واکنش پیشکسوتان به اعلامیه بیدن برای عقب نشینی نیروهای افغانستان


ارزشش را داشت؟

پس از دو دهه تماشای نیمه شب و گشت زنی و چرخاندن روده ها در جاده های مملو از بمب ، پس از همه کشته ها و خونریزی ها و سال ها از دست رفته ، این یک سوال اجتناب ناپذیر در روز چهارشنبه در میان 800000 آمریکایی بود که از سال 2001 در افغانستان خدمت کرده اند.

جیسون دمپسی ، 49 ساله ، که دو بار به عنوان افسر ارتش در افغانستان مستقر شد تا نیروهای افغان را که اکنون در یک جنگ شکست خورده هستند ، طالبان برای رهبران نظامی ، آقای دمپسی گفت ، “پایان جنگ فقط باید یک احساس گناه و درون نگری جمعی را به همراه داشته باشد.”

در سرتاسر کشور ، هنگامی که اخبار منتشر شد مبنی بر اینکه رئیس جمهور بایدن قصد دارد تقریباً همه نیروهای ایالات متحده را تا 11 سپتامبر از کشور خارج کند و طولانی ترین جنگ در تاریخ آمریکا را به پایان برساند ، پیام ها بر روی تلفن ها پخش شد و کهنه سربازان به نام دسته های قدیمی ، برخی راحت شدند و برخی دیگر لبه اشک

تعداد کمی می خواستند که جنگ ادامه یابد. اما سرانجام پایان دادن به آن س questionsالاتی را به وجود آورد که برخی سالها بدون پاسخ آسان در مورد آن تأمل کرده اند: چگونه ممکن است ایالات متحده تقریباً در هر نبرد پیروز شود و همچنان در جنگ شکست بخورد؟ چگونه ممکن است فداکاری های بیشمار و پیروزی های کوچک افغانستان وعده صلح بهتری نسبت به یک نسل قبل نداشته باشد؟ ترک در مورد ارزش نزدیک به 2400 آمریکایی کشته شده چه می گوید؟ و در مورد ملت به طور کلی چه می گوید؟

الیوت آکرمن ، افسر سابق تفنگداران دریایی و اطلاعاتی که پنج بار در عراق و افغانستان مستقر شد ، گفت: “گیج کننده است ، پیچیده است.”

آقای آكرمن در سال 2008 برای اولین تور خود در افغانستان وارد افغانستان شد و معتقد بود كه جنگ را از دست داده است. او به زودی درگیر موج جهشی شد که بیش از 100000 سرباز را به کشور اعزام کرد.

آقای آكرمن كه حالا یك نویسنده است ، گفت مدتها پیش او و بسیاری دیگر مجبور شده اند كه با جنگ صلح شخصی خود را برقرار كنند. وی گفت: “بسیاری از ما تلاش کرده ایم که حرکت کنیم و وقتی اخبار را دیدیم ، تعجب چندانی نبود.” “افرادی که در زمین خدمت کرده اند آخرین افرادی هستند که باید به آنها بگویید که جنگ با اشک تمام خواهد شد.”

وی گفت ، اما این پذیرش خبر را از بین برد. وی یادآور شد: “سالها من در مقابل شوروی ها در مقابل افغان ها نشسته بودم و به چشمان آنها نگاه می کردم و به آنها می گفتم که با آمریکا متحد شوند.” “این اولین چیزی بود که وقتی خبر را شنیدم به آن فکر کردم. این افراد که به ما اعتماد کردند چطور؟ آیا این یک خیانت بزرگ تلقی خواهد شد؟ چگونه جهان اکنون ما را یک ملت و یک ملت می بیند؟ “

حتی پیشکسوتانی که پایان کار را تسکینی می دانند می گویند که کشیدن نیرو از افغانستان به معنای این نیست که ایالات متحده باید تمرکز خود را بر ضد تروریسم بگذارد.

