نظر | شرکت های فرار از پرداخت مالیات را برای برنامه زیربنایی بایدن پرداخت کنید

[ad_1]

شرکت ها و شرکت های آمریکایی که در ایالات متحده درآمد کسب می کنند ، به اندازه کافی مالیات پرداخت نمی کنند. حتی با افزایش سود ، پرداخت مالیات کاهش یافته است. براساس موسسه مالیات و سیاست های اقتصادی ، پنجاه و پنج شرکت بزرگ کشور – از جمله FedEx ، Nike و غول تجارت کشاورزی Archer Daniels Midland – در سال 2020 ، علی رغم گزارش سود بیش از 40 میلیارد دلار ، مالیات بر درآمد فدرال پرداخت نکردند.

دولت فدرال با انتقال سود کسب شده در ایالات متحده به کشورهایی که نرخ مالیات پایین تری دارند ، به شرکت ها اجازه می دهد از مالیات اجتناب کنند. هر ساله ، بنگاه های آمریکایی ، به ویژه در بخش های فناوری و دارویی ، با گستاخی وانمود می کنند میلیاردها دلار در ایالات کوچک مانند باربادوس ، برمودا و جزایر کیمن کسب می کنند که از همکاری در این زمینه بیش از حد خوشحال هستند. شرکت ها و کشورها هر دو با هزینه ایالات متحده سود می برند.

سیاست گذاران آمریکایی این پادشاهی برهنه را با دورهای کاهش مالیات پاداش داده اند ، اخیراً در سال 2017 ، تا حدی در صورت لزوم برای تحریک شرکت ها برای تقلب توجیه نشده است. کاهش مالیات نیز به عنوان کود جادویی فروخته شده است که باعث رشد سریع اقتصاد می شود.

این سیاست laissez-faire پول را در جیب سهامداران ثروتمند قرار داده و دولت را از درآمد مورد نیاز محروم کرده است. اما نتوانسته است مزایای تبلیغاتی خود را ارائه دهد. اجازه دادن به شرکت ها برای نگه داشتن سهم بیشتری از سود خود نه سرمایه گذاری شرکت ها را مهیب کرده است و نه موجبات رونق اقتصادی قطره ای آمریکایی ها را فراهم آورده است.

چند نمونه بارزتر از شکست ایدئولوژی افتخار بازتاب بازار وجود دارد که طی چند دهه گذشته بر سیاستگذاری اقتصادی واشنگتن مسلط بوده است.

در تصحیح دوره خوش آمدید ، رئیس جمهور بایدن پیشنهاد می کند مالیات بر درآمد شرکت ها را افزایش دهد و پول را برای زیرساخت ها هزینه کند. طرح وی نرخ مالیات قانونی درآمد شرکت ها را از 21 درصد به 28 درصد افزایش می دهد ، که هنوز بسیار پایین تر از 35 درصد قبل از 2017 است. دولت تخمین می زند که طی 15 سال آینده 2.5 تریلیون دلار سرمایه جمع کند.

اقتصاد آمریکا می تواند از دوز سالم لیبرالیسم مالیات و هزینه استفاده کند. همانطور که وزیر خزانه داری ، جانت یلن ، اخیراً و به درستی خاطر نشان كرد ، “با انتخاب رقابت در مالیات ، ما از رقابت در مورد مهارت كارگران و قدرت زیرساختهای خود غافل شده ایم.”

با این حال ، جمع آوری پول بیشتر به آسانی افزایش نرخ مالیات شرکت ها نیست.

طبق تحقیقات اقتصاددانان دانشگاه کالیفرنیا ، برکلی و دانشگاه کپنهاگ ، در سال 2017 شرکت های چند ملیتی 40 درصد از سود خود یا بیش از 700 میلیارد دلار در بهشت ​​های مالیاتی مانند لوکزامبورگ و برمودا را جمع کردند. افزایش نرخ مالیات ، به طور جداگانه ، فرار را تشویق می کند. مثل کشیدن آب با غربال بزرگتر خواهد بود.

