یک دهه پس از بهار عربی ، مستبدین هنوز حاکم بر خاورمیانه هستند


یک دهه پیش ، جمعیت در میدان تحریر قاهره به تجمع خواستار برکناری رئیس جمهور مصنی ، رئیس جمهور حسنی مبارک ، مورد حمایت آمریکایی ها شدند. در واشنگتن ، رئیس جمهور باراک اوباما تصمیمی سرنوشت ساز گرفت و وی را به ترک قدرت فراخواند.

آقای اوباما در خاطرات اخیر خود یادآوری کرد که واکنش سایر مخالفان عرب سریع بوده است.

شیخ محمد بن زاید ، عملاً حاکم امارات متحده عربی – کشوری کوچک با نظامی بسیار بزرگ که روی سلاح ها و آموزش های آمریکایی ساخته شده است – به رئیس جمهور گفت که دیگر ایالات متحده را به عنوان یک شریک قابل اعتماد نمی بیند.

آقای اوباما نوشت: “این یک هشدار بود که” نظم قدیمی قصد ندارد قدرت را بدون درگیری تسلیم کند. “

ده سال بعد ، برخوردهای بین آن نظم قدیمی و خیزش های مردمی در سراسر خاورمیانه در سال 2011 که به بهار عربی معروف شد ، بسیاری از منطقه را به ویرانه ای تبدیل کرده است.

جنگ در لیبی و یمن این کشورها را به موزاییک های متلاشی شده شبه نظامیان رقیب تقلیل داده است. اتوکرات ها در مصر ، سوریه و بحرین به قدرت می چسبند و همه مخالفان را از بین می برند. تونس ، که به عنوان تنها موفقیت این قیام ها شناخته می شود ، به عنوان بنیانگذاران اقتصاد خود تلاش کرده است تا از دموکراسی بهره مند شود.

امید به یک دوره جدید از آزادی و دموکراسی که در سراسر منطقه موج می زند تا حد زیادی خرد شده است. ثابت شد که ایالات متحده متحدی غیرقابل اعتماد است. و دیگر قدرتهایی که برای خنثی کردن شورشها و خم کردن منطقه به خواست خود وارد عمل شدند – ایران ، روسیه ، ترکیه ، عربستان سعودی و امارات – فقط قدرت بیشتری یافته اند.

عمرو دراگ ، که به عنوان وزیر در خدمت می کرد ، گفت: “مردم اکنون به خوبی می دانند که هیچ کس به آنها کمک نمی کند ، که آنها مجبورند به خود کمک کنند و کشورهایی که برای تغییر به دنبال آنها بودند بخشی از این مشکل هستند.” دولت منتخب دموکراتیک که قبل از آنکه توسط ارتش در سال 2013 سرنگون شود ، به سختی یک سال بر مصر حکومت می کرد. تغییر مثبت. “

بزرگترین امید روشنفکران در واشنگتن و منطقه این است که بهار عربی حداقل طعم امکان دموکراسی را در مردم چشیده است. و اینکه اگر نابرابری و ستم زمینه ای که منجر به شورش ها شده است فقط بدتر شده باشد ، احتمالاً دوباره قیام ها بازگشت خواهند کرد ، همانطور که اخیراً در سودان ، الجزایر ، لبنان و عراق اتفاق افتاده است.

جرقه ای که بهار عربی را شعله ور کرد ، یک میوه فروش در یک شهر فقیر تونس بود که پس از سیلی پلیس و توقیف ترازوی الکترونیکی وی ، دیگر تحمل آن را نداشت. او خود را به آتش کشید ، و مرگ او سرخوردگی حاکمان را در سراسر منطقه متبلور کرد ، که با زور حکومت می کردند ، افراد وابسته خود را غنی می کردند و توده ها را در فقر ، فساد و حکومت ضعیف غرق می کردند.

پس از آنکه معترضان تونسی ، زین العابدین بن علی ، خودکامه دیرین forced کشور را به تبعید وادار کردند ، تظاهرات در مصر ، لیبی ، یمن ، بحرین و سوریه آغاز شد. در اوایل سال 2012 ، سه رئیس دولت دیگر نیز برکنار شده بودند ، اما احساس مبهم قدرت مردمی دوام نمی آورد.

انتخابات در مصر اخوان المسلمین اسلام گرا را قدرت می بخشد تا اینکه ارتش برای سرنگونی رئیس جمهور محمد مرسی و به دست گرفتن قدرت برای خود وارد عمل شد.

