پریتیکا سواروپ: ‘زنان در حال بازنویسی قوانین هستند’

[ad_1]

  • مخاطبانش از ماری کلر پشتیبانی می کنند. هنگام خرید از طریق پیوندهای موجود در سایت ما ، ممکن است در مورد برخی از کالاهایی که برای خرید انتخاب می کنید ، حق کمیسیون دریافت کنیم.

  • این IWD ، مدل Pritika Swarup در مورد مطالعات دستکاری با مدل سازی ، تنوع در مد و اینکه چرا تصمیم گرفت صندوق سرمایه گذاری خود را ایجاد کند صحبت می کند

    او یکی از شلوغ ترین مدل های IMG است که – به طور چشمگیر – وقت خود را برای تحصیل در رشته اقتصاد مالی در دانشگاه کلمبیا و حمایت از اقدامات خیریه مانند عملیات لبخند (به زودی اطلاعات بیشتر) پیدا کرده است. اوه ، و مدل سازی در یکی از آخرین عکسهای زیبایی مجازی ما. این همان اتفاقی است که وقتی با مدل چند وظیفه ای آن لحظه ، Pritika Swarup آشنا شدیم ، اتفاق افتاد.

    آیا قبل از شاخه ها عصبی می شوید؟

    یک وقت دیگر عصبی نشدم. من فکر می کنم وقتی برای اولین بار در این صنعت شروع می کنید ، در موقعیت هایی قرار می گیرید. شما نمی دانید که قرار است چه کاری انجام دهید و افرادی که با آنها کار می کنید را نمی شناسید. اما شما به نوعی با آن سازگار می شوید و به آن عادت می کنید. و شما مانند “خوب ، من می خواهم بروم ، آماده باشم و آن را له می کنم – صرف نظر از هر موقعیتی که در آن باشم”. من این طرز فکر را بعد از چند سال اتخاذ کردم ، بنابراین دیگر قبل از شلیک عصبی نمی شوم.

    چگونه از نظر ذهنی آماده می شوید؟

    شب قبل دوش می گیرم و مطمئن می شوم که از خودم مراقبت کرده ام. من همیشه از پوست خود مراقبت می کنم. و من سعی می کنم یک تمرین یا شب قبل یا صبح یک تیراندازی انجام دهم. من همیشه احساس می کنم بعد از یک تمرین خوب می توانم دنیا را بپذیرم ، زیرا بدن شما بسیار قدرتمند احساس می کند. من سعی می کنم هر روز صبح مدیتیشن کنم. شما را متعادل نگه می دارد و کمک می کند ذهن من برای روز و هر آنچه که به ارمغان می آورد پاک شود.

    شما در حین مدل سازی مشغول تحصیل هستید ، می توانید در این باره به ما بگویید؟

    من اقتصاد مالی می خوانم و خردسالم روانشناسی است. این در واقع آخرین ترم من در کلمبیا است. من وقتی 17 سال داشتم پیش کشیده شدم ، به نیویورک نقل مکان کردم و در حالی که به عنوان مدل توسعه می یافتم ، سال آخر دبیرستان را در نیویورک به پایان بردم. سپس سه سال مرخصی برای سفر و کار گرفتم و واقعاً بازارهای مختلف را درک کردم. و همچنین برای اینکه بفهمم از مدل سازی چه چیزی می خواستم.

    به چه معنایی؟

    فکر می کنم شما وارد این صنعت شده اید و به درون شما پرتاب می شوند. شما باید یا غرق شوید یا شنا کنید. هنگام حرکت باید خود را پیدا کنید. همیشه تحصیلات برای من فوق العاده مهم بوده است. پدر من جراح چشم است و مادر من یک معلم شیمی در هند بود ، اکنون او یک مربی یوگا است. تحصیلات همیشه مسئله شماره یک بود.

    آیا دانش آموزان همکار از داشتن الگویی در میان خود هیجان زده هستند؟

    من فکر می کنم کلمبیا از چنین طیف متنوعی از دانش آموزان برخوردار است و این همیشه برای من بسیار هیجان انگیز بود. بنابراین فکر نمی کنم مثل این باشد ، “اوه ، یک مدل در این کلاس وجود دارد”.

