نظر | محافظه کاران چگونه می توانند آموزش و پرورش را تغییر شکل دهند

[ad_1]

پس از صرف چند ستون برای بررسی مباحث فعلی در مورد تاریخ و نژاد و تحصیلات ، قصد داشتم قدم بردارم و درمورد اینکه چرا تلاش محافظه کارانه برای استفاده از قوانین ایالتی برای جلوگیری از نظریه های آموزشی مترقی جدید در نهایت شکست بخورد ، نوشتم

اما گاهی اوقات کسی ابتدا نسخه بهتری از ستون مورد نظر شما را می نویسد و چند روز پیش ساموئل گلدمن ، استاد دانشگاه جورج واشنگتن و نویسنده سایت TheWeek.com ، دقیقاً همین کار را انجام داد. گلدمن با استناد به سابقه طولانی تلاشهای محافظه کارانه نافرجام برای مبارزه با تغییرات فرهنگی لیبرال با واکنش قانونی ، خاطرنشان کرد که در مورد آموزش ، “کتابهای قانونی جایی است که اصلاحات درسی محافظه کارانه از بین می رود.” مسئله فقط این نیست که اساسنامه های جدید بسیار گسترده یا بیش از حد مبهم هستند. “این است که آنها ایده ها را به جای ساختار و پرسنل م institutionsسسات آموزشی هدف قرار می دهند.”

به این معنا که گلدمن این قانونگذاران نیستند ، بلکه بورکرات ها ، مدیران و در نهایت معلمان هستند که واقعاً تعیین می کنند چه چیزهایی در مدرسه تدریس می شود – و تا زمانی که نهادهایی که کارکنان آموزش عمومی را آموزش می دهند و نماینده آنها هستند تحت سلطه لیبرال ها قرار بگیرند ، روندهای ایدئولوژیک در آن م institutionsسسات بسیار زیاد است. مهمتر از هر تلاشی برای وضع قانون علیه آنها است.

این دقیقاً واکنش را بی ربط نمی کند. در مورد ترجمه ، مثلاً آموزش تنوع چهره ای مانند رابین دی آنجلو به آموزش K-12 ، تردیدهای لیبرال زیادی وجود دارد ، و واکنش های محافظه کارانه ممکن است ستون فقرات لیبرال را سخت کند. از طرف دیگر ، با ارتباط این تردیدها با فاکس نیوز و رون دسانتیس ، می تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

اما در هر صورت تصمیم گیرندگان اصلی لیبرال های مستقر در مذاکره با فعالان سمت چپ آنها هستند و تحول طولانی مدت سیستم فراتر از کنترل مستقیم محافظه کارانه است.

آیا ممکن است غیر از این باشد؟ گلدمن دو راهی را تصور می کند که محافظه کاران می توانند مستقیماً آموزش و پرورش آمریکا را تغییر شکل دهند. اولین مورد نسخه چشمگیرتری از جنبش انتخاب مدرسه است ، تغییر جهت به کثرت گرایی آموزشی است که در آن پول عمومی بیشتری در اختیار گزینه های خصوصی قرار می گیرد ، محافظه کاران (و دیگران) را قادر می سازد تا گزینه های موجود را برای مدارس دولتی و بوروکراسی آموزشی به طور چشمگیری مقیاس بندی کنند. .

دوم تلاش برای “راهپیمایی طولانی از طریق م institutionsسسات موجود” ، که در آن محافظه کاران “خود را وقف تأثیرگذاری بر مدارس دولتی در هر ظرفیت و در هر سطح آموزشی” می کنند ، و مشاغل اغلب ناخوشایند را در یک موسسه آموزشی لیبرال پذیرفته و یک جامعه فدرالیست ایجاد می کنند برای مربیان و حفظ ذهنیت فعال در طول سالها و دهه های مورد نیاز برای نفوذ دائمی.

