چگونه جنگجویان محلی چریکی ارتش قدرتمند اتیوپی را هدایت کردند

[ad_1]

یک نیروی ضعیف از نیروهای محلی استخدام شده در Tigrayan موفق به کسب یک سری از پیروزی های میدان نبرد در برابر ارتش اتیوپی ، یکی از قوی ترین آفریقا شدند. روزنامه نگاران تایمز شاهد یک هفته سرنوشت ساز در یک جنگ داخلی هشت ماهه بودند.


SAMRE ، اتیوپی – جنگنده های Tigrayan که هلیک می زدند ، سوت می زدند و با هیجان به پف دود در آسمان اشاره می کردند ، جایی که یک هواپیمای باری نظامی اتیوپی که چند دقیقه قبل بر فراز روستا می چرخید ، مورد اصابت موشک قرار گرفت.

در حالی که هواپیمای آسیب دیده از وسط شکسته شد و به سمت زمین حرکت کرد ، دود به شعله های آتش تبدیل شد. بعداً ، روستاییان در مزارع سنگلاخی که با بقایای سیگار پراکنده شده بود ، اعضای فلزی و بدن پیچ خورده را برداشتند. برای مبارزان Tigrayan این یک نشانه بود.

آزب دزالگن ، 20 ساله ، با AK-47 بالای شانه خود ، گفت: “به زودی ما پیروز خواهیم شد.”

سرنگونی هواپیما در 22 ژوئن شواهد مهمی را ارائه داد که نشان می داد درگیری در منطقه تیگرای در شمال اتیوپی در حال چرخش لرزه ای است. یک ارتش چریکی Tigrayan در یک جنگ داخلی که با وحشیگری و گرسنگی همراه بود ، برای بیرون راندن ارتش اتیوپی به مدت هشت ماه در حال جنگ بود. حالا به نظر می رسید که این مبارزه به نفع آنها است.

جنگ در ماه نوامبر آغاز شد ، هنگامی که درگیری میان ابی احمد نخست وزیر و رهبران Tigrayan ، اعضای یک اقلیت قومی کوچک که در بیشتر سه دهه گذشته بر اتیوپی تسلط داشتند ، به خشونت کشیده شد.

از آن زمان ، جنگ تا حد زیادی از دید پنهان مانده است ، که توسط خاموشی های ارتباطی پنهان شده و تحت الشعاع خشم بین المللی در مورد افزایش بحران انسانی قرار دارد. اما در طی یک هفته محوری ، من با یک عکاس ، فینبرار اوریلی به پشت جبهه ها رفتم و شاهد انبوهی از پیروزی های Tigrayan بودم که با بازپس گیری پایتخت منطقه به اوج خود رسید ، و روند جنگ را تغییر داد.

ما دیدیم که چگونه یک نیروی خراشیده Tigrayan با استفاده از زور اسلحه ، بلکه با بهره گیری از موجی از خشم مردم ، بر یکی از بزرگترین ارتشهای آفریقا غلبه کرد. با رفتن به جنگ ، Tigrayan ها خود دچار تفرقه شدند ، و بسیاری از افراد بی اعتماد به یک حزب حاکم Tigrayan را خسته ، اقتدارگرا و فاسد می دانستند.

اما فهرست وحشتی که جنگ – قتل عام ها ، پاکسازی قومی و خشونت های جنسی گسترده – را تعریف کرده است ، Tigrayans را علیه دولت آقای ابی متحد کرد و جوانان جوان با انگیزه زیادی را به هدفی کشاند که اکنون از حمایت گسترده برخوردار است.

هایلمریم برهان ، یک فرمانده ، گفت: “مثل سیل است” ، در حالی که چندین هزار زن و مرد جوان ، بسیاری از آنها با شلوار جین و کفش های کتانی ، از طریق مسیر به اردوگاه برای جذب نیروها می روند. “همه به اینجا می آیند.”

آقای ابی ، برنده جایزه صلح نوبل در سال 2019 و اعتبار خود را در مبارزات انتخاباتی Tigray ، خسارات خود را ناچیز ارزیابی کرده است. روز سه شنبه ، آقای ابی در یک سخنرانی با اطمینان خاطر در پارلمان ، از نوعی که زمانی غربیان را تحسین می کرد ، اصرار داشت که عقب نشینی ارتش خود از تیگرای برنامه ریزی شده است – آخرین مرحله از جنگی که دولت برای پیروزی در آن قرار داشت.

اگرچه از روی زمین دیده می شود ، تیگری از انگشتانش می لغزد.

