نظر | سلمان رشدی درباره ادبیات

[ad_1]

داستان های شگفت انگیز به من آموختند که رویکردهای داستان گویی متنوع ، تقریباً از نظر امکانات بی نهایت هستند و سرگرم کننده هستند. خارق العاده راهی برای افزودن ابعاد به واقعی ، افزودن ابعاد چهارم ، پنجم ، ششم و هفتم به سه بعد معمول بوده است. روشی برای غنی سازی و تشدید تجربه ما از واقعیت ، به جای فرار از آن در سرزمین خیالی ابرقهرمان-خون آشام.

فقط با به راه انداختن داستان های تخیلی ، تخیل پذیری تخیل ، آوازهای رویایی رویاهایمان ، می توان امیدوار بود که به داستان جدید نزدیک شویم و داستان هایی خلق کنیم که شاید بار دیگر ، جالب تر از واقعیت ها باشد.

خارق العاده نه معصوم است و نه فرار. سرزمین عجایب یک مکان پناهگاه نیست ، حتی لزوما یک مکان جذاب یا دوست داشتنی نیست. این می تواند – در واقع ، معمولاً چنین است – مکانی برای کشتار ، بهره برداری ، بی رحمی و ترس. کاپیتان هوک می خواهد پیتر پن را بکشد. جادوگر در جنگل سیاه می خواهد هانسل و گرتل را بپزد. گرگ در واقع مادربزرگ کلاه قرمزی را می خورد. آلبوس دامبلدور به قتل می رسد و ارباب حلقه ها برده داری کل سرزمین میانه را برنامه ریزی می کند.

می دانیم که وقتی این قصه ها را می شنویم ، می دانیم که حتی اگر “غیرواقعی” باشند ، چون فرش پرواز نمی کند و جادوگرها در خانه های نان زنجبیلی وجود ندارند ، آنها همچنین “واقعی” هستند ، زیرا در مورد چیزهای واقعی هستند: عشق ، نفرت ، ترس ، قدرت ، شجاعت ، نامردی ، مرگ. آنها به سادگی با مسیری متفاوت به واقعیت می رسند. آنها بسیار هستند ، حتی اگر بدانیم که چنین نیستند. به حقیقت صرفاً با تقلید بدست نمی آید. یک تصویر می تواند توسط یک دوربین یا یک قلم مو ثبت شود. یک نقاشی از یک شب پرستاره از حقیقت یک عکس کم ندارد. مسلماً ، اگر نقاش ون گوگ باشد ، بسیار صادقانه تر است ، حتی اگر واقع بینانه تر باشد.

ادبیات داستان خارق العاده – داستان شگفت انگیز ، افسانه ، داستان عامیانه ، رمان جادویی – رئالیستی – همیشه حقایق عمیقی درباره انسان ها ، بهترین ویژگی های آنها و عمیق ترین تعصبات آنها را نیز مجسم کرده است. داستان شگفت انگیز حقایقی را در مورد خودمان به ما می گوید که اغلب ناخوشایند هستند. تعصب را آشکار می کند ، میل جنسی را کاوش می کند ، عمیق ترین ترسهای ما را برملا می کند. چنین داستان هایی به هیچ وجه صرفاً برای سرگرمی کودکان نیستند و بسیاری از آنها در اصل اصلاً برای کودکان نبوده اند. سینباد ملوان و علاladالدین شخصیت های دیزنی نبودند که وقتی سفر خود را شروع کردند.

با این حال ، این یک سن غنی از ادبیات برای کودکان و بزرگسالان جوان دل است. از مکان موریس سنداک “آنجا که چیزهای وحشی هستند” گرفته تا دنیاهای پس از مذهب فیلیپ پولمن ، از نارنیا ، که از طریق کمد لباس به آن می رسیم ، تا دنیای عجیب و غریب از طریق یک باجه عوارضی فانتوم ، از هاگوارتز تا سرزمین میانه ، سرزمین عجایب زنده است و خب. و در بسیاری از این ماجراها ، این کودکان هستند که به قهرمان تبدیل می شوند ، غالباً برای نجات دنیای بزرگسالان. کودکانی که بودیم ، کودکانی که هنوز در درون ما هستند ، کودکانی که سرزمین عجایب را می فهمند ، که واقعیت را در مورد داستان ها می دانند ، بزرگسالانی را نجات می دهند که این حقایق را فراموش کرده اند.

سلمان رشدی رمان نویس ، مقاله نویس و نویسنده کتاب “زبان های حقیقت: مقاله های 2003-2020” است که این مقاله از آن اقتباس شده است.

تایمز متعهد به انتشار است تنوع حروف به سردبیر ما می خواهیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر مقاله ما بشنویم. در اینجا برخی از نکات. و ایمیل ما این است: نامه هاnytimes.com.

قسمت نظرات نیویورک تایمز را در دنبال کنید فیس بوک، توییتر (NYTopinion) و اینستاگرام.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>