نظر | سفر من به پراید

[ad_1]

ژوئن ماه LGBTQ + ماه غرور است ، ماهی که در آن افراد جامعه هویت خود را تأیید می کنند ، فرهنگ خود را جشن می گیرند ، همبستگی خود را نشان می دهند و انسانیت خود را ابراز می کنند. این فرصتی متمرکز برای دیدن مبارزات ، به رسمیت شناختن افتادگان و ارج نهادن به پیشرفت ، در شادی و پیروزی است.

اما باید بگویم که من مبارزات واقعی داشته ام تا بتوانم ساختارهای نهادی دنیای همجنسگرایان را بپذیرم – و مورد استقبال قرار دهم.

(به عنوان سرمقاله ، من از همجنسگرا و بیشتر اوقات کویر ، به عنوان مختصر برای گروه بندی حروف استفاده می کنم. همانطور که انجمن روزنامه نگاران LGBTQ از اصطلاح کوئر توصیه کرده است: با احتیاط استفاده کنید ؛ هنوز هم وقتی به عنوان یک عنوان استفاده می شود بسیار توهین آمیز است و بدون توجه به قصد ، برای بسیاری از افراد LGBTQ همچنان توهین آمیز است. استفاده از آن ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد. “من در اردوگاه احیا هستم.)

بیرون آمدن من غیر متعارف و برای خیلی ها غیر قابل قبول بود. من در اواخر دهه 40 ، بعد از یک ازدواج دگرجنسگرایانه بیرون آمدم. من به عنوان دوجنسگرایانه ظاهر شدم ، که توسط همجنسگرایان و همچنین افراد مستقیم با سوicion ظن و تحقیر مشاهده می شود. و من ظاهراً به اندازه کافی عوارض آشکار همجنسگرایانه را برای برخی افراد ندارم ، اگرچه تعداد کمی از افراد در دبیرستان من هستند که خواهان اختلاف هستند.

حتی اخیراً در مصاحبه ای از من س whyال شد که چرا بیشتر همجنسگرا نیستم ، یا چیزی به همین دلیل ، زیرا افرادی که مرا دنبال می کردند به احتمال زیاد نمی دانستند که من بخشی از جامعه کوئر هستم. من به مصاحبه کننده خود یادآوری کردم که من یک کتاب پرفروش در مورد هویت خود نوشته ام و این کتاب به اپرایی تبدیل شده است که به اولین اپرای یک آهنگساز سیاهپوست تبدیل می شود که در تاریخ اپرا در متروپولیتن نیویورک روی صحنه می رود. کدام مرد کوئر دیگر می تواند چنین ادعایی کند؟ چقدر انسان می تواند بازتر باشد؟

اما دوباره ، این موضوع درمورد تأثیرگذاری بود: من به اندازه کافی نشانه های فرهنگی را پیش بینی نمی کردم. خودم بودن ، به طور طبیعی ، راحت ، به نوعی شبیه پنهان کاری بود.

همه اینها منجر به برخی فشارهای نسبتاً گزنده شده است ، برخی “چگونه جرات می کنید برای جامعه ما صحبت کنید؟” نظرات ، باعث تعجب من شد تا آنجا که من توانستم تشخیص دهم ، این کینه از این واقعیت ناشی شد که تصمیمات ، تعیین و ارائه من به این معنی بود که من توانسته ام از بسیاری از مبارزات که دیگران نمی توانند جلوگیری کنم ، این است که پس از همه بعد از اینکه در کارم راحت بودم ، بعد از اینکه از بسیاری از عواملی که باعث درد من شده بود و باعث درد دیگران شدم ، کار سختی انجام شده بود.

من راهی آسان انتخاب کرده بودم. رنج من ، همانطور که بود ، ناکافی بود.

در اینجا ، مهم است که بگوییم ، این انتقاد تقریباً هرگز از طرف جامعه همجنسگرایان سیاه پوست ، بلکه از طرف سفیدپوستان انجام نشده است. این انتقاد ممکن است از نژاد طلاق گرفته شود ، اما به نظر من ، طلاق کامل غیرقابل تحقق است.

یکی از ناامیدکننده ترین تحقق درباره ملکه گرایی این است که نژادپرستی در آن به همان اندازه قوی و گزنده است که نژادپرستی در جمعیت عمومی.

در واقع ، ممکن است بدتر باشد ، زیرا افرادی که خود به حاشیه رانده شده و با آنها بدرفتاری شده اند نسبت به این تصور که تعصبات خاص خود را دارند کور می شوند. بنابراین سریع به آنها یادآوری می کنم: بله ، نفرت انگیز نیز می تواند متنفر باشد. و برای افراد کویر سیاه این به معنای کاهش دو برابر است.

برای مردم بسیار آسان است که هنگام بحث و بررسی مردان سیاه و سفید کویر ، به جنبش های نژادپرستانه بروند ، ترس از آنها را شیطانی کنند ، و نوعی جذابیت وحشیانه ، حیوانی ، خطرناک را برای آنها پیش بینی کنند. اما ، البته ، این همه ریشه در نژادپرستی دارد ، واقعیتی که من به وضوح می توانم آن را ببینم ، و واقعیتی که من مرتباً علیه آن عصبانی هستم.

این یکی از دلایلی است که من به زندگی در خارج از محافل داخلی قدرت و تفکر همجنس گرایان راضی بوده ام و ترجیح می دهم از سیاه پوستان و همجنسگرایان سیاه پوست احترام بگذارم ، داستان های آنها را بلند کنم و درمورد مبارزاتشان بنویسم.

در بیشتر موارد ، من را در لیست مجلات همجنسگرا پیدا نخواهید کرد. من به توابع دعوت نخواهم شد من بخشی از آن نسخه پراید نیستم. و من با آن در صلح هستم.

نسخه من این است که دوست دارم در کنار فراموش شدگان باشم و به حرف های ناشنیده گوش کنم. من دوست دارم با پیرترهای کویر سیاه پیر صحبت کنم ، کسانی که خرد باور نکردنی می دهند و دیدگاه بسیار ارزشمندی در مورد اینکه چگونه مسیر خاص ما در فضای کویر مشخص است و داستان های ما متعلق به خودمان است ، صحبت می کنند.

من غرور خودم را در قبیله خودم پیدا کردم ، ریشه در غرور نژادی ، ریشه در میراث مقاومت ، ریشه در قدرت حقیقت و قدرت جامعه ، جامعه خودم دارد ، و آن جامعه مرا در آغوش گرفته ، بلند کرده و دوست داشته است من

پاسخ جامعه سیاه به من ممکن است برای کسانی که در خارج از آن وجود دارند عجیب به نظر برسد ، اما از نظر معنوی و فرهنگی متناسب بود. آنچه بیشتر می شنوم این است که ، ما اهمیتی نمی دهیم ، آیا شما مراقب باشید ، ما شما را دوست داریم ، به شما افتخار می کنیم ، برای شما دعا می کنیم.

من در حال سفر برای کامل شدن بودم ، اما این جامعه سیاه پوستان بود که در آغوش خود واقعی من ، کل خود من بود و در نهایت من را کامل کرد.

تایمز متعهد به انتشار است تنوع حروف به سردبیر ما می خواهیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر مقاله ما بشنویم. در اینجا برخی از نکات. و ایمیل ما این است: نامه هاnytimes.com.

قسمت نظرات نیویورک تایمز را در دنبال کنید فیس بوک و توییتر (NYTopinion)، و اینستاگرام.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>