بنابراین هسته اصلی برنامه بایدن افزایش نرخ قانونی نیست. بلکه مجموعه ای از اقدامات همراه برای مالیات دادن به سود شرکتهای آمریکایی در کشورهای دیگر است.

بر اساس این طرح ، شرکت ها مشمول 21 درصد مالیات بر درآمد گزارش شده در سایر کشورها هستند ، در کنار 28 درصد مالیات بر سود داخلی. شرکتها اعتبار مالیات پرداختی به دولتهای خارجی را دریافت می کنند. ایالات متحده مابقی را جمع می کند. شرکتی که درآمد یک میلیارد دلاری خود را در کشوری با نرخ مالیات 10 درصد گزارش کرده ، 100 میلیون دلار مالیات در آن کشور و 110 میلیون دلار اضافی به وزارت خزانه داری آمریکا پرداخت می کند. این اصلاح ساده انگیزه انتقال سود به کشورهای با مالیات پایین را به شدت کاهش می دهد.

مناظره نظرات
دولت بایدن چه چیزهایی را باید در اولویت قرار دهد؟

  • ادوارد ال. گلیسر، یک اقتصاددان ، می نویسد که رئیس جمهور باید از برنامه زیرساختی خود به عنوان فرصتی برای “بیرون کشیدن کشور از جیب منطقه بندی” استفاده کند
  • هیئت تحریریه استدلال می کند که دولت باید به توافق هسته ای ایران بازگردد و “در این مرحله ، رویکرد تندرو عقل سلیم را نقض می کند.”
  • جاناتان آلتر می نویسد که بایدن باید آنچه را که FDR در طی افسردگی به دست آورد انجام دهد: “این ایمان را بازگردانید که دولت فدرال با بی اعتمادی طولانی مدت می تواند دستاوردهای ملموس و سریع داشته باشد.”
  • گیل کالینز، ستون نویس نظر ، در مورد خشونت با اسلحه چند س hasال دارد: «یكی ، در مورد لوایح كنترل اسلحه چطور؟ مورد دیگر این است که فیلیبستر چیست؟ آیا این همه جمهوریخواهان می دانند که چگونه انجام دهند؟ ”

تنظیم نرخ مالیات بر سودهای خارجی در همان سطح نرخ سود داخلی ، انگیزه های تغییر سود را بیشتر کاهش می دهد. اما در میان دموکراسی های توسعه یافته که سازمان همکاری اقتصادی و توسعه را تشکیل می دهند ، متوسط ​​نرخ مالیات شرکت ها 23.5 درصد است. نرخ مالیات بیشتر بر سودهای خارجی می تواند برخی از فعالیتهای قانونی شرکتهای آمریکایی را در یک رقابت ناخوشایند قرار دهد.

دولت بایدن نیز برای ایجاد توافق بین المللی برای تعیین حداقل نرخ مالیات بر درآمد شرکتها تحت فشار است ، بنابراین شرکتهای خارجی نمی توانند به استفاده از بهشتهای مالیاتی ادامه دهند. این منافع فراتر از ایالات متحده است. کشورهای در حال توسعه به ویژه به درآمد مالیات شرکت ها متکی هستند. صندوق بین المللی پول تخمین می زند که جابجایی سود 200 میلیارد دلار درآمد سالانه را از آنها می گیرد.

توافق بین المللی اما پیش شرط اجرای توازن برنامه بایدن نیست. تجارت مشروع خارجی شرکتهای آمریکایی بیشتر در کشورهایی با نرخ مالیات شرکتی نسبتاً بالا انجام می شود. و حتی بدون معامله ، ایالات متحده می تواند به بهشت ​​های مالیاتی فشار وارد کند.

طرح بایدن مجازات های مالیاتی را برای سلاح های آمریکایی شرکت های خارجی مستقر در کشورهایی که نرخ پایین دارند ، اعمال می کند. دولت اوباما در سال 2010 استراتژی مشابهی را برای سرکوب فرار مالیاتی افراد ثروتمند از طریق جریمه کردن بانک های خارجی که اطلاعات مشتری را به سرویس درآمد داخلی نمی دادند ، اعمال کرد.