در لیبی ، ایالات متحده و کشورهای متحد نیروهای معمر القذافی را بمباران کردند و از شورشیان حمایت کردند. اما مخالفان نتوانستند متحد شوند ، تا حدی به این دلیل که رقبای منطقه ای از جناح های رقیب حمایت کردند و کشور همچنان شکافته است.

در بحرین ، تانکهای سعودی به سرکوب قیام اکثریت مسلمان شیعه علیه سلطنت سنی کمک کردند.

در یمن ، یک فرد دیرپا و قدرتمند قدرت را ترک کرد اما سپس با شورشیانی که پایتخت را به دست گرفتند ، پیوست و جنگ داخلی و بمب گذاری توسط ائتلاف تحت رهبری عربستان را آغاز کرد که یک بحران انسانی وحشتناک ایجاد کرده است.

سوریه ، از بسیاری جهات ، بدترین سناریو را نشان می دهد: قیامی که به یک جنگ داخلی تبدیل شد و تمام شهرها را نابود کرد ، درها را برای دولت اسلامی و دیگر جهادگران گشود ، میلیون ها پناهنده را به خارج از کشور گریخت و از سوی بسیاری از افراد دعوت به مداخله کرد. قدرت های بین المللی پس از همه اینها ، رئیس جمهور بشار اسد همچنان در قدرت است.

محمد صالح ، نویسنده سوری از حمص گفت: “از بهار عربی ، همه چیز بدتر شده است.” وی افزود: آنچه تغییر كرد این بود كه نیروهای خارجی بیشتری در سوریه كنترل می كنند. سوریه ویران شده و از هم جدا شده است.

کسانی که در این قیام ها شرکت کردند با ترکیبی از تلخی و دلتنگی آنها را به یاد می آورند و دلایل مختلف عدم موفقیت خود را ذکر می کنند: حمایت ناسازگار از غرب ، مداخله سایر قدرت ها و ناتوانی معترضین در انتقال به سیاست ، نخبگان ریشه دار و اصلاح انشقاقات در جوامع آنها

بشار الطالحی ، که از شورشیان لیبی و اولین دولت انتقالی پشتیبانی فنی ارائه می داد و اکنون به عنوان تحلیلگر درگیری کار می کند ، گفت: “ما به اندازه کافی بالغ نبودیم ، ما نمی دانستیم که درگیری چیست ، دموکراسی چیست ، سیاست چیست.” “ما فکر می کردیم که فقط باید از شر انفجار خلاص شویم ، اما نمی فهمیدیم که بوگیم جادوی خود را در همه ما پخش کرده است.”

بسیاری ایالات متحده را متهم کردند که از ترس آسیب رساندن به منافع خود ، اقدامات کافی برای حمایت از شورش ها انجام نداده است.

در مصر ، دولت اوباما خودداری از تسخیر ارتش در سال 2013 را کودتا خواند و ترجیح داد از روابط خود با ارتش مصر محافظت کند ، حتی پس از آنکه صدها نفر از معترضین ضد کوپ را به قتل رساند. در لیبی ، تعامل غرب پس از مرگ آقای القذافی کمرنگ شد و به فروپاشی انتقال سیاسی برنامه ریزی شده کمک کرد. در سوریه ، ایالات متحده تمرکز خود را از حمایت از مخالفان به جنگ با دولت اسلامی تغییر داد تا در زمان رئیس جمهور ترامپ ، بیشتر نیروهای خود را بیرون بکشد.

قدرتهای دیگر که اغلب به منطقه نزدیکترند و کمتر به دموکراسی توجه دارند ، برای پر کردن خلاushed وارد عمل شدند.

عربستان سعودی و امارات از رژیم سلطنتی در بحرین حمایت کردند و دولت مصر را با جبران خدشه دار کردن یک رویکرد مداخله جویانه و بدون توافق ، آغاز کردند.

عبدالخالق عبدالله ، دانشمند علوم سیاسی اماراتی گفت: “ما از دهه 1970 ، زمانی که جوجه اردک کوچکی بودیم که نیاز به محافظت از آمریکا داشتیم و نیاز به اجازه از آمریکا داشتیم ، مسیری طولانی را طی کرده ایم.” “سطح خاصی از اعتماد به نفس وجود دارد که منجر به ابراز وجود در منطقه و استقلال بیشتر در مقابل آمریکا و دیگر قدرتها شده است.”

