‘I Failing’: تماشاگران از تماشای مرگ جورج فلوید گناهکار هستند


مینیاپولیس – آلیسا فوناری برای پخش موسیقی به یک سیم برای اتصال تلفن همراه خود به ماشین احتیاج داشت ، بنابراین اوایل شب گذشته در ماه گذشته گذشته خود را به یک فروشگاه گوشه ای در جنوب مینیاپولیس رساند.

دونالد ویلیامز دوم پس از یک روز طولانی ماهیگیری با پسرش و دوستانش برای خرید یک نوشیدنی و پاک کردن سرش به همان فروشگاه Cup Foods رفت.

و جودا رینولدز 9 ساله به میان وعده هایی احتیاج داشت ، بنابراین او با پسر عموی بزرگترش به فروشگاهی رفت که قبلاً بارها از آن بازدید کرده بود ، با پوشیدن یک تی شرت مروارید که روی آن نوشته شده بود “عشق”.

در تاریخ 25 ماه مه ، نبش خیابان 38 و خیابان شیکاگو به روش معمول خود زنده بود و مقطعی از ساکنان شهرهای دوقلو را که به زندگی روزمره ترین آیین های زندگی مشغول بودند ، جلب کرد: پر کردن یک مخزن بنزین. قدم زدن خرید شام

اما در یک لحظه ، زندگی هایی که در آن شب در بلوک جمع می شدند برای همیشه تغییر می کردند ، و با تحریک لحظات خشم ، ناامیدی و غم بهم می پیوندند.

با گذشت یک هفته از محاکمه درک شووین ، افسر سابق پلیس مینیاپولیس که متهم به قتل جورج فلوید است ، تصویر واضح تری از آنچه در آن تقاطع فراتر از فیلم وحشتناک و گسترده منتشر شده از آقای فلوید فریاد می کشد که نمی تواند نفس بکشد ، به دست آمده است. .

همانطور که ملت در این هفته تماشا می کردند ، شاهد پس از یک حس حاد درد طولانی را توصیف می کرد و اینکه چگونه یک گوشه در مینیاپولیس به یک حضور خالی از سکنه در زندگی آنها تبدیل شده است. این شهادت غالباً اشک آور چگونگی موج زخم 25 مه را به بیرون نشان داده و شاهدان عینی توضیح داده اند که چگونه آنها نه تنها با خاطراتی از پایان گرافیکی زندگی آقای فلوید باقی مانده اند ، بلکه همچنین گناهکار بوده اند که آنها نتوانسته اند کاری برای نجات او انجام دهند.

هرکدام به روش خود بار مسئولیت تماشاچی بودن در یک مرگ خشن ، حرکت آهسته و تردید خود را فلج کننده نشان داده اند.

این هفته ده نفر از حاضران در سنین 9 تا 61 سال در دادگستری شهرستان هنپین جایگاه خود را حفظ کردند. برخی گفتند که هرگز نمی توانند معده را به محلی که اتفاق افتاده برگردند. برخی دیگر ، از جمله برخی که در دادگاه حاضر نشده اند ، هنوز هم نمی توانند حدس دوم را بزنند.

خانم فوناری ، 18 ساله ، که روز سه شنبه شهادت داد و در تصاویر دوربین بدن پلیس دیده می شود که درست در جلوی حاشیه ایستاده است ، می گوید: “این کار دشوار بود زیرا احساس می کردم واقعاً کاری نمی توانم به عنوان یک تماشاگر انجام دهم.” تاپ تانک ، فیلمبرداری از دستگیری آقای فلوید. وی با اشاره به پلیس ، افزود: “بالاترین قدرت در آنجا بود و احساس می کردم در حال شکست هستم.”

تقاطع در نزدیکی یکی از محله های تاریخی سیاه پوستان مینیاپولیس واقع شده است. این مکان معمولاً شلوغ است ، با یکی از معدود پمپ بنزین های محله و چند رستوران. و Cup Foods مکانی است که مردم برای اندکی از همه چیز به آنجا می روند: خرید میان وعده ها یا چیزهای دلچسب تر مانند پف های پیتزا. به پول نقد یا پول نقد.