    آیا کار به عنوان مدل و تحصیل در اقتصاد هرگز باعث ابرو می شود؟

    فکر نمی کنم علاقه به چیزی شبیه به این یا داشتن علایق مختلف غیر عادی باشد. من فکر می کنم بسیاری از مردم مدل های کبوتر را به عنوان “فقط یک مدل” امتحان می کنند. در طول زندگی حرفه ای من بسیاری از مردم گفتند: “شما نمی توانید تمام وقت در مدرسه باشید یا با سازمان های غیر انتفاعی مختلف کار کنید و تمام وقت را مدل کنید.” آنها می خواهند شما را در یک مسیر قرار دهند. اما مردم افراد چند وجهی هستند که علایق و علاقه های متفاوتی دارند. و شما واقعاً باید به خود فرصت دهید همه چیز را کشف کنید. زیرا شما نمی دانید به کجا می خواهید برسید و این موارد چگونه شما را تعقیب می کنند.

    علاقه شما به اقتصاد از کجا شکل گرفت؟

    من همیشه به اقتصاد و نحوه کار بازارهای مالی علاقه مند بوده ام. وقتی بزرگ شدم ، قرار شد که من یک دکتر باشم – همه اعضای خانواده من یک پزشک هستند بنابراین این همان چیزی بود که من می شناختم. تحصیلات همیشه در اولویت بوده است ، اما بعد از آن من به کلمبیا رسیدم و بیشتر در دنیای مالی مشغول به کار شدم و کلاس هایی را مانند کار آفرینی گذراندم. سپس من شروع به سرمایه گذاری کردم. و این کاری بود که من خوشبختانه توانستم در زمانی انجام دهم که حدس می زنم دانشجویان دیگر نمی توانند. این همان چیزی است که باعث شد من متوجه شوم می خواهم این کار را با ظرفیت بیشتری انجام دهم و این را رشته خودم کنم.

    نحوه صحبت در مورد پول – و نحوه بازاریابی خدمات مالی به طور خاص – برای زن و مرد اغلب متفاوت است. به زنان گفته می شود که خود را “غارت” یا “معالجه” کنند. در حالی که مردان در حال سرمایه گذاری و پس انداز هستند. آیا احساس می کنید این چیزی است که باید بر آن غلبه کرد؟

    آره منظور من این است که هرگز فقط یک بازی مردانه نبوده است اما فکر می کنم شاید این طرز فکر بوده است. و شاید زنان این شرط را داشته باشند که درک کنند که پول و پس انداز کاملاً از هم جدا هستند ، در حالی که چنین چیزی واقعاً هرگز چنین نبوده است. فقط همینطور است که در مورد همه چیز صحبت شد. من فکر می کنم که بدیهی است که این واقعاً مثر نبوده و زنان در حال بازنویسی قوانین هستند و این یک چیز عالی است. حتی از سن جوانی پدر و مادر من هرگز مرا در این نقش تعیین شده جنسیتی قرار نمی دادند ، مانند “به عنوان یک زن باید این باشی ، آن یا آن دیگری”.

    عالیه.

    بله ، اینطور نبود ، “اوه در این منطقه دیگر بازی نکن ، این دنیای این مرد است” یا هر آنچه که بود بود. حتی مانند گذراندن دوره تحصیلات عالیه ، در مورد این موضوع صحبت شد: “اگر می خواهید چنین کاری کنید ، ادامه دهید و اجازه ندهید کسی خلاف شما را بگوید”. بنابراین ، من فکر می کنم این توصیه بسیار خوبی بود. این می تواند مطمئناً ترسناک باشد ، حتی تحصیل در رشته اقتصاد مالی نیز در این تعداد دختر وجود ندارد که این مدرک را دنبال کنند. و این می تواند تقریباً کمی طاقت فرسا باشد زیرا شما می خواهید ، “خوب چرا چنین است؟” . من فکر می کنم این جهان ها در هم تنیده شده اند و بیشتر مجموعه ای از نقش های مختلف هستند. از نظر تاریخی امور مالی به عنوان دنیای یک مرد دیده می شود و بدیهی است که این امر در حال تغییر است.

    من حدس می زنم که زنان در موقعیت هایی مانند شما قابل مشاهده هستند – راه اندازی صندوق سرمایه گذاری خود – نیز مهم است؟

    بله قطعاً فکر می کنم من خودم شروع به سرمایه گذاری کردم و بعد از آن می خواستم در ظرفیت بیشتری سرمایه گذاری کنم ، به همین دلیل رفتم و با یکی از هم دانش آموزانم صندوقی راه اندازی کردم. به یاد دارم پاسخ متفاوتی داشت. مردم مثل این بودند ، “آه ، آیا آن مدل این صندوق را در مدرسه راه اندازی می کند؟” وقتی چیزی شد که مردم در مورد آن صحبت می کردند ، دیدن آن بسیار جالب شد زیرا من و یک دانشجوی دختر دیگر بودیم. صندوق دیگر دانشگاه صندوق متنوعی نبود. این اکثراً دانش آموزان کاملاً پسر بودند و به هیچ وجه فراگیر و یا برای همه دانش آموزان باز نبود. بنابراین این یکی از دلایل انجام این کار بود. شما بعضی اوقات باید قوانین خود را بنویسید.

