ویکی دوگان در مورد نحوه تبدیل شدن به “بازگشت”

[ad_1]

وی پس از برنده شدن در چندین مسابقه زیبایی از جمله Miss Coney Island و هشتمین مسابقه سالانه New York Skate Queen ، از نوجوانی شروع به مدلینگ کرد. اولین مأموری که با او صحبت کرد تصاویر او را پسندید اما به او گفت نام خود را تغییر دهد. وی ویکی را به عنوان ادای احترام به ویکی لستر بازیگر زن انتخاب کرد. دوگان نام اصلی دختر مادرش بود.

در سال 1953 ، او به همراه دختربچه 3 ساله اش دیردر ، محصول ازدواج کوتاه در 19 سالگی ، به عنوان بخشی از داستان مادران شاغل بر روی جلد مجله Life ظاهر شد.

او به عنوان مدل توسط آیلین فورد امضا شد و در تبلیغات Maybelline ، Cutex و Charmin ظاهر شد و علاوه بر تعدادی دیگر از عناوین پایین دست مانند Modern Romance ، روی جلد مجله Harper’s Bazaar ، Seventeen و Collier بود. به گفته وی ، هر ساعت به عنوان مدل کار 100 دلار درآمد کسب کرد ، اما همیشه آرزوی بازیگری را در دل داشت. او کلاسهایی را با مربیان کلاس جهانی مانند استلا آدلر و اریک موریس گذراند و به عنوان گوینده در “نمایش جکی گلیسون” ظاهر شد.

خانم دوگان گفت كه از طرف پارامونت به او پيماني داده شد اما چون پول كافي نبود ، آن را رد كرد. “آنها به من پیشنهاد دادند که من به عنوان مدل در یک ساعت می ساختم.” در عوض ، او با باتجاک قرارداد امضا کرد ، اقدامی که متأسف شد. “من باید تازه با پارامونت امضا می کردم زیرا حداقل آنها فیلم می ساختند.”

او تمام سال 1957 را برای حضور در نمایش های برتر فیلم و آتش زدن تابلوها گذراند اما برای هیچ ممیزی فراخوانده نشد. وی گفت: فیل فیلوگ ، نماینده ای که وی را به آژانس استعدادهای درخشان ویلیام موریس امضا کرده است ، قرارداد خود را در یک میز فراموش کرده است ، به همین دلیل هرگز اسکریپت برای او ارسال نشده است. پس از ابراز نارضایتی از کار نکردن با باتجاک ، “آنها پیشنهاد دادند که من را در یک فیلم با یک خط قرار دهند ، اما من گفتم:” فراموشش کن “.

حضور کوتاه خانم دوگان در هالیوود با تعدادی از تلاشهای ناخوشایند مردان مشهور روبرو شد ، که وی به طور مرتب رد کرد. جری لوئیس ، که او او را “یک معامله بسیار بزرگ” توصیف می کند ، یک بار او را به دفتر خود فراخواند تا بخشی را بخواند. فیلمنامه هرگز نرسید ، اما یک سطل شامپاین روی یخ رسید. خانم دوگان با احساس مسیری که مصاحبه می رفت ، بهانه ای را برای قرار ملاقات دیگری برای رسیدن به آن انتخاب کرد. وی گفت: “او چیزی کاملاً متفاوت در ذهن داشت.”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>