در ماه های گذشته از مرگ آقای فلوید ، تقاطع به روی ترافیک بسته شده است و یک یادبود پراکنده به وجود آمده است. پمپ بنزین Speedway بسته است ، و فعالان علامت آن را به “راه مردم” تغییر داده اند. آنها جلسات منظمی را در اطراف یک آتش سوزی بین پمپ ها برگزار می کنند. بحث اجتماع و شفابخشی است. اما همچنین جرم و جنایت نیز افزایش یافته است و مقامات شهری در مورد بازگشایی تقاطع با فعالان درگیری دارند.

Cup Foods تا حد زیادی به ریتم عادی خود برگشته است ، با حضور منظم مردم و شوخی با کارمندان ، که از پشت یک پیشخوان بالا دادگاه برگزار می کنند ، است. اما بار ناگفته ای وجود دارد که بسیاری از کارمندان بر عهده دارند – حداقل کسانی که در آنجا مانده اند.

کریستوفر مارتین ، 19 ساله ، کارمندی بود که برای اولین بار یک اسکناس ظاهراً جعلی 20 دلاری را که آقای فلوید برای پرداخت سیگار از آن استفاده کرده بود ، پرچم گذاری کرد و حوادث منجر به درگیری با پلیس را به حرکت در آورد. آقای مارتین با شهادت در روز چهارشنبه ، صدایش ثابت اما متشنج ، توضیح داد که در کمال ناباوری و گناه در ماه مه گذشته هنگامی که آقای شووین و دو افسر دیگر را بالای سر آقای فلوید تماشا می کرد ، غلبه کرد.

وی در دادگاه گفت: “اگر من فقط لایحه را نمی گرفتم ، می توان از این امر جلوگیری كرد.”

آدام ابومایاله ، صاحب کاپ فودز با برادرانش ، در مصاحبه ای گفت که آقای مارتین بعد از مرگ آقای فلوید با اشک به سراغش آمد و گفت این تقصیر او بود.

آقای ابومایاله که برای شهادت دعوت نشده بود ، گفت: “من به او گفتم ،” جلوی آن را بگیرید ، این مزخرف است. “

آقای مارتین کار در Cup Foods را متوقف کرد و به آقای ابومایاله گفت که آمدن به محله انرژی بدی به او می دهد.

خود آقای ابومياله گاه تعجب می کند “اگر چه شود؟” او شبی که آقای فلوید درگذشت مدیر کشیک بود و پس از آنکه آقای فلوید پس از استفاده از اسکناس جعلی دو بار از بازگشت به فروشگاه خودداری کرد ، به یکی از دفترکاران دستور داده بود که با پلیس تماس بگیرند.

آقای Abumayyaleh گفت که او در ماه مه گذشته ، پس از یک مبارزه شدید با Covid-19 ، فقط سه روز به محل کار خود بازگشته است. او در وسط یک کار سه ساعته برای باز کردن قفل تلفن های همراه بود و حواسش پرت شد. او گفت اگر مشغول نبود ، احتمالاً کسی بود که بیرون می رفت و با آقای فلوید و دوستانش در مورد لایحه جعلی روبرو می شد و نتیجه ممکن بود متفاوت باشد.

وی گفت: “اگر بتوانم برگردم ، مطمئناً با پلیس تماس نمی گیرم.” “از نظر عینی ، من می دانم که ما هیچ کار اشتباهی نکرده ایم. ما در قبال افراد بد پلیس مسئولیتی نداریم. “

رایکل نوبرت ، که در قسمت تلفن همراه فروشگاه کار می کند ، نیز در دادگاه حاضر نشد. او بندرت درباره آنچه در 25 مه اتفاق افتاده بحث می کند ، اما دادگاه او را مجبور کرده است که دوباره آن را زنده کند. او در حالی که از ورزش کفش های قرمز Air Jordan III که اوایل آن روز خریداری کرده بود ، هیجان زده بود که روز مرگ آقای فلوید کار می کند. این احساس کاملاً از بین خواهد رفت ساعاتی بعد وقتی او فقط زانو زد روی آقای گردن آقای فلوید ، کمی از آقای شوین فاصله داشت.

روز چهارشنبه ، وقتی دادستان در روز مرگ آقای فلوید ، دادسرا فیلم های نظارتی را از داخل کاپ فودز پخش کرد ، او در فروشگاهی که هنوز هم کار می کند خراب شد. اولین بار بود که او آن فیلم را می دید که در آن ظاهر می شود.

این او را به یاد لحظات بازی و بی ضرر آن روز می انداخت. وی یادآوری کرد که مردم با آقای فلوید در مورد اندازه او شوخی کردند و او برای نشان دادن قدرت خود فشارهای سنگینی را انجام داد.