تونی مین در آغاز آنجا بود. وی به عنوان یک تکاور 25 ساله ، پنج هفته پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 ، با چتر نجات بر فراز ولایت قندهار حرکت کرد. اما رهبران نظامی ضروری دانستند كه به اعزام سربازانی مانند آقای مین كه سه بار دیگر برای اجرای مأموریت های ضد تروریسم به محض بازگشت طالبان به كار خود اعزام شده است ، ادامه دهند.

آقای مین که اکنون 44 ساله است ، گفت که تلاش در افغانستان ارزشمند است. وی گفت: جهان پر از افراط گرایان خشن است: بهتر است در جاهایی مانند عراق و افغانستان با آنها بجنگیم تا اینکه اجازه دهیم به ایالات متحده حمله کنند.

آقای مین گفت برخی از پیشکسوتانی که خواهران و برادران خود را در اسلحه از دست داده اند ، می خواهند ایالات متحده بماند تا “تمام تروریست ها از بین بروند” ، در حالی که برخی دیگر نیاز به رویکرد متفاوت درگیری دارند. وی گفت: “همه افراد در افغانستان چنان تجربه شخصی دارند كه لزوماً نمی توانند پیش بینی كنند كه فرد در برابر خبر خروج از كشور چه واكنشی نشان می دهد ،” به دلیل زخم هایی كه افراد زیادی در آنجا باقی گذاشته اند. “

بسیاری از پیشکسوتان احساس می کنند که هنوز جنگی که آنها در آن تلاش کردند ، از دست رفته است. یکی از ژنرال های فرمانده یکی پس از دیگری به ملت گفت که پیشرفت در حال انجام است و تلاش در حال تبدیل شدن به گوشه ای است. نیروهای بدبین خاطرنشان كردند كه آنقدر گوشه و كنار چرخانده شده است كه یا در حلقه ها دور می زدند و یا در پیچ و خم سرگردان بودند.

جیمز الكساندر ، كه یك ارتش بود و در یك پاسگاه پیاده نظام كوچك در قندهار در نزدیكی مشغول خدمت بود ، گفت: “به نظر می رسید كه هدف منفی وقتی به آنجا آمدم – رهبران در مورد به دست آوردن قلب و ذهن صحبت می كردند ، اما این چیزی نیست كه ما انجام می دادیم.” اوج افزایش نیرو در سال 2012

چند ماه پس از تور ، رهبر گروهان وی ، گروهبان ستاد. رابرت بیلز ، 16 روستایی را قتل عام کرد. “پس از آن ، من می دانستم که این کار انجام شده است – که ما هرگز نمی توانیم پیشرفت کنیم و این جنگ فقط برای جویدن مردم تا زمانی که ما به آن غذا می دهیم ادامه خواهد داد.”

هنوز هم ، او گفت ، خبر پایان ناامید کننده بود. وی گفت ، “ما واقعاً تلاش كردیم تا تغییری ایجاد كنیم ، و حال من می ترسم كه یك نسل افغانها را به هیچ وجه لعنت كنیم.”

بسیاری از پیشکسوتان می گویند که باید احساس گناه را در کنار گذاشتن متحدان در برابر احتمال خونریزی بیشتر بسنجند.

اشلی بیرنس ، 37 ساله ، گفت: “من حتی نمی دانستم چه احساسی داشته باشم – مجبور شدم به سایر دامپزشكانی كه می دانم برای بررسی روده پیام كنم ، زیرا بسیار گیج كننده است.” وی در سال 2009 به عنوان خبرنگار میدانی برای سپاه تفنگداران دریایی در افغانستان خدمت کرد. حتی در آن روزهای خوش بینانه تر ، وی گفت ، روشن بود که آموزش نیروهای افغان متزلزل است و تلاش ایالات متحده “یک تونل بی پایان تاریک است که خوب به پایان برسد. “

خانم بیرنز اکنون در کهنه سربازان معلول آمریکایی کار می کند و هر روز افرادی را می بیند که در جنگ زخمی شده اند. وی گفت که فکر می کند بیرون کشیدن انتخاب سختی است ، اما یک انتخاب درست است.

