نظر | شادی پس از کوید در گروه ها وجود دارد

[ad_1]

و دلیلی وجود دارد که اعتقاد داریم این علائم فقط به دلیل خود بحران ایجاد نشده اند – در واقع از فردی به فرد دیگر منتقل شده اند. مطالعات نشان می دهد اگر همسرتان ، اعضای خانواده یا هم اتاقی تان دچار افسردگی شوند ، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به آن هستید. و سرایت فقط به تعامل چهره به چهره محدود نمی شود: احساسات نیز می توانند از طریق پست های رسانه های اجتماعی و پیام های متنی گسترش یابند.

سرایت عاطفی می تواند تا حدی خستگی به اصطلاح بزرگنمایی را توضیح دهد ، پدیده ای که بیشتر به بی حرکت نشستن ، خیره شدن به سرهای مجازی بزرگ ، احساس خودآگاهی از دیدن انعکاس خود و شعله ور شدن بار شناختی خواندن حالت های برافروخته صورت نسبت داده می شود. علم سرایت نشان می دهد که احساسات منفی که از استفاده بیش از حد از تماس ویدیویی احساس می کنیم ، می تواند تا حدی ناشی از ساعت ها ارتباط با افراد غمگین ، استرس ، تنها یا خسته باشد. (نحوه زنده ماندن در آخرالزمان زومبی: به هر قیمتی از تماس چشمی خودداری کنید.)

هنگامی که برای اولین بار مشخص شد که مردم تشویق می شوند که در خانه بمانند و از ازدحام زیاد پرهیز کنند ، یک شوخی که درونگراها اعلام کرد، “من تمام زندگی خود را برای این لحظه آماده کردم.” اما داده ها داستان متفاوتی را بیان می کنند: در طی همه گیری ، به طور کلی افراد درونگرا بوده اند ، نه افراد برون گرا که افسردگی ، اضطراب ، استرس و تنهایی بیشتری را گزارش کرده اند. برون گراها ممکن است به دنبال ارتباط بیشتری باشند ، اما درون گراها نیز به آن احتیاج دارند – همچنین از تعاملات اجتماعی انرژی می گیرند. در انزوا ، بسیاری از افراد درونگرا ممکن است از اینکه خود را فراموش کرده اند متعجب کرده باشند. آنها جوشش جمعی را نیز از دست داده بودند.

در این بهار ، من مقاله ای درباره لنگیدن نوشتم – رکود و زیبایی بین دره افسردگی و اوج شکوفایی. من هرگز ندیده ام که مردم اینقدر مشتاق بحث در مورد عدم اشتیاق خود باشند. یک پاسخ تلخ از جانب زنی که یک نانوایی در شیکاگو دارد ، ارائه شد که با من گفت که ساعاتی را که برای پخت نان صرف می کرد از دست داده است. شاید این فقط یافتن جریان در یک کار فردی نبود. آیا او می تواند جوش و خروش جمعی پختن با دیگران و یا دیگران را نیز از دست بدهد؟

هنگامی که امیل دورکیم برای اولین بار در مورد جوشش جمعی نوشت ، در سال 1912 ، آستانه جنگ جهانی اول بود و شش سال قبل از آن که آنفولانزای اسپانیایی شیوع مرگبار خود را آغاز کند. اما Roaring Twenties با کمال قدرت آن را برگرداند. مردم با هم آواز و رقص می کردند و با هم تماشا می کردند و ورزش می کردند. آنها فقط جوشش جمعی را در تفریح ​​کم عمق فعالیتهای بیهوده پیدا نکردند. آنها همچنین آن را در لذت عمیق ایجاد با هم و حل مشکلات با هم جعل کردند. آن دهه انفجار هنر عامه پسند مانند جاز و فیلم های گفتگو ، تفریحات مانند اسکی روی آب و پیشرفت های پزشکی مانند انسولین را به همراه داشت.

همانطور که برخی از کشورها شروع به بازگشایی می کنند ، جوشش جمعی به طور طبیعی اتفاق می افتد – و این اتفاق هم افتاده است. تعداد کمتری از زومبی ها که در پایین پیژامه خود در اینترنت پرسه می زنند ، بی صدا از طریق صفحه رایانه خود تماس می گیرند. برخی از ما هیجان برخوردهای خلاقانه در محل کار و هجوم تعطیلات واقعی را از قبل احساس کرده ایم. اما بیرون رفتن از خانه تضمین نمی کند که خوشبختی را به بهترین شکل دنبال خواهیم کرد.

روانشناسان دریافتند که در فرهنگ هایی که افراد به دنبال خوشی به صورت جداگانه هستند ، ممکن است در واقع تنهاتر شوند. اما در فرهنگ هایی که به دنبال اجتماعی – از طریق ارتباط ، مراقبت و مشارکت – به دنبال خوشبختی هستند ، به نظر می رسد که مردم بیشتر به دنبال رفاه هستند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>