نقد و بررسی: رفتن به خانه آیووا با ملکه مت

[ad_1]

من این هفته خودم را در تلویزیون دیدم ، به معنای مدرن دیدن کسی که با او همذات پنداری کردم. این مسئله از نظر رنگ و جنسیت نبوده و هیچکدام با هم مطابقت ندارند. اما ما هر دو اهل آیووا بودیم ، هر دو متولد 1960 ، هر دو دارای A و B بودند ، هر دو پدر و مادری داشتند كه با مشكل آبیاری محلی رابطه مشكلی داشتند (باشگاه الكس برای او ، VFW برای من).

اوه ، و شما می توانید هر دو را با روشی که ما از سرعت یا مت آمفتامین به عنوان “لنگ” یاد می کنیم قرار بگذارید.

داستان های ایوان های شهر کوچک در سن و سال من در تلویزیون زیاد نیست ، و من این داستان را با توجه جدی تماشا کردم ، حتی اگر زندگی ما بعد از کودکی به طور قابل توجهی از هم جدا شد. من ایالت را ترک کردم ، به دانشگاه رفتم و در یک روزنامه استخدام شدم. او ماند ، یک بار دوچرخه سواری افتتاح کرد و کار خود را در زمینه آشپزی و فروش مواد مخدر آغاز کرد. وقتی من هفته ای 800 دلار درآمد داشتم ، او گاهی 800000 دلار درآمد داشت. این در اوایل دهه 1990 در آیووا بسیار پیشرفت کرد.

این خواهر روح من لوری آرنولد است ، موضوع “ملکه مت” ، یک پروفایل سه قسمتی که جمعه جمعه در سرویس پخش جریانی Discovery + پخش شد. این روزها مستندهایی با جرم واقعی توسط پالت بار می رسند – آرنولد می تواند آنها را در کار خود پس از جرم به عنوان اپراتور لیفتراک قرار دهد – و من وقت صرف کردم و این را صرفاً برای ارتباط آیووا تماشا کردم.

گرچه ممکن است “ملکه مت” حتی اگر در اوهایو یا آیداهو تنظیم شود ، لذت برده باشم. این محصول با تولید متوسط ​​، به روایت بیهوده آرنولد متکی است ، که به نظر می رسد او به عنوان یک همراه خوب برای سه ساعت و یک راهنمای جذاب و شفاف در مورد چگونگی و متامفتامین در غرب میانه است. او دارای کاریزمای واقعی و خنده ای آماده است و می بینید که چگونه این ویژگی ها فروش مواد مخدر را در شهر افسرده و طبقه کارگر اوتوموا ، آیووا برای او آسان کرده است.

“ملکه مت” داستان ظهور ، سقوط و رستگاری واجد شرایط آرنولد است که ساختار آن حول سفر به Ottumwa است ، جایی که او پس از حضور در زندان دوم از آنجا دور شد. (آرنولد 9 سال به اتهام مواد مخدر و اسلحه خدمت كرد ، دوباره معامله را شروع كرد و شش سال دیگر خدمت كرد.)

از نظر بصری به سمت مالیخولیا گرایش پیدا می کند ، زیرا آرنولد بار دیگر در بار شاتر بسته و مزرعه ای که زمانی مالک آن بود ، جایی که او و همسرش ، که بعداً در زندان فدرال درگذشت ، دوباره آزمایشگاه خود را ایجاد کردند ، مانند والترهای سفید میانه غربی. سازندگان فیلم دوست دارند آرنولد و سایر افراد مصاحبه را در مقابل تراکتورها یا در شلیک طولانی در برابر انبارهای فرسوده یا شهرهای محو شده قرار دهند.

اما به لطف سرسختی قاطع آرنولد و سرزنده بودن گروه کر یونانی دوستان و همسایگان – که بیشتر آنها به آرنولد معامله می کردند ، یا از او خریده اند ، یا هر دوی آنها – به ندرت سرگرم کننده است. بسیار سرگرم کننده بود که او در اطراف باشد.

“ملکه مت” همچنین داستان فاجعه ای است که برای غرب میانه اتفاق افتاده است و خساراتی است که به بسیاری از دوستان آرنولد و فرزندان آنها وارد شده است. این نمایش با کمترین میزان مواجه نمی شود ، اگرچه بخش قابل توجهی از اتوموا ممکن است احساس کنند که این یک ویترین دلسوزانه تر از آن است که شایسته اوست.

آرنولد و همکاران سابقش که روی صندلی های چمنزار در اطراف چاله آتش جمع شده بودند ، در مورد دوران قدیم و آسیب هایی که به زندگی و جوامع وارد شده صحبت می کنند ، هرچند به نظر می رسد مانند بازماندگان طوفان ، عصبانیت کمتری دارند.

شخصی که صریح ترین عصبانیت را ابراز می کند ، برادر آرنولد ، تام ، بازیگر و شوهر سابق روزانا بار است که وی را وادار می کند تا تصدیق کند که به نظر او بی توجهی آسیب رسان مادر خود نسبت به آنها است. (اینجا جایی است که باید ذکر شود بدون این ارتباط مشهور ، خرید و فروش مواد مخدر لوری آرنولد در خارج از شهرستان واپلو خبری نبود.)

در صحنه هایی با پسری که مجبور شد بدون او بزرگ شود ، لوری آرنولد به وضوح احساسی است ، اما غم و گناه به طور طبیعی به او نمی رسد. او در مورد انتخاب هایش کاملاً شفاف است ، اما رویکردش به درون نگری همانند رویکردش به روش تجارت ، شغلی است. او اجازه می دهد: “من از گذشته خود خجالت می کشم بیش از گذشته”.

من نمی خواهم زندگی آرنولد را داشته باشم ، یا تاثیری که او در زندگی دیگران گذاشته است ، داشته باشم ، اما Iowan در من نمی تواند کمک کند تا با رویکرد سازگاری با او شناسایی و تحسین شود. می خواهم فکر کنم اگر غذا ها درب من را خراب می کردند و مرا به زندان می انداختند ، من هم برای تماس با یک تلفنم سفارش پیتزا می دادم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>