“چرا ما مستحق مرگ هستیم؟” هزاره های کابل دخترانشان را به خاک می سپارند.

[ad_1]

کابل ، افغانستان – آنها یکی یکی دختران را به بالای تپه شیب دار آوردند و اجساد کفن پوشیده را با پارچه نماز تشریفاتی پوشانده بودند ، کولبران به دور نگاه می کردند. دعاهای فریاد زده برای مردگان سکوت را شکست.

اجساد مرتباً می آمدند و گورستان ها مشغول کار بودند و زیر آفتاب داغ فشار می آوردند. ریتم بی وقفه اثبات تلخ اخبار روز قبل بود: بمب گذاری سه گانه بعدازظهر شنبه در یک مدرسه محلی یک قتل عام مطلق بود ، دختران را هدف قرار داد. در بالای تپه شیب دار به سختی جایی برای همه گورهای جدید وجود داشت.

مقیاس قتل و بی گناهی قربانیان اثبات غیرقابل انکاری در همگرایی خشونت آمیز کشور به نظر می رسید ، زیرا طالبان به دستاوردهای روزانه دست می یابند و به نظر می رسد دولت قادر به جلوگیری از پیشرفت های آنها نیست و یا از مردم خود در برابر کشتارهای جمعی محافظت نمی کند. روز یکشنبه عزاداران در همه جای محله بمب گذاری ، محل اقامت هزاره تحت آزار و شکنجه هزاره بودند ، اما به سختی امنیت برای محافظت از آنها وجود داشت.

شمار کشته شدگان حتی از کشتارهای قبلی در این محله شلوغ اقلیتی که مدتها برای آزار و شکنجه توسط طالبان و دولت اسلامی انتخاب شده بود ، فراتر رفت. معاون دوم رئیس جمهور افغانستان ، سرور دانش ، که خود یک هزاره است ، گفت که در این حمله بیش از 80 نفر کشته شده اند.

پس از حمله سال 2001 آمریكا ، هزاره ها اقلیتی بودند كه از فرصتهای جدید آموزشی و تجاری این كشور بیشترین استفاده را می كردند و آنها بخش عمده ای از نسل جوان فن سالار این كشور را تشکیل می دهند.

آنها به طور فزاینده ای از دولت عصبانی شده اند و نیروهای امنیتی را به ایستادن متهم می کنند در حالی که در حملات تروریستی تلفات وحشتناکی متحمل می شوند. اکنون ، در حاشیه آنچه بسیاری از ترس با بازگشت برنامه ریزی شده برای خروج نیروهای آمریکایی از بازگشت طالبان در بسیاری از مناطق تبدیل خواهد شد ، و یک جنگ داخلی جدید که برخی آن را اجتناب ناپذیر می دانند ، هزاره ها به طور فزاینده ای مصمم هستند که امنیت خود را به دست خود بگیرند.

روز یکشنبه ، یک چرخ دستی که با لباس خون آلود دختران بسته شده بود و در کیسه های پلاستیکی محکم بسته شده بود ، در بیرون از مسجدی که اجساد را آورده بودند ، پارک شده بود. در یک مسجد دیگر ، یک اتاق زیرزمین ، که مملو از زنان سیاه پوش بود ، با هق هق گریه های خفه پژواک می گرفت. در مسجد سوم مردانی با چهره تیره و باریک که روی پله ها جمع شده بودند ، در مورد گرفتن اسلحه و پیوستن به نیروها با یک فرمانده جنگ هزاره به نام عبدالغنی علیپور که از دولت فرار کرده است ، زمزمه می کنند.

بیرون دروازه های فلزی دبیرستان سیدالشهدا ، که در اثر انفجار پیچ خورده بود ، بقایای آخرین لحظات دختران – کوله پشتی های خرد شده ، دفترهای سوخته شده ، دمپایی خرد شده ، صفحات سست یادداشت ها – در یک گودال انباشته شده بودند ، ناظران ساکت

روز یکشنبه در سرتاسر محله دشت برچی ، خانواده های داغدار هزاره دخترانشان را از 11 تا 18 سال به خاک سپردند. جریان عزاداران تپه های منطقه را به هم ریخت. هوا پر از نوحه برای مردگان بود که از مساجد صدا می کردند. برخی از دختران در اثر انفجارها بسیار بد شکل شده بودند و به همین دلیل روز یکشنبه شناسایی نشدند.

این ترس وجود داشت که این کشتار فقط مقدمه ای باشد.

جاوید حسنی ، یک مغازه دار ، در خارج از مسجد امام علی (ع) گفت: “ما جز عزاداری نمی توانیم کاری انجام دهیم.” وی گفت: “ما از دولت حمایت کردیم ، اما تمام عوایدی که می گیریم منفجر می شود. این دختران ، از خانواده های طبقه کارگر بودند. آنها چیزی ندارند. “

هنوز کسی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است.

دولت طالبان را مقصر دانست و هرگونه نقشی را انکار کرد. با این حال ، طالبان به طور مداوم هزاره ها را برای آزار و اذیت شدید مورد هدف قرار می دهند. و آنها سابقه مخالفت آموزش برای دختران ، به ویژه دختران نوجوان را دارند. اما برخی از تحلیلگران ، بازماندگان طالبان منافق که مقصر ادعای بیعت با داعش بودند را مقصر دانستند.

به نظر می رسد که هر کسی که مسئولیت داشته باشد ، برای کشتن هر چه بیشتر دختران دردسرهایی را متحمل شده است.