در سه هفته گذشته ، جنگنده های تیگرایان مناطق وسیعی را تصرف کرده اند. مجدداً پایتخت منطقه ، مکله را تصاحب کنید. حداقل 6،600 سرباز اتیوپی را زندانی کرد – و ادعا کرد که حدود سه برابر آنها را کشته است.

در روزهای اخیر ، رهبران Tigrayan حملات خود را به مناطق جدید منطقه گسترش داده اند ، و متعهد شده اند كه فقط در صورت اخراج همه نیروهای خارجی از سرزمین خود متوقف شوند: اتیوپیایی ها ، نیروهای متحد از كشور همسایه اریتره و شبه نظامیان قومی از درب بعدی منطقه آمهارا در اتیوپی.

Getachew Reda ، رهبر ارشد Tigrayan گفت: “اگر مجبور شویم به جهنم برویم و برگردیم ، این کار را خواهیم کرد.”

افسران مطبوعات آقای ابی و ارتش اتیوپی به سوالات این مقاله پاسخ ندادند.

ما در 22 ژوئن ، یک روز پس از انتخابات ملی در اتیوپی که به عنوان گام اصلی در جهت گذار کشور به دموکراسی اعلام شده بود ، به مکل پرواز کردیم.

فرماندهان هر دو طرف گفتند ، در Tigray ، رأی داده نشد و ارتش اتیوپی تازه حمله گسترده ای را برای درهم شکستن مقاومت Tigrayan ، که اکنون به عنوان نیروهای دفاعی Tigray شناخته می شود ، آغاز کرد.

یک حمله هوایی اتیوپی در آن روز به بازار روستاهای شلوغ حمله کرده بود و ده ها کشته برجای گذاشت. ما شاهد رسیدن اولین تلفات به بزرگترین بیمارستان مکله بودیم.

روزها بعد ، سه امدادگر از پزشکان بدون مرز توسط مهاجمان ناشناس به طرز وحشیانه ای به قتل رسیدند.

در حومه ، جنگ با سرعتی خشمگین پیش می رفت. مواضع نظامی اتیوپی مانند دومینو سقوط کرد. ساعاتی پس از سرنگونی هواپیمای باری نظامی توسط Tigrayans ، ما به اردوگاهی رسیدیم که چندین هزار سرباز اتیوپی تازه اسیر شده در آن فاصله داشت ، حدود 30 مایلی جنوب مکله.

زندانیان که در پشت یک حصار سیم خاردار جمع شده بودند ، هنگامی که از وسیله نقلیه خود خارج شدیم ، کف زدند و تشویق کردند – به امید اینکه بعداً توضیح دادند که ما کارگران صلیب سرخ هستیم.

برخی از آنها زخمی شدند ، دیگران پابرهنه – تیگرایان چکمه ها و همچنین اسلحه های خود را توقیف کردند – و بسیاری از آنها درخواست کمک کردند. Meseret Asratu ، 29 ساله ، فرمانده دسته ، گفت: “ما در اینجا سربازان به شدت زخمی داریم.”

در امتداد جاده ، میدان جنگی بود که دیگران کشته شده بودند. اجساد سربازان اتیوپی در زمینی سنگلاخی پراکنده شده بودند ، از جنگ چهار روز قبل دست نخورده و اکنون در آفتاب بعد از ظهر متورم شده است.

وسایل شخصی کنار این ، کنار جعبه های خالی مهمات و یونیفرم های رها شده ، به زندگی مختل شده جوان اشاره دارد: عکس گوش عزیزان از گوش سگ ، اما همچنین گواهینامه های دانشگاه ، کتابهای شیمی و نوار بهداشتی – یادآوری اینکه زنان در هر دو طرف درگیری می جنگند .

Stragglers هنوز جمع می شدند. روز بعد ، مبارزان Tigrayan پنج زندانی تازه اسیر شده را به بالای تپه ای رد کردند و در آنجا خسته و بی روح به زمین افتادند.

داویت توبا ، جوان 20 ساله اهل منطقه ارومیه در اتیوپی گفت که بدون شلیک یک گل تسلیم شده است. جنگ در تیگری مانند تصور او نبود. وی گفت: “به ما گفته شد كه درگیری می شود.” “اما وقتی به اینجا رسیدیم ، این اقدام به غارت ، سرقت ، حمله به زنان بود.”

وی افزود: “این جنگ لازم نبود.” “اشتباهاتی انجام شده است.”

در حال رانندگی ، به یک چهره پراکنده در کنار جاده روبرو شدیم – یک اتیوپیایی که لباس فرم خود را از تنش درآورده بود و چندین گلوله از ناحیه پا زخم شده بود. آرام ناله کرد.