    می توانید در مورد عملیات لبخند برای ما بگویید ، چگونه درگیر این مسئله شدید؟

    من از دوران راهنمایی در عملیات لبخند شرکت کردم. آنها در مدرسه من یک باشگاه دانش آموزی داشتند ، بنابراین من با چند دوست ثبت نام کردم. هنگامی که دانشجو هستید ، واقعاً نمی دانید که چقدر می توانید در مورد بسته بندی لوازم ، فروش پخت و پز یا جمع آوری پول کمی کمک کنید. اما این مأموریت همیشه در من طنین انداز بود. من همیشه احساس می کردم دسترسی به مراقبت های پزشکی ایمن بسیار مهم است و این فقط به این دلیل نیست که من از خانواده ای از پزشکان هستم ، من واقعاً به آن اعتقاد دارم. بنابراین من شروع به انجام هر کاری کردم در آن سطح. و هنگامی که به نیویورک رفتم و کار خود را در صنعت مد آغاز کردم ، هنگام عکسبرداری در آنجا با چند کودک در هند روبرو شدم. و این بچه ها لبهایشان شکاف داشت ، بنابراین برای من نوعی نشانه بود. مانند “بگذارید دوباره با عملیات لبخند تماس بگیرم”. مورد بعدی که می دانستم ، ما در مورد نقش بزرگتری در بنیاد صحبت می کردیم و من یکی از سفیران آنها شدم. واقعاً دایره کامل پیدا کرد.

    من همچنین می خواستم در مورد تنوع در صنعت مدل سازی با شما صحبت کنم. می توانید کمی از تجربیات خود در مورد آن بگویید ، اینکه چگونه کار می کنید در این صنعت به عنوان یک زن میراث هند فعالیت کنید؟

    فکر می کنم وقتی برای اولین بار به نیویورک آمدم مدل های هندی دیگری نبودند. و وقتی بزرگ شدم هیچ وقت کسی را که شبیه من باشد در مجلات یا تلویزیون ندیدم. من واقعاً فکر نکردم که مدلینگ به عنوان یک حرفه باشد زیرا از ویرجینیا آمدی بزرگ نمی شوی و نمی گویی “من می خواهم یک مدل شوم”. به نظر می رسد که این واقعاً ممکن نیست. بنابراین فکر می کنم نداشتن یک الگوی یا دیدن شخصی که شبیه من در صفحات یک مجله باشد ، شما به زیبایی زیبایی دیگری می اندیشید. سپس بعد از اینکه من پیشگویی شدم و به نیویورک نقل مکان کردم ، فهمیدم مدلهای هندی دیگری نیز وجود دارد و برای من کمی تعجب آور بود. من فکر می کنم که این صنعت در لحظه ای بود که مردم شروع به درک این موضوع می کردند که باید تنوع بیشتری وجود داشته باشد.

    بهترین توصیه ای که به شما داده اند چیست؟

    هر وقت به توصیه های خوب فکر می کنم ، در مورد والدینم فکر می کنم زیرا آنها بهترین ، گاهی توصیه های بسیار سخت را به من داده اند. مادر من وقتی برای اولین بار به نیویورک آمدم توصیه ای به من کرد و آن حضور در آن لحظه بود. فکر می کنم منظور او این بود که نگران هر چیز کوچکی که ممکن است در آینده اتفاق بیفتد یا بر زندگی من تأثیر بگذارد نباشد. فکر می کنم زمانی که شروع به مدل سازی کردم زمان بسیار نامشخصی بود ، اما این توصیه به من منتقل شد. زیرا هر کاری که انجام می دهید – اعم از شلیک به یک کمپین یا حضور در یک سایت مأموریت در هند – شما فقط باید در آن لحظه حضور داشته باشید و همه چیز را بدهید. از آنجا که شما به یک دلیل آنجا هستید ، تا اثر خود را بگذارید و تأثیر بگذارید. نگران آنچه در آینده می تواند اتفاق بیفتد یا یک میلیون اتفاق دیگر که ممکن است جدا از آنچه شما انجام می دهید رخ دهد. فکر کردم این واقعا توصیه خوبی است.

    Leave a reply

    You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>