او گفت: “سخت است که وقتی به آن فکر می کنم کمی احساساتی نشوم ،” “ما به مردم افغانستان قول دادیم. اما این نمی تواند واقعیت همیشگی ما باشد. ما باید متوقف شویم من اکنون بچه دار شده ام و نمی توانم تصور کنم که این جنگ هنوز در سنی باشد که بتواند به آن بپیوندد.

چندین پیشکسوت خاطر نشان کردند که افغانستان قبل از حمله نیروهای آمریکایی درگیر جنگ شده بود و احتمالاً پس از از بین رفتن آنها نیز ادامه خواهد داشت.

برایان کاستنر ، 43 ساله ، یک متخصص تخلیه مواد منفجره نیروی هوایی بود که بمب های کنار جاده را خنثی می کرد ، و از آن زمان چندین کتاب در مورد جنگ نوشته است. وی گفت كه سفارش خروج تا 11 سپتامبر 2021 از نظر عملی معنای كمی دارد.

وی گفت: “اما از نظر داستان ، نبوغ است.” “دولت بایدن راهی را برای معنی دادن به عقب نشینی فكر كرد: این كار را در سالگرد 11 سپتامبر انجام دهید ، به مردم یادآوری كنید كه چرا آنجا بودیم – بگویید 20 سال ماندیم و سپس ترك كردیم كه آنجا را ترك كنیم. به آنها بگویید ما سهم خود را انجام داده ایم ، چانه خود را بالا بگذارید.

وی گفت: “این یک افسانه است ، اما حداقل این چیزی است.”

توماس بورک ، که 20 ساله و یک افسر لنج بود در یک پایگاه آتش در یک دهکده کوچک افغانستان در سال 2009 گفت ، یک پایان ، حتی اگر دیر به تأخیر بیفتد و شاید هم ساخته شده باشد ، هنوز هم می تواند قدرت واقعی داشته باشد. او بعداً به مدرسه یال الوهیت رفت و اکنون یک دانش آموز است دستیار کشیش در کانتیکت.

وی گفت ، در طول جنگ ، ژنرال ها غالباً مأمورین دیدار را به روستای خود می آوردند تا پیشرفت های حاصل شده را نشان دهند ، اما پیروزی های کوچک در آنجا غالباً با خسارات خونین همراه بود. آقای بورك گفت كه دوستان كشته شدند و او یك بار مجبور شد تكه های بچه های روستا را كه توسط نارنجك موشكی تكه تكه شده بود ، بردارد. سرانجام نیروهای آمریکایی بیرون کشیدند. این روستا اکنون در دست طالبان است.

“ارزشش را داشت؟ من می توانم به هر دو روش پاسخ دهم. ” “افراد خوب زندگی خود را وقف این پروژه کردند و بسیاری از آنها نابود شدند. مردم افغانستان رنج های زیادی را متحمل شده اند. از این نظر ارزش آن را ندارد.

وی ادامه داد: “اما برای افراد ، تجربیات و تحققاتی از افغانستان وجود دارد که همیشه زندگی آنها را شکل می دهد.” “ما هر روز به آنها فکر می کنیم. آنها همانند ما هستند. و نمی توانم بگویم که ارزش واقعی ندارد. تجربیاتی وجود دارد که من برای آنها ارزش قائل هستم ، افرادی که آنها را دوست دارم و در آنجا ملاقات کردم.

اگر هیچ چیز دیگری نیست ، او گفت ، ارزش آن است که پایان یابد. آقای بورك گفت: “داشتن مراسم و تشریفات مهم است ، زمانهایی كه ما چیزها را علامت گذاری و یادآوری می كنیم.” “این همان چیزی است که ما به پایان نیاز داریم. پایان این است که چگونه شما غمگین می شوید. ما هنوز فرصتی برای انجام این کار نداشته ایم. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>