شرکت ها و بسیاری از اقتصاددانان هشدار می دهند که افزایش نرخ مالیات با افزایش بازده لازم برای سودآوری یک سرمایه گذاری ، باعث دلسردی سرمایه گذاری می شود. آنها می گویند که کارگران نیز به دلیل رشد کند دستمزد ، درد ناشی از افزایش نرخ مالیات را احساس خواهند کرد.

اما تاریخ اخیر چنین پیش بینی های ناروایی را نفی می کند. از این گذشته ، قبل از کاهش مالیات سال 2017 ، شرکت های آمریکایی هر ساله حدود 40 درصد مالیات بر درآمد بیشتری پرداخت می کردند. مقایسه با سایر کشورهای پیشرفته نیز آموزنده است. در ایالات متحده ، بر اساس داده های OECD ، مالیات بر سود شرکت ها فقط 0.96 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال 2018 بوده است ، در حالی که در متوسط ​​دموکراسی توسعه یافته 3.14 درصد است.

همچنین ارزیابی سیاست اقتصادی صرفاً بر اساس سهم آن در رشد کلی اقتصادی ، اشتباه است. توزیع رفاه نیز مهم است. مالیات دادن به شرکت ها برای پرداخت هزینه خدمات عمومی یک تجارت ارزشمند است. و دلیل خوبی وجود دارد که فکر کنیم تأثیر منفی روی سرمایه گذاری شرکت ها و بر روی دستمزدها احتمالاً نسبتاً ناچیز باقی بماند.

مالیات بر درآمد برای حمایت از سرمایه گذاری طراحی شده است. به عنوان مثال دولت به شرکت ها اجازه می دهد تا سود بهره را از درآمد مشمول مالیات کسر کنند. شرکتی که برای ساخت یک کارخانه وام گرفته است فقط سودهای بیش از هزینه وام را پرداخت می کند. پولی که مشمول مالیات می شود بیشتر آن چیزی است که اقتصاددانان آن را بازدهی مازاد می خوانند و آنچه لوئیزیایی ممکن است آن را لگنیپا بنامد – سود بیشتر از آنچه برای ایجاد انگیزه در سرمایه گذاری لازم است.

دولت بایدن همچنین آخرین لایه تقویت مالیات بر درآمد را پیشنهاد می کند: الزامی که شرکتهایی که درآمدشان بیش از 2 میلیارد دلار در سال است ، حداقل 15 درصد از درآمد گزارش شده به سرمایه گذاران را پرداخت کنند. طبق کمیته مشترک مالیات کنگره ، متوسط ​​چند ملیتی آمریکایی در سال 2018 فقط 7.8 درصد از درآمد خود را در مالیات شرکت های بزرگ پرداخت کرده است ، بنابراین تحمیل حداقل بالاتر از جذابیت سیاسی آشکاری برخوردار است.

اما شرکت هایی که کمتر از 15 درصد درآمد مالیات می پردازند ممکن است از تخفیف های مالیاتی که برای یک هدف عمومی مشروع استفاده می کنند ، مانند تشویق هزینه های تحقیق یا سرمایه گذاری در توسعه مسکن ارزان قیمت ، استفاده کنند. اگر حداقل مالیات جایگزین اجازه آن تخفیف ها را بدهد ، پول زیادی بدست نخواهد آورد. اگر شامل این وقفه ها نباشد ، این اهداف را تضعیف می کند. در عمل ، این انتخاب بین یک حرکت بی معنی و یک اشتباه است.

کنگره می تواند به جای استفاده از حداقل مالیات جایگزین برای وصله مشکلات کد مالیاتی اولیه ، مستقیماً به استفاده از تخفیفات مالیاتی موجود بپردازد. تغییرات لازم تحت یک ساختار واحد مالیات بر درآمد شرکت انجام می شود و باید باشد. نرخ قانونی را بالا ببرید ، با استفاده از بهشتهای مالیاتی خارجی مقابله کنید و چیز خوبی برای ملت بخرید.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>