نظر | من در 25 سالگی مادر شدم و متاسفم که صبر نکردم

[ad_1]

(Naysayers مشاهده خواهد کرد که سرزمین های عجایب نوردیک رفاه هنوز هم دارای زاد و ولد بدون انگیزه هستند ، که من پاسخ می دهم که مزایای مطلوب برای خانواده ها صرف نظر از اینکه باعث افزایش زاد و ولد یا تأخیر در شن و ماسه می شوند ، خوب است ، زیرا ذینفعان اصلی این مزایا ، کودکان هستند ، و ارزش آنها بدیهی است.)

اما قبل از تأسیس ، بچه دار شدن – یا ازدواج ، به همین منظور – چه می شود خودش؟ یعنی: چه باید گفت به جوانی که ممکن است این نوع تعهدات را در نظر بگیرد ، اگر نه نهایی بودن همه اینها ، این احساس که ممکن است قبل از اینکه بداند واقعاً خودش کیست ، شخص دیگری را متعهد شده است؟ هشدار ایمنی هواپیمایی با موضوع استاندارد به ذهن خطور می کند: در صورت تغییر فشار هوا در داخل کابین ، ماسک اکسیژن خود را در محل خود محکم کنید قبل از اینکه بخواهید به مسافران دیگری که ممکن است با آنها سفر کنید کمک کنید. آنها نمی گویند یا هر دو پیچ می خورید. اما شما می دانید که منظور آنها این است.

این فکر قطعاً در ذهنم خطور کرد. وقتی باردار شدم ، شوهرم یک وکیل تازه وارد بود و من یک روزنامه نگار شاخ سبز. یک شب بزرگ برای ما مستلزم پیاده روی به طرف Popeyes محلی برای برداشتن یک جعبه بیسکویت و چند وان لوبیا قرمز و برنج بود. آپارتمان زیرزمین ما دارای دیوارهای نارنجی و زرد و یک تهویه مطبوع نصب شده روی پنجره با یک جغجغه مرگ دائمی بود. در حافظه من ، آنجا همیشه تابستان است ، زیرا هر روز با آن تابوت تابستان می گذرد ، هیجان احتمال بی حد و حصر با احساس عجله ای خاص نرمتر می شود. هر دوی ما می دانستیم که هنوز منتظر هستیم تا به آنچه که هستیم خواهیم بود. این همه مقدمه بود.

و سپس خود را در یک اتاق تاریک در مطب یک متخصص زنان و زایمان دیدیم و با عصبانیت مشغول تماشای یک سوسو زدن سونوگرافی برای اهمیت مبهم روی صفحه هستیم. دکتر به یک لکه مستطیل رنگ پریده در زمینه سیاه رحم اشاره کرد. به نظر می رسید شبح یک بادام زمینی است. و سپس مقداری دستگیره را روی دستگاه تنظیم کرد ، و صدای تپش قلب ضربان قلبش را تکرار کرد. به نوعی ، حتی پس از غافلگیر شدن حاملگی ، من هنوز توانایی مات و مبهوت بودن را داشتم.

اولین بخش اضطراب خود را صرف نگرانی های مادی کردیم. آیا به مکانی بزرگتر احتیاج داریم و اگر چنین است ، چگونه از پس آن برمی آییم؟ چه مقدار ممکن است قبل از D-Day پس انداز کنیم؟ چگونه می توانیم هزینه مراقبت های قبل از تولد را بپردازیم ، زیرا من هنوز در بیمه مادرم هستم ، که شامل مراقبت های بارداری برای افراد تحت تکفل نمی شود؟ مشاغل ما ثابت نبودند. ما هیچ تصوری از این که چه وقت آنها هستند و یا اینکه واقعاً هر یک از ما در خط درست کار هستیم ، نداشتیم. داشته های دنیوی ، درک خود و اعتماد به نفس همه کم بود.

سپس او متولد شد.

یکی از مواردی که آنها در مورد بچه دار شدن به شما نمی گویند این است که شما هرگز ندارید نوزادی؛ شما دارید شما عزیزم ، که برای شما ، کودک ادرار ، مجموع همه نوزادان است. لحظه ای که آنها بدن گلگون مرطوب او را بر روی سینه من گذاشتند ، من می دانستم که او دنیای من را در بر خواهد گرفت. من نگران آن موضوع بودم. در رمان “مادرانگی” شیلا هتی ، راوی ، نویسنده ای بدبین در مورد اینکه آیا بچه ها را باید خیلی زود بگذرد ، دلیلی برای غیبت والدین جدید در زندگی دوستانشان ابراز تأسف می کند ، پدیده ای که او “فرار از خواب و شادی” را نامید. او می نویسد: “وقتی شخصی بچه دار می شود ، آنها به سمت فرزندشان روی آورده اند.” خطر سقوط از دنیا مرا آزار می دهد. وقتی بچه داری ، خودت انجام دادن به سمت فرزند خود برگردید – که “فرار از خواب و شادی” ممکن است سرانجام بر دوستانتان تأثیر بگذارد ، اما ابتدا بر روی خودتان تأثیر می گذارد.

چیزی که من نمی فهمیدم – در آن زمان نمی توانستم داشته باشم – این بود که واقعاً خود را برای شخص دیگری ترک کنی است یک تسکین روزهای من طبق برنامه او ، آن ریتم عجیب نوزادان تازه متولد شده ، شروع می شود و نگرانی هایی که سرگرم می کنم بهتر از نگرانی های قبلی است: ملایم تر ، حیاتی تر ، کمتر محدود به کلاستروفوبیک جمجمه خودم. برای این عضو از نسلی که مشهور به اضطراب آزار یافته است ، این یک رهایی خوشآمد بود.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>