کیت وینسلت: “زنان می دانند زنان چه می خواهند”


  • مخاطبانش از ماری کلر پشتیبانی می کنند. هنگامی که از طریق پیوندهای سایت ما خرید می کنید ، ممکن است در مورد برخی از کالاهایی که برای خرید انتخاب می کنید ، کارمزد دریافت کنیم.

  • او در فیلمی که همه درباره آن صحبت می کنند نقش ماری آنینگ ، متخصص باستان شناسی را بازی می کند – در اینجا ، کیت وینسلت ما را در ساخت آمونیت پر می کند (و بله ، آن صحنه جنسی …)

    این فیلم – و صحنه جنسیت – در حال حاضر ، و به همین دلیل ، در عناوین اصلی غالب است. بر اساس زندگی پیشگام دیرین شناس ماری آنینگ ، آمونیت سهم آنینگ را در دیرین شناسی – و عدم تأیید او برای کارش – در کنار زندگی و روابط عاشقانه خود بررسی می کند. به کارگردانی فرانسیس لی ، کیت وینسلت در نقش آنینگ در مقابل Saoirse Ronan (بازیگر نقش شارلوت مورچیسون) به ما نگاه می کند و به دنیای خیالی “بزرگترین فسیلیست که جهان هرگز نمی شناخت” نگاه می کند.

    چه سفری آمونیت بود ، باورنکردنی بود.

    آ، خیلی ممنون. این یک سفر بود ، بله ، قطعاً همینطور بود.

    این یک ساعت سخت در حین قفل بود زیرا من را ناامید کرد که به خارج از منزل عالی بروم و کنار دریا باشم. فیلمبرداری آن در لایم رجیس چگونه بود؟

    من به آمونیت نگاه می کنم ، که یک فیلم سخت بود ، اما البته الان آن را به عنوان این لوکس بودن به یاد می آورم. ما در تمام مدت فقط بیرون بودیم و می توانستیم با مردم دست بگیریم و ماهی و چیپس بگیریم و در صف فروشی ماهی و تراشه بایستیم. این فیلمبرداری فوق العاده ای در Lyme Regis بود و در واقع یکی از تنها مکانهای این قفل است که واقعاً آرزو می کنم آرزویش را داشته باشم. از خودم می پرسیدم که آیا رانندگی به آنجا خیلی دور است؟ و من مثل ، بله ، 1000٪ خیلی دور بودم. اما آن سواحل و جو شهر و مردم … موزه لایم رجیس و دیرین شناسان محلی خیلی به ما کمک کردند و هنگام ساخت فیلم واقعاً با جامعه ارتباط داشتیم. این فقط یک تجربه خارق العاده بود.

    در طول فیلم می بینیم که کاراکتر شما دائماً به مردان نسبت داده می شود و در موزه ها و مجموعه های خصوصی پایان می یابد بدون اینکه اعتبار لازم به او داده شود. برای شما چقدر اهمیت داشت که در کارهایی که انجام می دهند از زنانی مثل مریم قدردانی کنید؟

    فوق العاده مهم بود ، به طرز باورنکردنی ، به تمام دلایلی که شما الان گفتید. زیرا برای مردان ثروتمند و قدرتمندی که رک و پوست کنده شاید کاملاً باهوش او نبوده اند ، یافته های او را گرفته ، خریداری کرده و مجدداً به عنوان کشف خود تصاحب کرده اند ، این فقط خشم آور است. منظورم این است که فقط باور نکردنی است. من فکر می کنم درست است که دنیا می داند چنین چیزی اتفاق می افتد و فقط در زمینه دیرین شناسی نیست. تأثیر ماری در دنیای زمین شناسی بی تأثیر بوده است ، و مردان در مورد یافته های او همیشه بحث می کنند – او مورد سوال و برچسب “عجیب” قرار گرفت.

    نظر شما در مورد او چیست؟

    من او را بسیار تحسین کردم زیرا او یک قهرمان خودآموخته ، طبقه کارگر بود که زندگی بسیار سختی را پشت سر گذاشت که مملو از مبارزه بود. پدرش که یک شکارچی فسیل آماتور بود ، به او آموخت ، او وقتی که او تنها 11 سال داشت درگذشت. او توسط مادرش که در یک غم دائمی غم و اندوه بود ، بزرگ شد – او هشت فرزند را از دست داده بود در حالی که مری زنده بود و دو فرزند قبل از تولد ماری. بنابراین می توانید تصور کنید که زندگی در این دنیای کاملا منزوی که عشق زیادی به او نمی ورزید ، برای زندگی چگونه بوده است. بنابراین دانستن اینکه چگونه دوست داشته باشیم و دوست داشته شویم و فقط در سطح بسیار ابتدایی با مردم ارتباط برقرار کنیم چیزی بود که به اعتقاد من برای او آسان نبود.

    چگونه از او یاد گرفتید؟

    او خاطرات روزانه نگهداری نمی کرد اما این کتابها را داشت که او را “کتاب روز” یا “کتابهای کار” یا چیزهای دیگری می خواند ، که بسیاری از دعاها و شعرها را در آن می نوشت. برخی از آنها کپی می شدند ، اما هر از چند گاهی او حکایات شخصی کمی می نوشت. تعداد معدودی برای دسترسی به من وجود داشت زیرا آنها فقط وجود ندارند. اما در یکی از آنها او در مورد اینکه دنیا چنین دست مریضی به او زده است صحبت می کند. او می گوید: “جهان با من بسیار بیمارانه رفتار کرده است.” بنابراین با وجود این ، او همچنان ادامه داد. می دانید ، او کینه توز نبود ، تلخ نبود. او خسته بود ، بله کاملاً ، اما به نوعی هنوز کار خود را انجام داد و عاشق کارش بود. من عاشق این هستم که در آمونیت می بینید که این دو زن از طریق کار ، از طریق کار جسمی با هم جمع شده اند. و برای من که بسیار بسیار قدرتمند است.

