نظر | چگونه بحث را بر روی اسلحه حل کنیم

[ad_1]

در طی یک هفته ، دو عمل خشونت عمومی زندگی 18 نفر را به سرقت برده و یادآوری شدیدی از خشونت با اسلحه دسته جمعی است که مشخصه ایالات متحده قبل از دوره Covid بود – و با پایان همه گیری ظاهر می شود. در اولی ، یک فرد مسلح ، که در چارچوب گسترده تری از زن ستیزی ضد آسیایی عمل می کرد ، به سه تجارت ماساژ در منطقه آتلانتا رفت و جان هشت نفر را گرفت. مورد دوم ، در بولدر ، کولو ، در یک فروشگاه مواد غذایی رخ داد – یکی از معدود مکان هایی که مردم هنوز در طی همه گیری همه جا جمع می شوند – زیرا برخی به خرید خود می پرداختند و برخی دیگر مشتاقانه منتظر واکسیناسیون بودند.

خشونت با اسلحه در سال 2020 از بین نرفت. قتل های مسلحانه نسبت به سال قبل 25 درصد جهش کرد ، ظاهراً تا حدی با افزایش خشونت شریک زندگی صمیمی تقویت شد. برخی از افراد به احتمال قربانی شدن خشونت ، از جمله جرم ضد نفرت ضد آسیایی ، با آنچه می توان آن را یک عمل آسیب پیش بینی کننده توصیف کرد ، نزدیک شده اند: خرید سلاح گرم. این بی سابقه نیست. مدت هاست که آمریکایی ها به عنوان آخرین (اگر نگوییم اولین) سلاح گرم برای رفع عدم اطمینان ، عدم دقت و ناامنی در کشوری که تا حد زیادی فاقد یک شبکه امنیت اجتماعی جمعی است ، استفاده می کنند.

همچنین یافتن قربانیان خشونت با اسلحه غیرمعمول نیست که دقیقاً به ابزار قربانی شدن آنها – اسلحه – تبدیل شود تا پس از آن از پس آن برآید. در ایالات متحده ، مردم اغلب به عنوان پاسخ به تیراندازی های گسترده و پیش بینی نیاز به روشی برای محافظت از خانه ، به سلاح های بیشتری دست می یابند ، اما همچنین – همانطور که در سال 2020 و تا سال 2021 دیدیم – در پاسخ به انتخابات ریاست جمهوری ، ناآرامی های سیاسی و توده ای – مقیاس بیماری عفونی

خشونت با اسلحه ضربه فوری جسمی را به همراه دارد ، اما همچنین اشکالی از ضربه را به وجود می آورد که می تواند فراتر از هدف اولیه خود باشد. اگر ما آسیب روحی را به عنوان پاسخ های اجتماعی ، روانی و جسمی به تجربیاتی درک کنیم که قابل درک در درک موجود فرد از خود و دنیای اطراف او نیستند ، پس از آن ضربه اسلحه فراتر از حدود 40،000 زندگی است که هر ساله با خشونت اسلحه به دست می آورد و تقریباً 115،000 مردم توسط اسلحه آسیب دیده اند.

این ارقام برای درک میزان خشونت با اسلحه کاملاً ناکافی هستند. داشتن کسی که از طریق خشونت اسلحه مورد استفاده قرار گرفته باشد ، از خود در مقابل خشونت اسلحه جان سالم به در ببرد ، حتی با شنیدن احساسات اساسی احساس امنیت ، امنیت و نفس خود ، صدای شلیک گلوله را بشنود. تحقیقات نشان داده است که زنده ماندن یا در معرض بقای خشونت با اسلحه با افزایش خطر علائم مرتبط با PTSD (از جمله اضطراب و افسردگی) در هر دو زمینه شهری و روستایی همراه است ، کاهش کوتاه مدت توانایی خواندن ، واژگان و کنترل تکانه ها بیکاری و مصرف مواد و حتی تغییر در شکل گیری دوستی – به سمت محافظت و جلوگیری از آن.

این تروما خسارات گسترده ای را متحمل می شود ، که به طور نابرابر تحمیل می شود. بیش از 240،000 دانش آموز (از جمله تعداد نامتناسبی از دانش آموزان سیاهپوست) از زمان تیراندازی در کلمباین در سال 1999 خشونت با اسلحه را در مدرسه تجربه کرده اند ، در حالی که جوامع رنگی و اجتماعی که از نظر اقتصادی و اجتماعی محروم هستند ، به طور نامتناسبی بار خشونت اسلحه را تحمل می کنند ، با پسران و جوانان سیاه پوست 15 تا 34 ساله بیشتر بیش از 20 برابر بیشتر از همتایان سفیدپوست خود احتمال مرگ بر اثر قتل اسلحه را دارند.

در حالی که آسیب اسلحه قطعاً عواقب تیراندازی را شکل می دهد ، اما تصمیمات و حساسیت های روزمره ما را فراتر از اعمال خاص خشونت اسلحه نیز شکل می دهد. ضربه به اسلحه بخشی از ساختار جامعه آمریکا است که با قوانین بی رحمانه نابرابری نژادی و تعصب تلاقی می کند تا مکانی را برای زندگی انتخاب کنیم (اگر خوش شانس باشیم که این انتخاب را داریم) ، چگونه والدین با فرزندان خود در مورد احتمال خشونت با اسلحه ، اینکه چگونه بچه ها در مورد مدارس خود به عنوان مکان های یادگیری و مکان های خطر فکر می کنند و اینکه آیا پلیس به عنوان محافظ یا منبع دیگری از خشونت با اسلحه در نظر گرفته می شود.