مشكل مدل اول تعصب وضع موجود اكثر والدين آمريكايي است كه آنقدر از مدارس دولتي خود راضي هستند كه در ديدن هزينه هاي مالياتي خود براي تنوع بخشيدن به سياست ترديد داشته باشند. همانطور که گلدمن به طور خشک آن را بیان می کند ، مشکل ایده دوم این است که محافظه کاری آمریکایی “با اشتغال عمومی خصمانه است ، نسبت به نهادهای رسمی مشکوک است و از برنامه ریزی های طولانی مدت بی تاب است.”

من فکر سوم دارم. جمهوری خواهان در تعارض گسترده خود با مجموعه دانشگاهی که لیبرال تر و یکنواخت تر می شود ، ادعا می کنند که برای تنوع فکری و عقیدتی ایستادگی می کنند. اما سلاح های آنها تقریباً همیشه مجازات کننده است: تهدید به اخراج یا قطع بودجه ، یا در غیر این صورت تلاش های تصادفی برای جلوگیری از استخدام های خاص ، مانند جنگ اخیر بر سر اینکه آیا دانشگاه کارولینای شمالی باید به همکار من نیکول هانا-جونز حق تصدی بدهد.

اگر محافظه کاران از قدرت کیف پول برای ساختن استفاده کنند و ثابت کنند چشم انداز آنها از دانشگاه امکان پذیر است ، چه می کنید؟ اجازه دهید دسانتیس کالج معلمان جدیدی را در فلوریدا تأسیس کند ، نه تنها برنامه درسی بلکه تصمیمات مربوط به استخدام و پذیرش تحت نظارت هیئت منصوب شده توسط هر دو حزب سیاسی در قوه مقننه. یا اجازه دهید رئیس جمهور بعدی جمهوری خواهان گروهی از دانشگاه های دولتی ملی را با ساختار مشابه ، با هیئت مدیره منصوب شده توسط میچ مک کانل و چاک شومر ، یک برنامه درسی اصلی ایجاد شده توسط منصوبان دانشگاهی دو حزب ، افسران پذیرش منصوب شده توسط همان ها ، ایجاد کند.

این ایده ها ممکن است کاملاً شکست بخورند. ایده چنین کنترل مستقیم سیاسی بر حاکمیت دانشگاهی می تواند تحریم های عمومی ، به نام آزادی علمی ، توسط اعضای بالقوه هیئت مدیره لیبرال و استخدام های دانشگاهی ، نامگذاری مدارس جدید “دولتی” به عنوان معادل دانشگاه ترامپ باشد. یا شاید – همانطور که برخی از دانشگاهیان لیبرال استدلال می کنند – محافظه کاران با استعداد علاقه مند به زندگی دانشگاهی به اندازه کافی برای کارکنان چنین دانشگاههای متصور وجود ندارد. (من فکر می کنم مفهوم دانشگاه ملی نکات دیگری هم به نفع خود دارد ، اما من بعد از اینکه دوستان دانشگاهی من این بالون آزمایشی را از هم پاشیدند ، به آنها بازمی گردم.)

نکته قابل تأمل در مورد چنین ایده هایی این است که تشخیص دهیم فقط محافظه کاران نیستند که علاقه مند به شکستن چرخه چند نسلی هستند که لیبرال ها را به یک پیروزی فرهنگی تحویل می دهد در حالی که جامعه ای تقسیم شده ، نهادهای کاملاً بی اعتماد و حق فریبنده و عوام فریبانه را تحویل می دهد. .

برای موسساتی که لیبرال ها در حال حاضر برای پشتیبانی و احترام عمومی اداره می کنند ، آنها نیاز به خرید محافظه کارانه تری دارند. برای خرید محافظه کاران ، حق به نوعی تضمین تأثیر واقعی یا قدرت نیاز دارد. و برای اینکه این تضمین معتبر به نظر برسد ، ممکن است لازم باشد رئیس جمهور جمهوریخواه برخی از نهادهای عمومی را پیدا کند و ببیند چه اتفاقی خواهد افتاد

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>