    همچنین این تماشای من را تحت تأثیر قرار داد که چقدر نادر است که ببینم زنان در آن دوره زمانی که “دوست داشتنی” بودن یا دوست داشتن را در اولویت قرار نمی دهند. در مورد مری ، این کار مهم بود و من فکر می کنم اولین باری که می بینیم شخصیت شما حتی لبخند می زند در ساحل است. این برای شما چگونه بود ، آیا چیزی که احساس متفاوتی در شما ایجاد کند وجود دارد؟

    خوب ، بازی در نقش شخصی که توسط مردان تعریف نشده است ، که اجازه نمی دهد خودش توسط مردان تعریف شود ، بسیار قدرتمند بود. از آنجا که دنیای پدرسالار با او چنین دست خشن برخورد کرد و من فهمیدم که واقعاً نوعی تجربه استثنایی است ، فقط ایستادن در ایستادن در چنین واقعیتی. شما می دانید که مری این توانایی را داشت و او را در سطح صمیمانه با زنی جفت می کرد ، احساس صحیحی داشت ، از بسیاری جهات احساس شایستگی او می کرد. و این همچنین به این معنی بود که ما اجازه داشتیم به جنبه زنانه تری از او که از کارش دور بود ، دسترسی پیدا کنیم که تقریباً نتوانست – فکر می کنم – جرات خود را برای کاوش یا تجربه ، زیرا این فقط نحوه مواجهه او با جهان نبود.

    بنابراین دیدن طرف نرمتر او از طریق ارتباط با شارلوت و لذتی که برای او به وجود آورد واقعاً بسیار ویژه بود. و من فکر می کنم شما بیشتر احساس می کنید زیرا ، همانطور که می گویید ، او خیلی کم لبخند می زند. او خیلی کم به خودش اجازه می دهد فقط تصدیق کند که شارلوت انجام داد فقط دستش را روی شانه اش بگذارید و او انجام داد فقط چند ثانیه بیشتر بگذارید آنجا ، می دانید؟ آن لحظات واقعاً به شدت در فیلم احساس می شوند زیرا به عنوان زبان استفاده می شوند و تعداد کمی از آنها وجود دارد. و فضای آرزو نیز – آرزو و آرزوی خوب به سبک قدیمی – ما واقعاً چنین چیزی را در داستان خود داریم و واقعاً مجاز به نشستن در آن بودیم. و این نیز کاملاً غیرمعمول بود ، ما مجبور نبودیم مرتباً آن را با حرف یا عمل پر کنیم.

    فکر نمی کنم من تا به حال چنین تصویری واقع گرایانه از رابطه جنسی لزبین را در صفحه دیده باشم که به نظر نمی رسد هدفمند آن را تیترزه کند یا برای نگاه مرد طراحی شده باشد. من خواندم که شما با دوستان همجنسگرا درباره تجربیات آنها صحبت کرده اید. چه چیزی آموختید که به آن بیاورید؟

    خوب این می تواند داستان های خصوصی باشد [laughs] اما موارد زیادی در تمرین بصورت خصوصی بین فرانسیس به اشتراک گذاشته شده است [Lee, director] و Saoirse [Ronan] و خودم که قطعاً به ایجاد مکانی واقعاً قابل اعتماد برای کار کردن ، سه نفر با هم کمک کردیم. اما چیزی که من برای خودم و همچنین کشف کردم [through] حمایتی که دوستان همجنسگرایم از من نشان دادند فقط این بود که هیچ نوع بازی قدرت وجود ندارد. هیچ بازی جنسیتی در یک جنس همان لحظه صمیمی وجود ندارد. بنابراین ، وقتی این کلیشه ها را حذف می کنید ، فضای برابری کاملاً باز می شود.

    آنچه که من همچنین متوجه شدم این است که زنان می دانند زنان چه می خواهند ، و این بسیار کمک کرد. این بدان معنا بود که من و سائورس واقعاً می توانستیم با هم در میان بگذاریم و کاملاً در مورد موارد در سطح بالایی بحث کنیم. بعلاوه ما می دانستیم که نمی خواهیم از قدرت آن صمیمیت بین آنها دوری کنیم فقط به این دلیل که کرست هایی در راه هستند ، می دانید؟ و اغلب فکر می کنم با داستان های عاشقانه دورهمی ، همه چیز می تواند کاملاً آزمایشی یا ظریف یا حساس یا عاشقانه تر باشد. و ما می خواستیم که این کاملاً در عشق و قدرتی عمیق و احشایی که این زنان هنگام کنار هم بودن احساس می کردند کاملاً احساس شود. این بدان معناست که ما فقط با در نظر گرفتن این نکته و دانستن اهمیت آن برای ما ، آزادی بسیار زیادی را به روشی صمیمی به خود اختصاص داده ایم.

    آمونیت اکنون بیرون است.

    Leave a reply

    You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>