینان متخصص و تمرکز بوروکراتیک. وقتی سلایق دموکراتیک تبدیل به فلسفی گرایانه یا روشنفکران لیبرال می شوند ، به عظمت هنری و فکری تبدیل می شوند. استعداد فردی کارآفرین یا تاجر ، در برابر انگیزه های تساوی برابری طلبی و قدرت تحریک کننده انحصار.

نیازی به گفتن نیست که حق همیشه به خوبی یا عاقلانه در این نبردها نرفته است. اما این درگیری ها باعث شده است که محافظه کاران سهم آشکاری در نظم لیبرال داشته باشند ، دلیلی که باید در نهادها و مجادلات آن سرمایه گذاری شود ، حتی اگر بعضاً ممکن است در صحت برخی از اصول آن شک کنند.

بنابراین ، این س isال وجود دارد که وقتی دلایل آن سرمایه گذاری ضعیف می شود ، وقتی چیزهایی که تصور می شود خودشان از آنها صرفه جویی می کنند ، به نظر می رسد چه اتفاقی می افتد؟

در دوره ای که نه تنها خانواده دو پدر و مادر بلکه فرزندآوری و رابطه جنسی نیز در معرض گرفتگی قرار دارند ، حفظ خانواده به چه معناست؟ دفاع از دین سنتی در کشوری که ایمان نهادی یا پوچ است و یا به سرعت در حال زوال است ، به چه معناست؟ وقتی به نظر می رسد اینترنت هر بحث سیاسی و فرهنگی را ملی می کند ، چگونه از بومی گرایی دفاع می کنید؟ هنگامی که تکرار پاپ بر فرهنگ حاکم است ، و دانشگاه های بزرگ حتی با نوعی محافظه کار فرهنگی که رأی دموکرات ها دارد خصمانه می شوند ، حفظ سنت های انسان گرایانه غرب یعنی چه؟

آزادیخواهان می گویند حداقل شما هنوز می توانید از یک کارآفرین قهرمان دفاع کنید – با این تفاوت که آخرین موج خلاقیت تجاری به سرعت در انحصارهای گیج کننده دره سیلیکون ، که باعث چرخش عمومی شرکت ها علیه اشکال فرهنگی و مذهبی محافظه کاری نیز می شود ، پدید آمد.

این مجموعه مشکلات ترکیبی از رادیکالیسم ، جناح گرایی ، تخمیر و هنر پرفورمنس را توصیف می کند که مشخصه راست معاصر است. در واقع ما دیگر چه چیزی را حفظ می کنیم؟ این س theال است و پاسخها از دوره عتیقه (دانشکده انتخاباتی) گرفته تا سمی (تصور سفیدپوستانه از آمریکا) گرفته تا احزاب خشن (حق پیروزی) تا اساسی ترین و راضی کننده ترین: لبها هرچه مخالف باشند ، ما طرفدار آن هستیم.

در همین حال ، در مرکز و راست-لیبرال راست ، این احساس وجود دارد که راه نجات از این آشفتگی محافظه کاران شایسته است که مجدداً به نظم لیبرال بپردازند – “برای سازماندهی و ترسیم خط روشن بین خود و غیر لیبرالها از طرف خود ، “همانطور که همکار من دیوید بروکس این هفته گفت.

اما این ممکن است کافی نباشد. در پایان ، محافظه کاران باید اعتقاد داشته باشند چیزهایی که آنها دوست دارند می توانند در نظم لیبرال شکوفا شوند و اگر چیزهایی که فکر می کردید از آنها محافظت می کنید از بین برود غیر منطقی نیست.

بنابراین سوال برای حق ، تعهد نیست ، بلکه ظرفیت است. آیا می توان انرژی های محافظه کار را از برادرکشی و طعمه زدن دور کرد و برای بازسازی ساختارها و م institutionsسسات و عاداتی که کاهش آنها راست را به سمت بحران سوق داده است ، استفاده کرد؟ و آیا نهادهای لیبرال ، به شکل فکری فزاینده ، اجازه می دهند یا تشویق می کنند که اتفاق بیفتد ، یا برای همیشه در راه آن ایستاده اند؟

در ستون های قبلی تأکید کرده ام که چگونه ضعف محافظه کاری تصور یک شورش یا کودتای راستگرایانه موفق علیه نظم لیبرال را دشوار می کند.

اما ضعف پیامدهای موج داری نیز دارد و محافظه کاری تعریف شده توسط ناامیدی و سرخوردگی می تواند تا سالهای سال در بحران های لیبرالیسم محوری باقی بماند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>