چگونه هلن مک کوری ، حتی در هاله ای از رمز و راز ، درخشید


مانند خانم میرن ، خانم مک کریوری ، در نگاه اول ، هوای فریبنده ای از رمز و راز را برانگیخت. او حتی در دوران جوانی نیز لبخندی از جنس ابوالهول ، آلتو آلرژیک و نگاهی غالباً سرگرم کننده و کمی خسته داشت ، گویی که قبلاً بیش از آنچه دیده بود دیده بود.

در اوایل قرن 21 ، من او را به عنوان یلنا خسته و بی قرار در “عمو وانیا” چخوف ، نقشی که برایش متولد شد (در رپرتوری با اولیویا که در آن هوس گرفته بود در “شب دوازدهم” به کارگردانی سام مندز) دیدم. به عنوان یک روزالیند نفسانی نفسانی در “همانطور که دوست دارید” در وست اند. و (دوباره کاملاً بازیگر) به عنوان یک دوست معمایی که برای دیدار در “Old Times” هارولد پینتر در انبار دونمار می آید.

او در آن تولیدات دنیایی وابسته به عشق شهوانی ژان مورو را به ذهن متبادر کرد. این شخصیت پیش فرض او در آن روزها بود ، و شخصی که می توانست برای بقیه کار خود فخر فروشی کند. او مملو از شوخ طبعی و هوش بود و من می توانستم او را در دوره ای دیگر به عنوان موزی برای افرادی مانند نوئل ترسو تصور كنم.

اما خانم مک کوری می خواست عمیق تر کند. و در کمتر از یک دهه ، بین سالهای 2008 و 2016 ، او در سه نمایش تمام عیار که به مغز زندگی های ویران شده و ویرانگر می انجامد ، عظمت ارائه داد. ابتدا ربکا وست که از نظر الکتریکی تقسیم شده بود ، در “روزمراسمولم” ایبسن ، “زن تازه نفس” آزاد اندیش ، که توسط کنوانسیون های غلتز جامعه ای که هرگز به راحتی نمی توانست در آن زندگی کند ، از هم پاشیده شد. سپس در فیلم “دریای عمیق آبی” ساخته ترنس راتیگان ، دلگیر قلب او ، هستر كولیر ، یك زن از طبقه متوسط ​​بالاتر با بیدار كردن جنسی وجود داشت.

در این بین ، او جرات کرد که یک مدیا باشد که قبل از شروع بازی حتی به پایین رسیده بود. در تولید بی وقفه و سخت کری کراکنل ، خانم مک کریوری در نقش یک جادوگر مظلوم اوریپیدس به عنوان یک زن ناامید و ناامید بازی کرد که معتقد بود هرگز و هرگز حال بهتری نخواهد داشت. این منطق وحشتناک و بن بست افسردگی بود که این مادیه را پیش برد.

پرستار بچه خانگی (با بازی میکائلا کوئل جوان) مشاهده کرد: “هیچ چیز نمی تواند بین این زن و بدبختی او پیش بیاید.” اما این هدیه خانم مک کوری بود که ما را به آن فضای روشن بین یک شخصیت و شدیدترین احساساتش هدایت کند و ما را وادار کند تا درک کنیم این احساسات از کجا ناشی می شود و چگونه او را تصاحب کرده اند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>