به نظر می رسد که این سرباز زخمی در آنجا انداخته شده است ، هرچند مشخص نبود توسط چه کسی. ما او را به اردوگاه زندانیان برگرداندیم ، جایی که پزشکان اتیوپی در خارج از مدرسه در زمین مقدمات اساسی را انجام دادند. هیچ کس مطمئن نبود که او زنده خواهد ماند یا خیر.

توپخانه از دور رونق گرفت. حمله تيگرايان با استفاده از اسلحه هاي سنگين دستگير شده عليه نيروهاي اتيوپي كه آنها را وارد كرده بودند ، به شمال ادامه داشت. يك دسته از مبارزان با حمل يك مجروح بر روي برانكارد از آنجا عبور كردند. تکلی تسگای ، 20 ساله ، عبور آنها را تماشا کرد.

قبل از جنگ ، آقای Teklay مکانیک در ادیگرات ، 70 مایلی شمال بود. وی گفت ، در فوریه گذشته ، سربازان اریتره با شلیک به خانه عمه وی دختر 5 ساله او را کشتند. روز بعد ، آقای Teklay از Adigrat خارج شد تا به مقاومت بپیوندد.

وی گفت: “من هرگز فکر نمی کردم سربازی کنم.” “اما من اینجا هستم.”

در حالی که تیگرایان در سال جاری بی سر و صدا از یک ارتش چریکی جمع می شد ، آنها تجربه خود را از مبارزه با دیکتاتوری وحشیانه مارکسیست در اتیوپی در دهه 1970 و 1980 ، تحت پرچم جبهه آزادیبخش مردم تیگرای ، به دست آوردند.

سپس ، روشنفکران تیگرایی از ایدئولوژی مارکسیستی برای اتصال مبارزان دهقان به اهداف خود استفاده کردند ، دقیقاً مانند ویت کنگ یا شورشیان در آنگولا و موزامبیک.

اما این بار ، جنگجویان Tigrayan عمدتاً تحصیل کرده و از شهرها و شهرها تبار هستند. و این عصبانیت از جنایات است ، نه مارکسیسم که آنها را به سمت هدف سوق می دهد.

در اردوگاه جذب نیرو ، مربیانی که زیر درختان ایستاده بودند درباره فرهنگ و هویت تیگرایان سخنرانی کردند و به نیروهای تازه استخدام آموزش دادند که یک AK-47 را شلیک کنند.

همکاران و دوستان گفتند که موج جذب نیروها شامل پزشکان ، اساتید دانشگاه ، متخصصان یقه سفید و Tigrayan های دیاسپورا از ایالات متحده و اروپا است. حتی در مکل که در دست دولت است ، استخدامها به طور فزاینده ای گستاخانه افزایش یافت.

دو هفته پیش ، یک پوستر TDF بر روی دیواری در کنار سنت جبرئیل ، بزرگترین کلیسای شهر ، ظاهر شد. در این مقاله آمده است: “کسانی که نمی توانند به آنها بپیوندند به خوبی مردگان در حال راه رفتن هستند.” ساعاتی بعد ، سربازان اتیوپیایی از راه رسیدند و آن را پاره کردند.

مولوگتا گبرهیوت بره ، 61 ساله ، عضو ارشد بنیاد صلح جهانی در دانشکده حقوق و دیپلماسی فلچر در دانشگاه تافتس ، ماساچوست ، هنگام شروع جنگ در ماه نوامبر ، از مکل بازدید می کرد. من او را در نزدیکی شهر سامره ، یک تپانچه چوبی که در آن با چرم پوشانده شده بود ، پیدا کردم.

این آکادمیک که زمانی به واسطه توافق صلح برای سازمان ملل در دارفور کمک کرد ، گفت: “من به مقاومت پیوستم.” “احساس کردم گزینه دیگری ندارم.”

حتی برخی از فرماندهان اتیوپی با برخورد آقای ابی در درگیری احساس بیگانگی می کردند.

تا اواخر ماه ژوئن ، سرهنگ حسین محمد ، مرد قد بلندی با لبخند دندان طلا ، فرمانده لشکر 11 پیاده نظام در Tigray بود. اکنون او زندانی بود و در کنار دیگر افسران اتیوپیایی در یک مزرعه نگهداری می شود

سرهنگ حسین با تأیید اینکه داوطلبانه صحبت می کند ، گفت: از 3700 سرباز تحت فرماندهی او ، حداقل نیمی از آنها کشته شده اند. وی گفت: “جریان این جنگ جنون سیاسی است.”