مقامات پیشین ایالات متحده که خواست نامشان فاش نشود ، گفتند که در سال 2014 هنگامی که امارات با استفاده از سلاح و تجهیزات ساخت آمریکا ، پایتخت لیبی ، طرابلس ، را بمباران کرد ، مبهوت شدند و شرایط فروش را نقض کردند و سیاست های آمریکا را نقض کردند. یکی از مقامات گفت ، اما هنگامی که ایالات متحده شکایت کرد ، اماراتی ها عصبانی شدند که ایالات متحده از شخصیت برگزیده خود حمایت نمی کند ، عقب نشینی کردند.

سخنگوی شورای امنیت ملی از اظهار نظر در این باره خودداری کرد.

عربستان سعودی و امارات قبل از آغاز یک کارزار نظامی در یمن در سال 2015 توجه چندانی به مقامات آمریکایی ندادند و از آن زمان به بعد حمایت مالی کرده و نفوذ خود را بر پادشاه اردن و دولت جدید سودان گسترش داده اند.

در سوریه ، ایران برای تقویت نیروهای آقای اسد با شبه نظامیان به پرواز درآمد ، روسیه ارتش خود را برای بمباران سنگرهای شورشیان فرستاد و ترکیه مناطق شمالی این کشور را به یک کشور تحت الحمایه واقعی تبدیل کرده است. فعال ترین گفتگوها درباره آینده این کشور اکنون در میان این سه کشور است ، در حالی که غرب در حاشیه نشسته و ویرانی ها سوری ها را درگیر خود می کند.

اما بسیاری از پیشکسوتان بهار عربی استدلال می کنند که با ناتمام ماندن بسیاری از تجارت های خیزش ها ، جنبش های دموکراسی خواهی خواهان بازگشت هستند.

توکل کرمن ، که به دلیل نقشی که در قیام یمن داشت ، برنده جایزه صلح نوبل در سال 2011 شد ، گفت: “کسی که می گوید بهار عربی مرده است ، تاریخ مبارزات مردم را نمی داند.” “رویاهای مردم ما نمرده اند و نمی میرند.”

جمعیت این منطقه بسیار جوان است. اکثر دولت های آن نتوانسته اند امنیت اقتصادی را تأمین کنند. و یک نسل کامل هیجان خیابان رفتن و پریدن روی عکس دیکتاتورها را به یاد می آورند.

در سالهای اخیر ، جنبشهای سبک بهار عربی علیه فساد و حاکمیت ضعیف ، مستبدین باسابقه در الجزایر و سودان را به بیرون رانده است. اعتراضات مشابه عراق و لبنان را به لرزه درآورده است ، اما فاقد یک استبداد واحد که بتواند خشم خود را متمرکز کند ، نتوانست سیستم های پیچیده و فرقه ای سیاسی آنها را تغییر دهد.

در طولانی مدت ، قیمت پایین نفت و افزایش جمعیت می تواند کشورهای خلیج فارس را با هزینه کمتری برای مداخلات خارجی ترک کند ، و انقلابیون باسابقه می توانند درس شکست های خود را به فعالان جوان انتقال دهند.

تارک المنشاوی 39 ساله که صاحب یک مغازه تعمیر خودرو در قاهره است ، اعتراضات یک دهه پیش را به عنوان بهترین روزهای زندگی خود مرور می کند. او با کمال میل به خاطر می آورد که وقتی اش و هزاران نفر دیگر سرانجام طنابهای پلیس را پشت سر گذاشتند و به میدان تحریر رسیدند ، اشک ریخت.

وی گفت كه انقلاب ممكن است ناكام مانده باشد ، اما با این وجود قدرت قدرتمندی را به دست آورد.

وی گفت: “نسل های جوان آنچه را كه اتفاق افتاد دیدند.” “مثل کوسه است که بوی خون می دهد. آزادی اینگونه است. ما یک بار آن را بو کردیم ، بنابراین تلاش خود را ادامه خواهیم داد. “

دوست وی ، احمد رادوان ، 33 ساله ، گفت که اگر شورشی علیه دولت فعلی آغاز شود ، او با کمال میل دوباره اعتراض خواهد کرد. اما او متقاعد شده است که یک خیزش دیگر بی فایده خواهد بود.

وی گفت: “ما ابزار نداریم.” “آنها بسیار قوی تر هستند.”

بن هوبارد از بیروت ، لبنان و دیوید دی کرک پاتریک از نیویورک گزارش دادند. ویویان یی گزارش خود را از قاهره و هویدا سعد را از بیروت ارائه دادند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>