مدت کوتاهی بعد ، او داشت سر مأموران پلیس فریاد می زد تا از آقای فلوید پیاده شود.

او گفت: “من فقط وحشت داشتم.” “منطقی نبود که چرا او چنین روی زمین است. او کاری نکرد که به اندازه کافی اشتباه کند تا با او چنین رفتاری شود. “

مادر وی ، كلی نوبرت ، گفت كه وقتی دخترش چند روز بعد برای بازدید از بنای یادبود رو به تقاطع بازگشت ، پلیس را از دور دید و باعث فریاد و فرار او شد. وی گفت: دخترش مانند گذشته باز نیست و كوتاه خو شده است.

وی گفت: “من فکر می کنم احساس ناتوانی و تماشای آن و توانایی کمک به غذا خوردن درست از طریق او نیست.”

ناامیدی فزاینده تماشاگران در حالی که متوجه می شدند آنچه در این هفته اتفاق می افتد در دادگاه مشهود است.

در جایگاه ، خانم فوناری به یاد آورد که با یکی از دوستانش بود ، پدربزرگ خود را در سال 2003 Buick Century رانندگی کرد و وقتی که خود را به سمت کاپ فود رساند ، غوغا را دید. او به زودی شروع به ضبط کرد ، و التماس های او ، گاهی اوقات با تعرضات ، برای کمک به پلیس برای کمک به آقای فلوید هنگام حرکت بی حرکت عصبانی تر و فوری تر می شد.

در آن زمان خانم فوناری در سن 17 سالگی دبیرستان ، در شهادت خود گفت که تقریباً وقتی تصمیم گرفت چه اتفاقی می افتد تصمیم گرفت آنجا را ترک کند ، اما احساس اجبار کرد که بماند.

وی گفت: “من می دانستم که این کار اشتباهی است ، و نمی توانم فقط دور شوم ، حتی اگر نمی توانم در این مورد کاری انجام دهم.”

به مدت 10 ماه ، این اطرافیان زندگی خود را که عمدتا گمنام بود ادامه دادند و خودشان با گناه زندگی کردند. دادگاه ناگهان آنها را به کانون توجهات کشانده است ، جایی که از آنها خواسته شد قبل از نه تنها هیئت منصفه بلکه همسایگان و کشوری که از سخنان آنها غرق شده است ، احساسات خود را انجام دهند.

از جمله قدرتمندترین شهادت ها آقای ویلیامز ، 33 ساله ، یک مبارز ورزش های رزمی مختلط است که به عنوان محافظ کار می کند و در زمره تماشاگران متحرک قرار می گیرد. او چندین بار از محدودیت کنار رفت و یک بار توسط یکی از افسران پلیس به عقب رانده شد.

وی به یکی از افسران هشدار داد که آنها نیز تحت تعقیب اقداماتشان قرار خواهند گرفت و این افسر می خواهد به خاطر آنچه با آقای فلوید کردند خود را بکشد.

وقتی در دادگاه صحبت می کرد ، مشخص بود که آقای ویلیامز هنوز با آنچه می دید دست و پنجه نرم می کند. او در جایگاه به یاد آورد که چگونه دیدن بی جان آقای فلوید به او یادآوری می کند ماهی را که زودتر از آن روز قبل از مرگ گرفته بود نفس نفس بزند.

وی در دادگاه گفت: “هرچه زانو روی گردن او باشد و لرزش ادامه یابد ، فلوید بیشتر محو می شد”. “و مانند ماهی در کیسه ، دیدید که چشمان او به آرامی کمرنگ شده و دوباره به آرامی به پشت می چرخند.”

جودا ، 9 ساله ، جوانترین فرد موضع گرفته ، یادآوری کرد که چگونه سفرش برای تهیه میان وعده با پسر عموی خود ، دارنلا فرازیر ، که فیلم آقای فلوید را ضبط کرده بود و به طور گسترده ای دیده می شد ، تبدیل به چیزی شد که برای همیشه در او باقی خواهد ماند. او به روشی ساده و كودك گفت كه دیدن آقای شووین بالای سر آقای فلوید او را دیوانه و ناراحت كرده است.

وی گفت: “احساس می کرد که او نفس خود را متوقف می کند و به نوعی باعث آزار او می شود.”

شیلگ مک نیل در این تحقیق همکاری کرد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>