ابتدا یک بمب گذار انتحاری اتومبیل پر از مواد منفجره را در دروازه مدرسه منفجر کرد. وقتی دانش آموزان ، همه دختران در آن ساعت ، وحشت زده از مدرسه آمیخته با جنسیت بیرون آمدند و به محله خیابان های غبارآلود رفتند ، دو بمب دیگر منفجر شد و حتی بیشتر کشته شد. تقریباً همه قربانیان دختر بودند.

غلام ، کارگر روزمره که برای عزاداری در مسجد قمر بنی هاشم آماده می شد ، گفت: “دیروز رویاهای آنها خرد شد.”

وی گفت: “امروز ما می خواهیم آنها را با هزاران خواب به خاک بسپاریم.” “این یکی از فقیرترین مدارس محله است. آن دختران حتی 15 سنت برای خرید نان ندارند. “

به نظر نمی رسید هویت دقیق قاتلان برای هزاره های پراکنده دشت برچی ، که بیش از یک میلیون نفر در آن زندگی می کنند ، این همه یکشنبه اهمیت داشته باشد. چهره آنها ظاهر استعفا شده اقلیت در مورد آزار و شکنجه چند ساله را داشت. آنها با تلخی خاطرنشان كردند كه بیش از یك ساعت پس از حمله روز شنبه ، یافتن یكی از اعضای نیروهای امنیتی در نزدیكی مدرسه دشوار بود.

و آنها بسیاری از حملات دیگری را که مورد حمله قرار گرفته بودند ، و عدم موفقیت مکرر دولت در محافظت از آنها ذکر کردند.

کاظم احسانی ، امام جماعت مسجد قمر بنی هاشم گفت: “ما در خیابان ، مسجد ، بیمارستان ، باشگاه کشتی ، همه جا منفجر می شویم.” وی گفت: “و دیروز که حمله رخ داد ، حتی یک افسر پلیس وجود نداشت.” امام گفت: “اکنون ، جمعیت زیادی وجود دارد و حتی یک افسر امنیتی نیز وجود ندارد.”

وی گفت: “مردم در حال جمع آوری اجساد عزیزانشان هستند.” “ما شوکه شده ایم. همه وحشت دارند. “

همه در اینجا می توانند به راحتی از حملات زیادی که هزاره های دشت برچی طی این سالها متحمل شده اند ، جلوگیری کنند.

محمد حکیم ایمون ، یکی از عزاداران گفت: “ما هیچ جنایتی مرتکب نشده ایم ، و اکنون دوباره برای ما اتفاق افتاده است.”

“چرا ما مستحق مرگ هستیم؟” او درخواست کرد. “افرادی که این جنایات را مرتکب می شوند ، آنها دشمن بشریت هستند.”

حمله اکتبر گذشته در خارج از یک مرکز آموزشی که منجر به کشته شدن 30 نفر شد ، و حمله در ماه مه سال 2020 به یک زایشگاه بیمارستان که در آن 15 زن کشته شدند ، هر دو به دولت اسلامی وابسته بودند. حمله در سپتامبر 2018 به یک باشگاه کشتی که منجر به کشته شدن 20 نفر شد ، حمله مدرسه در ماه اوت که در آن 34 دانش آموز کشته شدند و بمب گذاری در مسجد 2017 که 39 نفر در آن کشته شدند. ناگفته نماند از کشتارهای هزاره در جنگ داخلی جنگ زده کابل در اوایل دهه 1990 توسط نیروهای جنگ سالار عبدالرسول سیاف و یار او ، احمد شاه مسعود ، که اکنون احترام او – نه توسط هزاره ها – به عنوان یک قهرمان ملی است.

عدم حضور نیروهای امنیتی دولت در روز یکشنبه ، حتی اگر مراسم تشییع جنازه اغلب توسط افراط گرایان انجام می شود ، عده ای را بر آن داشت تا بگویند این جامعه تنها به خود اعتماد می کند.

غلام ، کارگر روز گفت: “اگر می خواهیم از خود محافظت کنیم ، زنان و مردان باید اسلحه بردارند.”

عارف رحمانی ، یکی از اعضای پارلمان هزاره گفت: “این حمله” هزاره ها را مجبور به برداشتن اسلحه و دفاع از خود می کند. ” وی گفت: “خواه دولت این کار را دوست نداشته باشد ، مردم برخاستند و امنیت خود را تأمین می کنند.” وی گفت: “هزاره ها باید خود تصمیم بگیرند.” “در هر گوشه و خیابان از محله های آنها افراد مسلح وجود خواهد داشت.”

روز یکشنبه در بیرون مدرسه ، جمعیت پیرمردی را محاصره کردند که فریاد می زد ، “خدایا ، لطفاً به ما کمک کن!” مردی که گوش می داد گفت: «تنها گزینه اسلحه گرفتن است. ما فقط یک دختر 11 ساله را دفن کردیم. جرم او چیست؟ “

این مرد ، قاسم حسنی ، فروشنده ، ادامه داد: “اگر دولت جلوی ورود این تروریست ها به محله های ما را نگیرد ، ما این کار را خواهیم کرد. امروز من فقط یک فروشنده هستم. اما اگر آنها به فشار خود ادامه دهند ، من علیپور بعدی خواهم بود. “

رئیس جمهور اشرف غنی روز سه شنبه را به عنوان روز ملی عزاداری برای قربانیان اعلام کرد.

انفجار به قدری قدرتمند بود که شیشه های فروشگاه ها را در فاصله قابل توجهی در خیابان خرد کرد.

نوگیز آلمدی ، مادری که دختر کوچکش را بیرون مدرسه گرفت ، گفت: “این وحشتناک است.” “هزاره ها چیزی برای محافظت از آنها ندارند. فقط خدا.”

فاطمه فیضی گزارشگری را ارائه داد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>