بسیاری از مردم تشخیص دادند که آرامش در تیراندازی های عمومی در طی سال 2020 که با واکنش همه گیر ایجاد شده بود ، سرانجام پایان می یابد. خشونتی که در دو هفته گذشته در منطقه آتلانتا مشاهده کردیم و بولدر ما را به نوع دیگری از بحث اسلحه نشان می دهد – موضوعی که ماهیت چرخه ضربه اسلحه را تشخیص می دهد و در عین حال تشخیص می دهد که بسیاری از سیاست های اسلحه نیز نتیجه مثبتی ندارد. سیاست هایی که قصد دارند با افزایش نظارت بر مجازات افراد مبتلا به بیماری روانی ، افزایش حضور پلیس و نظارت بر دانش آموزان در مدارس ، یا تماس بیشتر افراد با سیستم عدالت کیفری ، به خسارت ناشی از خشونت با اسلحه خاتمه دهند ، در نهایت ممکن است افراد بیشتری ایجاد کنند ، اگر متفاوت باشد ، ضربه.

این چرخه آسیب روحی و روانی نمی تواند خودش را بشکند – اما مطمئناً قدرت شکستن ما را دارد. بین ما دو نفر ، ما نویسندگان نزدیک به یک دهه و نیم تحقیق در مورد اسلحه را در آمریکا گذرانده ایم ، مطالعه رسانه هایی که اسلحه را تحت پوشش قرار می دهند ، پلیس که قوانین اسلحه را اجرا می کند ، فروشندگان اسلحه و مربیانی که از طریق اسلحه گرم زندگی می کنند ، حامل های اسلحه که اسلحه را به عنوان ابزار ایمنی و بازماندگان خشونت از اسلحه که زندگی آنها با خشونت اسلحه جبران ناپذیر بازسازی می شود ، در آغوش می کشند.

چه در مورد خشونت اسلحه ، فرهنگ اسلحه یا سیاست اسلحه تحقیق می کردیم ، متوجه شده ایم که بارها و بارها به همان مضمون برگشته ایم: آسیب اسلحه در چگونگی صدمه زدن اسلحه به ما نقش دارد ، چرا ما به اسلحه روی آورده ایم و – تا آنجا که به مجازات بستگی داریم روشهای عدالت کیفری برای حل آن – چگونگی تلاش برای حل مسئله خشونت با اسلحه.

ما باید این چرخه خشونت-ضربه را از بین ببریم ، و اولین قدم ، ایجاد سانحه در بحث اسلحه و پرداختن به خشونت اسلحه است. در لبه های بحث اسلحه ، و غالباً خارج از حوزه توجه عمومی ، نمونه هایی از این امر ممکن است وجود داشته باشد: صندوق اقدام به عدالت جامعه و کمپین By Design Revolve Impact ، که هدف آن “تغییر گفتگو” در مورد خشونت اسلحه توسط ارتقا leaders رهبران رنگین به “قطع سیستم خشونت و در نهایت ایجاد قدرت برای جوامعی که بیشتر تحت تأثیر خشونت اسلحه قرار گرفته اند” ؛ پروژه Gun Shop ، همکاری بین فروشندگان اسلحه ، مربیان و پزشکان بهداشت روان و بهداشت عمومی برای مقابله با خودکشی اسلحه از طریق افزایش آگاهی در مورد پیشگیری از خودکشی و برچسب زدن بیماری روانی پروژه خادفی واشنگتن از جوانان زنده! که منابع آگاه از آسیب روانی را برای خانواده ها و دوستان قربانیان قتل به ارمغان می آورد تا “از تلافی جویی و جلوگیری از بهبودی جلوگیری کند.”

هر یک از این ابتکارات فضا را برای شناختن آسیب روانی برای درک و رسیدگی به خشونت اسلحه بدون اتکا به دستگاه های تنبیهی (مانند دستگاه عدالت کیفری) باز می کند که ممکن است به جای بهبود وضعیت تجربیات مردم در زمینه ضربه ، باعث تشدید شود.

نزدیک شدن به اسلحه از دیدگاه تروما به تخیل – و مقداری شجاعت نیاز دارد. در روزها و هفته های آینده ، وسوسه می شویم که دستور کارهای معمول و احزاب خود را دو برابر کنیم. ما باید از سیاست های مبتنی بر شواهد برای کاهش خشونت با اسلحه استفاده کنیم. اما ما نمی توانیم در اینجا متوقف شویم. رسیدگی به خشونت با اسلحه در فضاهایی که در آن زندگی می کنیم – فروشگاه های مواد غذایی ، محل کار ، مدارس ، خیابان ها و خانه های ما – مستلزم رسیدگی به آسیب های صدمه ای است که به روح ما وارد می شود ، برنامه های آشنای ما را دوباره محاصره می کنیم ، حزب گرایی را کنار می گذاریم و به یاد می آوریم. اینکه ما به عنوان انسان یک آسیب پذیری اساسی داریم که می تواند ما را متحد کند – یا اگر تصمیم بگیریم ، بیشتر تقسیم کنیم.

مدیسون آرمسترانگ دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی در دانشگاه آریزونا است. جنیفر کارلسون (jdawncarlson) یک دانشیار جامعه شناسی و دولت و سیاست های عمومی در دانشگاه آریزونا و نویسنده ، اخیراً مقاله “پلیس اصلاحیه دوم: اسلحه ، اجرای قانون و سیاست های نژاد” است.

تایمز متعهد به انتشار است تنوع حروف به سردبیر ما می خواهیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر مقاله ما بشنویم. در اینجا برخی از نکات. و ایمیل ما این است: نامه هاnytimes.com.

بخش نظرات نیویورک تایمز را در دنبال کنید فیس بوک، توییتر (NYTopinion) و اینستاگرام.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>