او همیشه نسبت به اتحاد نظامی آقای ابی با اریتره ، دشمن قدیمی اتیوپی احترام جدی داشت ، وی گفت: “آنها املاک را به یغما می برند ، به زنان تجاوز می کنند ، جنایاتی را مرتکب می شوند. تمام ارتش از این ازدواج ناراضی هستند. “

هنوز هم ، سربازان اتیوپیایی به همین جنایات متهم شده اند. من در حالی که باران از بیرون می بارید ، با سرهنگ حسین در یک اتاق دیواره سنگی ، با سقف حلبی ، ملاقات کردم. وقتی صاحب اتاق ، تسهای بره ، با سینی فنجان های قهوه وارد شد ، صورتش کدر شد.

“آن را بگیرید!” او به افسر اتیوپی برخورد کرد. “من به شما خدمت نمی کنم.”

لحظاتی بعد خانم تسهای بازگشت و عذرخواهی کرد. وی گفت: “از احساسی بودن متاسفم.” “اما سربازان شما خانه من را سوزاندند و محصولات مرا دزدیدند.”

سرهنگ حسین آرام سرش را تکون داد.

حتی قبل از اینکه نیروهای اتیوپی در 28 ژوئن مکله را ترک کنند ، اشاره هایی به وجود آمدن چیزی وجود داشت. اینترنت قطع شد و در مقر منطقه ای که آقای ابی یک دولت موقت را در آنجا نصب کرده بود ، راهروهای خلوت و دفاتر قفل شده را پیدا کردم. در خارج ، افسران پلیس فدرال کوله پشتی ها را به داخل اتوبوس می بستند.

از مقر نیروهای دفاع ملی اتیوپی در Mekelle دود بلند شد – معلوم شد که یک سند سوختن اسناد توسط بازداشت شدگان متهم به حمایت از TDF به شدت انباشته شده است

هفته ها قبل ، افسران اطلاعاتی اتیوپی یکی از آنها ، یوهانس هفتوم را با یک گاو شکنجه کرده بودند. آقای یوهانس به خاطر آورد که آنها گفتند: “ما شما را بسوزانیم.” “ما شما را زنده به گور می کنیم.”

اما بعد از اینکه وی دستورات آنها را برای حمل اسناد محرمانه خود به محل سوختگی در تاریخ 28 ژوئن دنبال کرد ، اتیوپیایی ها آقای یوهانس را آزاد کردند. ساعاتی بعد ، اولین جنگنده های TDF وارد مکل شدند و روزهای جشن پرشور را برپا کردند.

ساکنان خیابان هایی را پر می کردند که جنگجویان جوان مانند ملکه های زیبایی بر روی وسایل نقلیه رژه می روند ، یا از توکتوک های تند تند به هوا پاشیده و تیراندازی می کنند. کلوپ های شبانه و کافه ها پر شدند و یک زن مسن تر ، در حالی که فریاد خدا را شکر می کرد ، به پای یک مبارز تازه وارد سجده کرد.

در روز چهارم ، مبارزان هزاران اسیر اتیوپیایی را از طریق مرکز شهر رژه بردند ، این نشان از پیروزی بود که سرزنش رهبر اتیوپی بود. “ابی یک دزد است!” مردم در حالی که سربازان مأیوس از گذشته عبور می کردند شعار می دادند.

این جشن ها سرانجام به خانه ای رسید که آقای گتاچوئه ، رهبر Tigrayan و سخنگوی TDF ، اکنون از پایگاه کوهی خود فرود آمده بود.

هنگامی که ویسکی جریان داشت ، آقای گتاچیو در حالی که یک ژنراتور در پس زمینه می لنگید ، با تلفن ماهواره خود تماس های دستکاری می کرد. وی گفت كه آقای ابی زمانی یار سیاسی وی حتی دوست وی بوده است. اکنون رهبر اتیوپی خطوط برق و تلفن مکل را قطع کرده و حکم دستگیری وی را صادر کرده بود.

میهمانان که از پیروزی دلخور بودند ، با هیجان درباره مرحله بعدی جنگ خود در Tigray بحث کردند. یکی کیکی با پرچم Tigrayan تولید کرد که آقای گتاچیو ، در حالی که چاقویی را با یک فرمانده ارشد به اشتراک گذاشت ، با صدای بلند تشویق کرد.

در بیشتر دوران حرفه ای خود ، او مدافع سرسخت دولت اتیوپی بود. وی گفت ، اما جنگ این موقعیت را غیرقابل دفاع كرد. حالا او در حال برنامه ریزی برای همه پرسی استقلال تیگرایان بود.

وی گفت: “هیچ چیز نمی تواند دولت اتیوپی را همانطور که ما می شناسیم نجات دهد ، به جز یک معجزه.” “و من معمولاً به آنها اعتقادی ندارم.”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>